مهري جوادزاده، مديرعامل يك شركت صادراتي، صنعتي :
باورهاي سنتي فعاليتهاي تجاري زنان را محدود مي كند
اشاره: اولين كارت بازرگاني به نام زنان در سال 1336 براي مهين افشار صادر شد. با گذشت 50 سال از آن زمان امروز حدود 1200 زن تاجر، كارت بازرگاني گرفته اند و به صادرات اشتغال دارند.
يكي از اين بانوان، مهري جوادزاده است كه در سال 1379 نيز به عنوان صادركننده نمونه كشور شناخته شده است.
با اين بانوي موفق كه مديرعامل شركت صادراتي صنعتي و معدني «سپهر» مي باشد گفتگويي انجام داده ايم كه از نظرتان مي گذرد.
* خانم جوادزاده! شما حدود 12 سال است به امر صادرات مشغول هستيد. چقدر تحصيلات را در موفقيت خود مهم مي دانيد؟
** من اولين كار رسمي خودم را در ارديبهشت 1356 پس از بازگشت به ايران شروع كردم و چون داراي تحصيلات آناليست كامپيوتر از آمريكا بودم، به مدت سه سال تا 1359 به كار در زمينه تحصيلم پرداختم. اما پس از يك وقفه سه ساله كه دوباره فعاليت كاري خود را شروع كردم در بخش بازرگاني خارجي چه در واردات و چه در صادرات مشغول شدم. بنابراين تأثير تحصيلاتم به جز كمك به تربيت تفكر منطقي و آشنايي كامل به زبان انگليسي نبوده است و آن را فقط بخش مؤثري از پيش نياز موفقيت خود در فعاليتهاي كارآفريني مي دانم.
* با توجه به اينكه شما به عنوان صادركننده نمونه در سال 79 انتخاب شده ايد، بفرماييد براي حفظ بازار و ترغيب خريداران خارجي به چه نكاتي توجه داشته ايد؟
** البته من به اين انتخاب افتخار مي كنم، اما در سالهاي بعد به علت چرخش در نوع صادرات نتوانستيم اين موفقيت را تكرار كنيم. به هر حال حفظ بازار و مشتريان خارجي يكي از اركان اصلي بقاي ما بوده است. بنابراين ارتباط مداوم با مشتريان، توجه كردن به نظرات آنان در مورد كيفيت محصولات موردنظرشان، پيگيري و آگاهي نسبت به تغيير قوانين و مقررات بهداشتي در كشورهاي مقصد، اخذ استانداردهاي كيفي و توليد محصولات مطابق با سلايق مشتريان از راههاي حفظ بازار بوده است.
* به نظر شما بانوان بازرگان با چه مسايل و موانعي مواجه هستند؟
** به طور كلي معتقدم تفاوت چنداني ميان بازرگانان زن و مرد نيست و حتي بيشترين مديران فروش در دنيا را زنان تشكيل مي دهند. اما اينكه بتوانند كسب و كار مستقلي را راه اندازي كنند كمي مشكل است. از اين نظر كه در داخل كشور مراجعه زنان به مشتريان و مذاكرات رو در رو كار چندان آساني نيست و ملاحظاتي وجود دارد. در بخش سفرهاي خارجي نيز كه از اركان اصلي تجارت است براي بانوان در برخي موارد محدوديتهايي وجود دارد.
يكي از اين محدوديتها باور سنتي است كه معامله كردن با خانمها را همتراز با مردان نمي دانند، البته اين امر بيشتر از آنكه وجهه قانوني داشته باشد داراي وجهه سنتي و فرهنگي است، در حالي كه تجربه ثابت كرده زنان به اجراي تعهدات خود پايبندتر و در بسياري مواقع حتي با پذيرش پرداخت هزينه هاي بالاتر تعهدات خود را جامه عمل مي پوشانند. همچنين ثابت شده زنان در مقايسه با مردان به سود كمتري بسنده مي كنند. اين در حالي است كه زنان در انتخاب طرفهاي تجاري خود وسواس بيشتري به خرج مي دهند و در تنظيم قراردادها محافظه كارانه تر عمل مي كنند. بنابراين كار و معامله با زنان در شرايط مشابه سودمندتر است.
* خانم جوادزاده! طي اين سالها از چه حمايت و مساعدت دولتي بهره مند شده ايد؟
** من هيچ مساعدت و حمايت دولتي را تقاضا نكرده ام و در شرايط مساوي با ديگر همكاران خود حركت كرده ام و اصولاً بر اين باورم كه در بخش اقتصاد و بخصوص صادرات هر چه دخالتهاي دولت كمتر باشد، بهتر است.
* يكي از دغدغه هاي امروز جامعه، اشتغال جوانان است. به اعتقاد شما به عنوان يك كارآفرين موفق، چگونه مي توان براي اشتغال اين گروه زمينه سازي كرد؟
** من نه به عنوان يك كارآفرين، بلكه به عنوان يك مادر، نگراني خانواده ها و جوانان را كاملاً درك مي كنم. اما در اين ميان راه چاره را برخلاف ديگران دخالت و تصديگري دولت نمي دانم. به اعتقاد من به دليل همين باور است كه جوانان تحصيلكرده و مستعد ما در كسب اشتغال چنين منفعل و درمانده شده اند، بنابراين براي فراهم شدن شرايط كار براي جوانان هم بايد مشاركت مطلوب داشته باشند. نظام آموزش و پرورش ما مي تواند با آموزش و تقويت اعتماد به نفس، فكر خلاق و تفكر سازنده به كودكان نقش مؤثر داشته باشد.
وزارت علوم مي تواند با طراحي رشته هاي تحصيلي متناسب با بازار كار زمينه اشتغال جوانان را فراهم كند. سيستم بانكي نيز مي تواند علاوه بر اجراي مصوبات و بخشنامه ها به قابليتهاي واقعي افراد نيز بها دهد. دولت هم مي تواند با تقويت بخش خصوصي زمينه ساز خلاقيت و نوآوري شود تا اين بخش در تنگناي يكنواختي و رفع معضلات گرفتار نشود.
به هر حال، نمي توان انتظار داشت مشكل اشتغال جوانان همه از كانال كارآفريني برطرف شود، زيرا به طور طبيعي بخشي از آنها به سوي كارآفريني مي روند، اما بقيه جذب كارهاي ديگر مي شوند. بنابراين هر قدر در جامعه امكان سرمايه گذاري خارجي و بخش خصوصي فراهم شود و به ايجاد بنگاههاي اقتصادي جديد بپردازند، امكان اشتغال جوانان افزايش مي يابد.
* شما به نقش دولت ونهادهاي دولتي در زمينه اشتغال اشاره كرديد. خانواده و جوانان چقدر در اين امر مؤثرند؟
** به طور قطع جوانان در اين مورد سهم بسزايي دارند. بنابراين بايد به ياد آورند كه آنها داراي بزرگترين سرمايه يعني جواني، قدرت تفكر، خلاقيت و نوآوري مي باشند.
از همين رو با تكيه به لطف خدا و سپس توانمنديهاي خود تلاش كنند و بدانند كه حتماً موفق مي شوند. همچنين به خانواده ها توصيه مي كنم در اين راه فرزندان خود را از نظر فكري و روحي حمايت كنند. تلاشهاي آنها را حتي با بازده اقتصادي اندك جدي بگيرند، زيرا اگر جواني در آغاز كار مورد حمايت قرار گيرد، ديگران هم از كمك به وي دريغ ندارند و كوتاهي نمي كنند. البته من معتقدم در محلات هم اهالي مي توانند با پشتيباني از جوانان مستعد به گسترش و توسعه اشتغال آنان كمك مؤثري كنند.
* شما به عنوان مديرعامل يك شركت صادراتي، چه توصيه اي به بانواني كه تصميم دارند وارد عرصه تجارت شوند داريد. آيا صرفاً داشتن امكانات مادي كافي است؟
** در حال حاضر، در كار بازرگاني به جز بهره مندي از امكانات مادي لازم است كه نسبت به علم ارتباطات، مذاكرات بازرگاني و زبان خارجي آشنايي و حتي تسلط كافي داشت. بنابراين، توصيه مي كنم در فضاي جديد كسب و كارهاي الكترونيكي وارد شوند و مهارت بيشتري در اين حيطه پيدا كنند، زيرا آينده تجارت در بازرگاني الكترونيكي نهفته است