تلاش براي ديده شدن
گوشه اي از شهرمردماني را ميبينيم كه درگير هزينه يك شب عروسي 2 ميليارد تومان، پيش فروش پنت هاوس 17 ميليارد تومان ، خودروي سه ميليارد توماني وهستند وگوشه ديگر آدمهايي كه براي خريد تلويزيون سه بعدي و ماشين ظرف شويي و... وام ميگيرند ووام ميگيرند به راستي اين زندگيهاي مجلل وخودنمايي ها چه معنايي دارد؟ آيا مردم پولدارتر شده اند؟
دكترابراهيم فياض ، استاد دانشگاه دراين باره به گزارشگر ما ميگويد: مردم حتما پول دارند كه خرج ميكنند .به هرحال وقتي مردم دارند سعي ميكنند اين تمول ظهوروبروز اجتماعي داشته باشد . عده اي كه ديندار هستند با انجام كارهاي خير نظير ساختن مسجد ومدرسه اين برتري اقتصادي را نشان ميدهند .افراد عادي نيز با تغيير در سبك زندگي ولباس واتوموبيل.
وي در پاسخ به اينكه ، افرادي كه وام ميگيرند تا فرش وتلويزيون و .. بخرند هم پول دارند؟ نيز ميگويد: به طورحتم دارند كه توان پرداخت اين وامها راداشته باشند. در ضمن شكاف طبقاتي نيز كاسته شده است زيرا ما ثروتمند مطلق يا فقير مطلق درجامعه نداريم.
دكتر اصغر مهاجري ، جامعه شناس نيز ميگويد: این که هر انسانی به ابراز وجود خود بينديشيد وخود رادر آيينه قضاوت ديگران ببيند رفتارمطلوبي است ، اما زماني اين رفتار قابل تامل است كه فرد سعي ميكند ، تواناييها ، برتريها وامتيازهايي را كه ندارد ، نشان دهد. درواقع وانمود به ارائه تصوريري ميكند كه فاقد آن است .اين مساله مشكل ساز بوده ومورد نكوهش آموزه هاي ديني است به طوري كه از آن در لسان وادبيات ديني تعبير به ريا وتظاهر ميشود. همچنين اين رفتارها به لحاظ جامعه شناختی خطرناک وازلحاظ دینی نیز مذموم شمرده ميشود زیرا ارتباطات اجتماعی را دچار مشکل كرده وباعث بی اعتمادی اجتماعی مي شود. از سوی دیگرجامعه شناسان معتقدند جامعه ای که شفافیت ندارد ،ارتباطات سالم دچار خلل شده وهمين کاهش اعتماد اجتماعی به عنوان سرمایه اجتماعین يز تخريب ميشود به اي ترتيب روند توسعه دچار چالش ميشود.
وي درخصوص ريشه هاي فرهنگي اين رفتار اضافه ميكند: گرچه ملت ايران به دليل آنكه ملتي با فرهنگ ، تمدن ساز وبا غرور بوده اند سعي داشته اند اين برتريها را نشان دهند واين روند مطلوب بوده است .اما گاه شاهد برخي رفتارهاي متظاهرانه نيز دراين ميان بوده ايم به طوري كه درتاريخ فرهنگي ما يكي ازدغدغه هاي انديشمندان همين مقوله بوده است .
اين آسيب شناس اجتماعي با اشاره به اينكه ، طي سالهاي اخيراين رفتار پررنگتر درجامعه ديده ميشود،مي افزايد: رفتار افراد تابع نظام فرهنگی واجتماعی است از این روبراي بررسي رفتارهرفردي بايد يك سطح بالاتر را بررسی کرد ودريافت نظام فکری وارزشی این گروه وجامعه چیست ؟امروزه نظام ارزشی حاكم برجامعه نظام مادی گريانه ونظام ارزشی مصرفی است بنابراين مطابق ديدگاه جامعه شناسان اگرنظام ارزشی جامعه ای ابزارهای لازم خود رانداشته باشد موجب انحراف اجتماعی میشود. به این ترتیب امروزه ما ازیک سو نظام ارزشی مصرف گرایی وجاهت طلب داریم از سوی دیگر پول دراختیارنداریم كه اين جلوه ها را نشان دهيم .به اين ترتيب براساس ديدگاه مرتن چنانچه هنجارها وابزارها انطباقی با اهداف وارزشها نداشته باشد آن موقع دچارانحراف میشویم که این انحرافها شامل افسردگی ،دنیا گریزی ،گرایش به آسیبهای اجتماعی براي كسب اموال تظاهروجلوه گري ميباشد حتي اين روند باعث ميشود ما نتوانيم به درستي اولویتها ي اقتصادي ومصرفي را طبقه بندی کنیم . همين اين مسايل باعث آسيب مي شود وي ادامه ميدهد : اما گروههای مرجع وارزش گذاران جامعه كه ميتواند، رسانه ها، همسایه واطرافیان یا معلم یک کلاس باشدوبر ما قضاوت ميكنند. بر اساس مصرف زدگی ومادیگری رفتارهای مارا ارزیابی میکنند ازاین رو شهروندان ناگزیرند که رفتارهای خود را براساس همین ارزیابی ها با شرایط انطباق دهند.اگرتوان اقتصادي مناسبي داشته باشند كه مشكلي رخ نميدهد اما .اگرندارند ادای داشته ها را در می آورند خیلی درمضیغه باشند برای رسیدن به این سطح دست به انحرافات مختلف میزنند.
