چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

ضعف آموزش

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۱ |
دکتر شیرین احمد نیا - خشونت در سطح زندگي زناشويي و خانواده‌ها اشکال مختلفي دارد و تنوعي از رفتارهاي جسماني، جنسي و رواني، گرفته تا اقتصادي، اجتماعي، کلامي، غيرکلامي و نظاير آن را شامل مي‌شود...

در عين حال به دليل ناشناخته بودن ابعاد و اشکال متفاوت آن براي عموم مردم، گاه اينقدر عملا با رفتارهاي متعارف موجود در خانواده‌ها ميان زن و شوهر، والدين و فرزندان و خواهران و برادران منطبق شده است که تمييز و تشخيص آن از رفتار عاري از خشونت که در نتيجه بتوان اميدي به تغيير رفتار در نتيجه آموزش عمومي و مشاوره و اطلاع‌رساني داد را نيز دشوار مي‌کند.

در برخي از موارد حاد، تلاش مصلحان اجتماعي براي تغيير و حذف رفتار‌هاي خشونت‌بار در اجتماعات انساني با ممانعت‌ها و مقاومت‌هاي عظيمي روبرو مي‌شود انگار که شما خواسته باشيد با رسوم مالوف يا اعتقادات ريشه‌اي يک اجتماع يا قشر خاصي در جامعه به مبارزه برخيزيد.

مبارزه با رسم فرهنگي ختنه دختران در مصر و بسياري ديگر از کشورها در خاورميانه و شمال آفريقا نمونه‌اي از انواع خشونت است که جنبه سنتي و فرهنگي دارد و تلاش پزشکان، مدافعان حقوق بشري و سازمان‌هاي بهداشتي بين‌المللي براي مقابله با رواج اينچنين سنت‌هايي با مشکلات عديده مواجهه بوده است، با اين تلقي و تصور نادرست افراد بومي که فرهنگشان زير سوال رفته است.

اگر کسي تصور کند اينگونه تلاش‌هاي نه‌چندان موفق براي مقابله و حذف خشونت‌هاي خانگي از صحنه زندگي افراد، به کشورهاي کمتر توسعه‌يافته محدود مي‌شود، به خطا رفته است.

مظاهر خشونت در تمام کشورهاي جهان مشاهده و تجربه مي‌شود اعم از توسعه‌يافته و در حال توسعه، با اين حال، سطوح و اشکال آن تفاوت‌هاي بسياري دارد.

در بحث از خشونت، مي‌توان هم به معضل ابهام و ناشناخته ماندن اشکال آن، يعني از ديدگاه آگاهي يا ناآگاهي مردم به اينکه اصولا خشونتي در جريان است، اشاره داشت و هم به اين نکته که بسياري از قربانيان خشونت، حتي اگر به ماهيت آن، آگاهي داشته باشند، اغلب جرأت و شهامت و حمايت لازم براي آشکار كردن يا اعتراض به آن را پيدا نمي‌کنند و در شرايطي که مي‌دانند حتي اگر لب به شکايت بگشايند، ره به جايي نخواهند برد و شرايطي که متحمل مي‌شوند سنگين‌تر و وخيم‌تر مي‌شود، معمولا سکوت اختيار مي‌کنند.

اين سکوت گسترده به ويژه در زمينه خشونت‌هايي که پشت در‌هاي بسته حريم خصوصي افراد در خانه‌ها و خانواده‌ها رخ مي‌دهد، باعث شده و مي‌شود که محققان و پژوهشگران اجتماعي نتوانند تصوير روشني از ابعاد و گستردگي خشونت در جامعه به دست بدهند و دستيابي به آمار واقعي و تلاش براي مبارزه با آن، هم لازم و هم ملزوم بسيج عمومي براي کاستن از اين معضل اجتماعي است.

البته، همانطور که پيش‌تر اشاره شد، برخي از رايج‌ترين اشکال خشونت، خشونتي است که طي رفتارهاي متعارف در فرهنگ يک جامعه، يا گروه‌هاي قومي رخ مي‌دهد.

رفتارهاي حيطه سلامت جنسي در خانواده‌ها نيز از اين مشکل بي‌نصيب نمانده است. هنگامي که زوجين در بدو ازدواج، بدون دريافت کمترين آموزش و مشاوره کارشناسانه - در عين اينکه در چارچوب شرع و موازين اجتماعي با يکديگر پيوند زناشويي بسته‌اند با يکديگر روبرو مي‌شوند، در مواردي تجربيات بسيار ناخوشايندي از اعمال خشونت اتفاق مي‌افتد که تبعات منفي بلندمدتي بر خانواده‌هاي ما در اثر نخستين تجربه حيات جنسي‌شان بر جاي مي‌گذارد.

