چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

باروري به مقتضاي آينده نگري

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۱ |
 

* وبلاگ اززندگي- دكتراحمد نيا:  متن مصاحبه ام با عنوان فوق با نشریه "مهرنامه" در ارتباط با مبحث "تحولات جمعیتی ایران" که پرونده ای در این نشریه بدان اختصاص داده شده، و در شماره ی جدید این ماهنامه (سال سوم، مرداد ماه، 1391 صفحات 194-5) منتشر شده را در این جا نقل می کنم:

 

تصور عمومی آن است که مهم‌ترین عامل کاهش جمعیت، تغییر الگوهای باروری است. این تغییرات چه بوده و از چه طریقی روی نرخ رشد جمعیت اثر گذاشته است؟

 

باید بگویم کاهش جمعیت خیر بلکه "کاهش رشد جمعیت" در ایران، همچنانکه بسیاری دیگر از تغییرات در حیطه ی شرایط زندگی اجتماعی در جامعه ی ما، در نتیجه ی علل و عوامل متعددی پدید آمده است. مسلماً تغییرات الگوهای باروری که خود، پدیده ای زیستی، جمعیت شناختی، روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی به حساب می آید، تاثیر مستقیم خود را بر روند کاهش رشد جمعیت ایران در سالهای اخیر باقی گذاشته است همچنانکه عوامل سیاسی، مذهبی و اقتصادی نیز هر یک سهمی برعهده داشته اند. هنگام صحبت از پدیده های اجتماعی روشن است که نمی توان تنها یک علت را در ارتباط با یک معلول قرار داد و نتیجه گیری کرد، و قطعاً قائل به "هم – تاثیری" سلسله عوامل متعدد هستیم با اعتقاد به این که سهمِ و میزان تاثیر هر یک از این عوامل ناهمسان است. در جریان تغییرات رشد جمعیت در ایران نیز به همین ترتیب عوامل متنوع و متعددی در کنار یکدیگر در کار نقش آفرینی بوده اند. با اینحال، ممکن است از منظر یک جامعه شناس همفکران من قائل به اهمیت بیشتر نقش ارزش ها و نگرش های افراد باشند، به این عنوان که زنان، یا به عبارتی، مادران بالقوه، هویت خود را در جریان تغییرات شتابنده ی ارزشی و هنجاری در جامعه ی امروز چگونه توصیف و تعریف می کنند و چنانچه ایشان، خود را مختار در تعیین مسیر زندگی و تحقق اهدافی که در سر دارند بشناسند، برای کدامیک از نقش های هویتی و جنسیتی خود اولویت قائل می شوند که در نتیجه، به محض ورود به سنین باروری اقدام به ازدواج و به دنبال آن فرزندآوری نمایند یا ترجیحات دیگری را در سر بپرورانند که به عنوان مثال، می توانند برخلاف ایفای نقش های سنتی خود – همچنانکه مادر و مادربزرگ های خود با ایفای نقش همسری و مادری به جریان عمل درآورده بودند- احراز نقش های جدید به عنوان مثال نقش شغلی را هدف خود در تعیین سرنوشت شان قرار بدهند. این سوگیری ارزشی هویت ساز، خود می تواند تعیین کننده ی متغیرهای تاثیرگذار دیگری همچون سن زنان در نخستین ازدواج، سن فرزندآوری، تعداد فرزندان، فاصله گذاری میان فرزندان، تصمیم برای استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری و نظایر آن باشد که همه و همه می توانند به سهم خود، بر میزان موالید در یک جمعیت و تغییرات رشد جمعیت موثر واقع شوند.

 

2. مبنای این تغییرات چیست؟ به عبارت دیگر تا چه حدی این تغییرات ناشی از تغییر در سبک زندگی، تا چه حد ناشی از تحولات معیشتی و تا چه اندازه ناشی از تحولات بیولوژیک است؟

 

همانطور که اشاره کردم اگر از منظر یک جامعه شناس به تغییرات جمعیتی و رشد جمعیت بنگریم، معمولاً تغییرات ارزشی و نگرشی و به عبارتی تغییرات فرهنگی در زندگی افراد جامعه را مد نظر قرار می دهیم که البته به مبحث سبک زندگی و تحولات معیشتی نیز مرتبط است. همانطور که قبلاً اشاره کردم این که یک زن، چه مسیری را در زندگی خود دنبال می کند باعث می شود تصمیم بگیرد که آیا ادامه ی تحصیل بدهد، و به دنبال آن تصمیم به ایفای نقش شغلی هم داشته باشد یا ترجیح او این باشد که هر چه سریع تر وارد نقشی که در زندگی اش برایش مهم تر است یعنی نقش همسری و مادری شود. طبیعتاً این که فرد، تا چه حد، تصمیم جدی برای ادامه ی تحصیل داشته باشد قطعا بر تصمیمات او در زمینه ی ازدواج و این که در چه سنی ازدواج صورت بگیرد تاثیر می گذارد. فردی که عزم خود را برای ادامه ی تحصیل در مقاطع بالاتر جزم می کند، در انتخاب همسر، و در سن ازدواج خود، و در تعیین سنی که بخواهد فرزند بیاورد و این که چند فرزند بیاورد و نظایر آن، وسواس و تامل بیشتری به خرج می دهد. این تصمیم در جامعه ی ما معمولاً تحت الشعاع تصمیمات همسران نیز قرار دارد. در اینجاست که شرایط اقتصادی وارد عمل می شوند. گاه زوجین با اتفاق نظر و به دلایل فشارهای اقتصادی تصمیم می گیرند که فرزندآوری خود را به تاخیر بیاندازند. گاه به اتفاق نظر ترجیح می دهند که دیرتر به فرزندآوری روی بیاورند تا زمانی که خانواده از رفاه و تامین مادی بیشتری برخوردار شده باشد. اما همانطور که قبلاً اشاره کردم صرفاً عامل اقتصادی نیست که تعیین کننده ی آمال و آرزوهای همسران در خصوص فرزندآوری شان است. زوجینی که هر دو احراز شرایط شغلی، رفاهی، و امنیت خاطر عمومی شان را در اولویت قرار می دهند، تلاش می کنند تا تصمیم گیری های شان در خصوص ورود به عرصه ی فرزندآوری را مورد تامل بیشتری قرار بدهند. به نظر می رسد که بسیاری از مردان و زنان جوان در این کشور، به چیزی بیش تر از صرفا ًتعداد فرزندان خود می اندیشند، به عنوان مثال، به این توجه دارند که کیفیت فرزندآوری و فرزندپروری شان چگونه است. به عبارت دیگر ایشان، به بهداشت باروری می اندیشند، یعنی به این می اندیشند که سلامت مادر و کودک در خانواده و بهره مندی ایندو، از شرایط رفاهی بهداشتی و امنیت مادی و روانی بیشتر مد نظر قرار گیرد. بنابر این، ملاک تصمیم گیری ها اینک سنجیده تر و واقع بینانه تر از قبل شده است و اصولاً افراد با توجه به آگاهی هاییکه که در زمینه ی بهداشت باروری کسب کرده و می کنند، با توجه به شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خود با اختیار عمل بیشتری تغییرات جمعیتی را در سطح وسیع تر در جامعه رقم می زنند و بنا به ارتقای سطح سواد و تحصیلات که در دهه های اخیر در جامعه شاهد آن هستیم، افراد به ویژه نسل جوان تر، امر خطیر فرزندآوری خود را به قضا و قدر واگذار نمی کنند و در قبال شرایط رشد و بالندگی نسل های آینده ی این جامعه، در مجموع مسئولیت پذیر تر شده اند.

 

3. تحولات نهاد خانواده ـ فارغ از بحث باروری ـ چه اندازه در تغییرات جمعیتی موثر است؟ آیا کاهش طول عمر خانواده در نرخ رشد جمعیت موثر است؟ مواردی مانند افزایش طلاق یا بالا رفتن میزان تجرد قطعی، آیا به آن اندازه هستند که روی تحولات جمعیتی ایران تاثیر معنادار بگذارند؟

 

بله. بیشک کلیه ی تحولات حیطه های ازدواج و خانواده بر روند فرزندآوری و رشد یا کاهش میزان موالید تاثیرگذار بوده است. افزایش سن ازدواج که در مورد زنان و مردان، هردو، شاهد آن هستیم، بر پیامد و حاصلِ سالهای دوره ی باروری شان تاثیرگذار است یعنی هر چه ازدواج دیرتر صورت بگیرد، فرصت زنان برای مادر شدن و تعداد فرزندان در دوره ی باروری شان مسلما کاهش می یابد. قطعاً بنابر این، رخداد طلاق، که خود در این جامعه، روندی افزایشی یافته است، بر این متغیر تاثیرگذار است، اما باید اضافه کنم که متغیرهای دیگری به عنوان مثال، نگرانی ها و احساس عدم اطمینان به پایداری و دوام ازدواج در مورد همسران در جریان زندگی زناشویی شان و مشکلات خانوادگی و اقتصادی و آسیب های اجتماعی، نیز می تواند سهم و تاثیر خود را برجای بگذارد و به همین دلیل، سالهاست که شاهد آن هستیم که فاصله ی کم میان سن ازدواج زنان تا زمانی که اولین فرزند متولد می شود به طور روزافزونی افزایش یافته است و زوجین آگاهانه تلاش می کنند تا فرزندآوری شان را پس از ازدواج به تاخیر بیاندازند تا زمانی که از سلامت ازدواج خود و انتخاب صحیح شان در خصوص انتخاب همسر اطمینان بیشتری کسب کرده باشند. این به معنای مسئولیت پذیری بیشتر ایشان و آینده نگری ایشان، نسبت به سرنوشت فرزندان حاصل از ازدواج شان است، همانطور که می تواند ناشی از دخالت عوامل دیگری همچون مسائل و محدودیت های اقتصادی در زمینه ی ورود به عرصه ی مسئولیت های فرزندپروری شان باشد.

 

4. سیاست‌های دولت چه اندازه در تغییر الگوی باروری تاثیر داشته است؟ به عبارت دیگر تا چه اندازه تحولات الگوهای باروری ناشی از سیاست‌گذاری‌های دولتی بوده است؟ در صورتی که دولت بخواهد روند کنونی را تغییر بدهد که امکانات و محدودیت‌هایی در پیش رو دارد؟

 

آنچه ما به عنوان سیاست های جمعیتی می شناسیم که به سیاست های دولت در امر تنظیم خانواده باز می گردد، بی شک تا حد زیادی می تواند روند تغییرات الگوهای باروری را تحت تاثیر قرار بدهد. تصور بفرمایید امکانات و خدمات و مشاوره های تنظیم خانواده که به صورت رایگان از طریق به کار گیری بهورزان روستایی در اقصی نقاط کشور در خانه های بهداشت روستایی در اختیار جمعیت کثیر روستا نشینان ایران در دهه های اول پس از احیای برنامه ی تنظیم خانواده قرار گرفت موجب شد تا میزان موالید در روستاهای کشور با بهره گیری از خدمات افراد بومی که معتمد و امین و تلاشگر بودند به شدت کاهش پیدا کند که خود موجب تسریع و شدت گرفتن ارتقای شاخص های بهداشتی روستائیان و کل کشور نظیر شاخص امید به زندگی، و کاهش آمار مرگ و میر مادران و کودکان شد. چنانچه ارائه ی اینگونه خدمات بهداشتی محدود شود، می تواند تا حدی بر رفتار باروری تاثیر بگذارد و درصورتی که مردم چه در سطح روستاها و چه در سطح شهرها از خدمات رایگان وسایل پیشگیری از بارداری و مشاوره های مربوطه محروم شوند، این احتمال وجود دارد که به دلیل مشکلات اقتصادی، و گاه عدم برخورداری از آگاهی ها و آموزش های لازم بهداشتی، از صرف هزینه در جهت کنترل بارداری خودداری نمایند، و در نتیجه نسبتی از مادران به ویژه آنها که در مناطق روستایی، یا حاشیه شهرها سکونت دارند، در شرایط دشواری از نقطه نظر مواجهه با بارداری های ناخواسته قرار بگیرند که گاه منجر به اقداماتی در جهت سقط جنین های عمدی غیرقانونی، غیر ایمن و غیر بهداشتی و نهایتاً افزایش خطر لطمات جسمانی و حتی مرگ و میر مادران می شود. واقعیت این است که تغییرات حیطه ی باروری و تغییرات جمعیتی، در جریان تاثیرگذاری سلسله عوامل متعددی تحقق می یابد که از سطح فرد و تصمیم گیری های زوجین در حیطه و حریم خصوصی خانه و خانواده شروع می شود، اما تا سطوح کلانی نظیر تصمیم گیری های اقتصادی و سیاست های جمعیتی در یک جامعه تسری می یابد. شاید نتوان به صراحت گفت کدامیک از عوامل تعیین کننده تر هستند، اما می توان گفت که مجموعه ی این عوامل تاثیرگذار هستند و در جهت تامین بهداشت و توسعه ی کشور به مجموعه ی عوامل می بایست نظر افکند.

 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .