گاهي اوقات به وضوح ميتوان جمود وسكون زمان ومكانها را درك كرد. حاشيه هاي شهرها وچالشهاي انها از اين دست هستند .چنانكه سال 87 كه به منطقه اي از حاشيه شهر رفتم. ازدوستي شنيدم اينجا زنان ودختران با بهايي به اندازه يك وعده ماده مخدر هزار يا دوهزارتوماني تن فروشي ميكنند. باوركردنش آن زمان بسياردشوار بود اما پس ازسالها فعاليت در حوزه زنان واجتماعي تصاوير ناخوشايندي كه داين زمينه ديده ام. اماپس از سالها بارديگر روز گذشته نيز كه دوستي كه به تازگي براي بررسي حاشيه شهر مشهد به يكي ازمناطق وسيع رفته بود . با اظهار تاسف ميگفت : بنابراظهارات ساكنان زنان حتي در زباله دانها ي اين ناحيه تن فروشي ميكنند . راستي كدام زن درچنين فضاهايي حيثيت وغرور خود را معا مله ميكند ؟ امروز نيز در سايتها گزارش تصويري از تخريب خانه هاي فساد در شيراز ديدم . خانه هايي كه به وضوح حكايت از حاشيه نشيني دارد. گرچه نميتوان مقوله حذف كانونهاي فساد را درجامعه ناديده گرفت .اما نحوه انجام اين مسووليت قابل تامل است. اين خانه ها ويران ميشوند اما ساكنان مفلوك آنها چه ميكنند؟