متاسفانه در غياب آموزش‌هاي رسمي و مناسب بهداشت جنسي در جامعه، هر دو طرف غالبا فاقد هر گونه آموزش‌هاي لازم و مناسب در مواجه با يکديگرند و آنچه معمولا در آغاز زندگي زناشويي به جريان عمل درمي‌آيد، رفتارهايي است مبتني بر اطلاعاتي ماخوذ از منابع غيرمطمئن يا نه چندان قابل اعتماد که اين نقصان‌ها، اولين تجربه پيوند انساني زوج را، به صحنه‌هاي ارتباطي ناخوشايند و دردناک توام با ترس، خشم، ناکامي و تبعات سوء رواني و جسماني بلندمدت آن براي هر دو طرف تبديل مي‌کند از جمله تبعات گزارش شده اين فرايند، نسبت‌هاي بالاي طلاق در اين جامعه است که ريشه در ناهماهنگي‌ها و مشکلات حيات جنسي دارد که به تداوم رفتار‌هاي ناسالم در ادامه دوره زناشويي بازمي‌گردد. سلامت جنسي زوجين بخشي از ابعاد «سلامت اجتماعي» و زمينه ساز بهداشت باروري شناخته مي‌شود.

مصاديق و تبعات غفلت عمومي در اين بعد از سلامت که در کنار سلامت جسماني و رواني از اهميت خاصي برخوردار است، مدت‌هاست براي پزشکان و کارشناسان امور اجتماعي و بهداشتي در روستاها و شهرهاي کوچک - هرچند با نسبت‌هاي کمتري در مقايسه با شهرهاي بزرگ و پايتخت- شناخته شده و حتي گزارش شده، اما بدون چاره‌جويي و اقدام رسمي و آشکاري رها شده است، چراکه مسايل حيات جنسي به عنوان تابو در فرهنگ ما، کمتر رخصت و مجالي براي طرح، تحقيق و مداخله پيدا مي‌کنند.

در فرهنگ ما، از قديم باورهايي در مورد تفاوت‌هاي جنسيتي ميان زنان و مردان که معنا و مبنايي اجتماعي فرهنگي دارد و نه الزاما زيستي، وجود داشته است که تصوير يک مرد را با نمادهاي مردانه (بخوانيد خشن، بي‌عاطفه، بزن بهادر، قلدر، اخمو و نظاير آن) تداعي مي‌کند. در چارچوب سلطه چنين باور و ذهنيتي، پذيرش و تن دادن قربانيان اين گونه خشونت‌هاي مالوف - که غالبا زنان و فرزندان را شامل مي‌شود- به رفتارهايي متناسب با اين صفات از جانب همسران و فرزندان، جاي تعجب ندارد. در چارچوب همين شناخت هويت جنسيتي مرد و زن متعارف در اجتماع محلي، زناني هستند که رفتارهاي برخاسته از حسادت همسرانشان را که محدوديت‌هايي برايشان به وجود مي‌آورد، رفتار غالب مردان معمولي در جامعه، يا رفتار قابل قبول يک شوهر «غيرتي» به حساب مي‌آورند و بنابراين، کمابيش با آن هماهنگ مي‌شوند و به ويژه هنگامي که اين تفکر از جانب ساير بزرگ‌ترها و افراد با تجربه پيراموني نظير مادر، خاله و عمه و نظاير آن نيز تاييد مي‌شود و زن را به تدبير، مدارا و مصلحت‌انديشي و رعايت خواسته‌هاي مرد، به جاي اعتراض و تقاضا براي کاستن از رفتارهاي خشونت‌آميز، تشويق مي‌کنند و رفتارهاي خشونت‌بار – چه در سطوحي خفيف‌تر و چه در سطوحي شديدتر و آشکارتر، در نسل‌هاي بعدي نيز که پرورده چنين زنان و مرداني هستند بازتوليد مي‌شود و استمرار مي‌يابد.

پزشکان و پرستاران متعددي شاهد بدن‌هاي کتک‌خورده زنان بي‌پناهي بوده‌اند که در مراجعه به درمانگاه‌ها حتي جرأت آشکار کردن علت جراحات و صدمات بدني شان و هر گونه شکايتي را (اگر حتي از لطمات روحي ايشان سخني نگوييم) نداشته‌اند؛ آن هم صرفا به دليل ترس از تبعات سخن گفتن از منابع اصلي خشونت که ممکن است شوهران، يا پدران يا برادرانشان بوده باشند و در توضيحاتي که ارائه داده‌اند، حوادث و اتفاقات موهومي را علت واقعه بيان کرده‌اند. به عبارت ديگر شايد نخواسته باشند درد جسماني و روحي خود را با خفت و شرمساري آشکار شدن تجربه تلخ زندگي‌شان در برابر غريبه‌ها، مضاعف کرده باشند.

همين ترس‌ها، ضعف‌ها و پذيرش شرايط موجود به جاي هرگونه اقدام قانوني و احقاق حقوق از دست رفته، زمينه‌اي مي‌شود براي تداوم شرايطي نامطلوب که به ريشه‌کردن خشونت در جامعه توسط مصلحان اجتماعي و مسوولان جامعه لطمه مي‌زند و در غياب اقدامات ساختاري در ريشه‌کن کردن بستر‌هاي خشونت به وسيبله آموزش، تحقيق، تامين حقوق مدني و ظرفيت‌هاي حمايت‌هاي قانوني و حقوقي، انتظار تغيير وضعيت موجود را در جهت تحقق زندگی اجتماعی و خانوادگی عاری از خشونت دور از تصور می سازد.

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .