دانشگاه علم تولید می کند یا فساد؟
تاریخ 78ساله دانشگاه در کشور مشحون از حوادث و رخدادهای متفاوتی است ؛ گاه این مجموعه بواسطه حضور نخبگان منشا و بستر تحولات پایدار و زمینه ساز توسعه همه جانبه تلقی شده و گاه همچون برخی از ارکان اجتماعی به دلیل رخنه تفکرات غیرعلمی و غیر دینی شان ، جایگاه و هویت واقعی خود را از دست داده است.
بنابر این می توان دانشگاه را دو روی سکه ای دانست که قرار است در بازار فرهنگ ، متاع علم را از نخبگان جامعه خریداری کند و به همین اعتبار است که امام خمینی ( ره ) دانشگاه را منشاءِ مقدرات و سرنوشت کشور دانسته و آن را در رأس امور میخوانند و می فرمایند: "مقدرات این مملکت، دست این دانشگاهیهاست"، "از دانشگاه [است که] باید سرنوشت یک ملت تعیین شود" و "دانشگاه که رأس امور هست و تقدیرات یک کشوری، مقدرات یک کشوری بسته به وجود آنهاست، باید جدیت کنند که روی خودشان را از غرب و شرق برگردانند".
این مجموعه از منظر امام (ره) آنقدر اهمیت دارد که اگر نتواند نقش واقعی خود را ایفا کند آنوقت است که دیگر تمامی هستی کشور ازدست خواهد رفت. ایشان در جملهای اهمیت این موضوع را گوشزد کردهاند: "اگر دانشگاه را ما سست بگیریم و از دست برود، همه چیزمان از دستمان رفته است". بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که دانشگاه هم منشاءِ دردها و فسادهای موجود و هم منشاءِ اصلاح کشور است و بسته به اینکه دانشگاهها، استادان و دانشجویان چه جهتگیریهایی داشته باشند، ثمرات آن نیز مشخص خواهد شد. .ایشان در فراز دیگری از بیانات خود میفرمایند: "این افرادی که از دانشگاه میآیند، یا مخرّب یک کشوری هستند یا سازنده آن کشور " و "هر چه از خوبیها و بدیها برای یک ملتی تحقق پیدا میکند: وابستگی یا استقلال، در قید و بند بودن و اختناق یا آزادی، تابع تربیتهای دانشگاهی است".
امام راحل ( ره ) همچنین میفرمایند: "دانشگاه است که امور کشور را اداره میکند و دانشگاه است که نسلهای آینده و حاضر را تربیت میکند و اگر چنانچه دانشگاه در اختیار چپاولگرهای شرق و غرب باشد، کشور در اختیار آنهاست".
رهبر معظم انقلاب نیز بارها علیرغم آنکه بر وجود دستهایی پیدا و پنهان برای انحراف دانشگاه تاکید نموده اند اما بر ضرورت وجود دانشگاه در جامعه به عنوان عاملی اساسی برای آتیه کشور تاکید می کنند؛ چنانکه می فرمایند: دانشگاه که قوام اصلى آن به استاد و دانشجوست، حقیقتاً پایه ای براى آینده کشور محسوب مىشود.
با این اوصاف بی انصافی است اگر ریشه تمامی مصایب و مشکلات اجتماعی موجود را در کلاس های علمی دانشکده ها جست و جو کرده و رشته فساد در جامعه را به " دانشگاه " گره بزنیم .این ادعا که " هر کشوری که دانشگاه بیشتری دارد، فساد آن نیز بیشتر است" بیش از آنکه به ترمیم ساختار فعلی نظام دانشگاهی بیانجامد، بیانگر ایجاد این شایبه است که گویا دانشگاه به جای تولید علم ، به تولید فساد و توزیع آن در جامعه روی آورده است با این اوصاف جایگاه استادان و دانشجویان را نیز می توان تعریف نمود.
کوتاه سخن آنکه فراموش نکنیم مسوولیت کلام بزرگانی که وظیفه گران تبیین و تفسیر قرآن و تبلیغ مفاهیم دینی بر دوش آنهاست حکم می کند که پیش از هر گونه اظهار نظر به فحوای آن که ممکن است پیامدی جز ایجاد رخنه و شکاف میان اعضای یک جامعه علمی و و نهایتاً ایجاد شبهه بی اخلاقی در پی نداشته باشد تامل کنند.رهبر معظم انقلاب در تایید این مهم خطاب به مبلغان دینی کشور می فرمایند: برادرها، اگر پول و امکانات هنرى نداریم، اگر فعلاً ترجمه قرآن، به زبان سعدى زمانه نداریم؛ مىتوانیم که اخلاق داشته باشیم؛ «المؤمن بُشره فى وجهه و حزنِه فى قلبه». آن چیزى را که باید ابراز کنید، با اخلاق سراغ دلهاى جوانان بروید؛ ما یک راه میانبُر داریم و آن، زبان خوش است. روحهاى جوانها، وراى قالبهاى آنهاست؛ آن وقت، تبلیغ انجام خواهد شد.گاهى اوقات یک مبلّغ، کارى مىکند که صد فقیه نمىتوانند آن کار را بکنند.