دكترمهاجري تاكيد ميكند : گسترش ارزشهاي مادي وتجمل گرايي بيش ازگذشته هوشمندي متولیان ،کارشناسان و عالمان حوزه دین را می طلبد زيرا اين روند حكايت از ضعف جامعه در فرایند جامعه پذیری دینی وفرهنگ پذیری دینی دارد .این درحالیست که آموزه های ديني ما بر پرهیز از تظاهر و برچيدن نفاق تاكيددارد.
· نوكيسه ها ورشد مصرف گرايي
طي سالهاي اخير شاهد ظهوروبروز گروهي معروف به نوكيسه ها هستيم. اين قشرتاچه حد در گسترش تجمل گرايي موثر بوده اند؟
دكترمهاجري با تاكيد براينكه " نوكيسه ها" نيز نتیجه حاکمیت ارزش مادیگری هستند ميگويد: البته عواملي بروز وظهور آنها را تسهیل کرده است .نخست عدم توجه به کافی ووافربه تولید.زيرا هرقدرجامعه به نظام تولید ونظام کار وگردش سرمايه ونه سرمایه اندوزي توجه كند نقش اين افراد كاهش مي يافت سپس ضعف در قوانین کشور ، زيرا قوانين قدرت کنترل ونظارت ومدیریت بر رفتارهای اقتصادی را ندارند. همين امر موجب شکاف بین گروههای فقیر وغنی شده وقشرمتوسط جامعه کاسته میشود . درحالي كه وفادارترین گروه به تعهدات وارزشهای اجتماعی طبقه متوسط مي باشند .به این ترتیب هرقدراین قشررا تقویت کنیم مصرف منطقی شده و جامعه در مسیر سالم حرکت میکند.
وي در پاسخ به اينكه آيا اين مصرف زدگي نشانه تمول اقتصادي جامعه است ، ميگويد: وجود ثروتهای سرگردان ناشي از حاکمیت ارزشهای ماديگرايانه است . از همين رو مقام معظم رهبری نیز تاکیددارند که به ويژه مسوولان ازورود به اين حوزه ها وتجمل گرايي پرهيز كنند . زماني كه ارزشهاي مصرف گرايانه حاكم شد افراد به فراهم كردن اين ابزارها ميپردازند .دراين ميان گروههايي كه دستي درجلوه هاي مختلف قدرت دارندبسترهارا به گونه اي ميچينند كه ثروتها سرگردان شوندوآنها ازاين شرايط بهره ببرند گروهي نيز كه اين توان راندارند به سوي انحرافها كشيده ميشوند.
· تلاش براي مصرف بهينه
آيا آفت مصرف زدگي بحراني جهاني است؟
دكترمهاجري با رداين نظر ميگويد: درزمينه مصرف زدگي نکته ظریفی با عنوان تئوری مرکز پیرامون وجود دارد به اين ترتيب مركز برای حاکمیت خود طوری برنامه ریزی میکند که با شیب ملایمی تمام منافع حاصل وي شود. جامعه استعماري بااين شيوه سعي دارددر قالب برنامه هاي مختلف نظير، فيلمها وبازيها وهنر وساير ابزارها ، شهروندان جامعه پيرامون يا همان جهان سوم را به سوي بالابردن مصرف کاذب وشتابزده هدايت كند واواز مواهب اين برنامه ها بهره مند شود. البته گرچه درجامعه مركز نيز شاهد مصرف زدگي هستيم اما از آنجا كه توان اقتصادي آنها بالاست ومصرف نيز منطقي است اين آسيبها كمترنمود دارد. حال انكه دركشورهاي جهان سوم ، شهروندان یک میلیون درآمد كسب ميكنند ولي متاثراز برنامه هاي مصرف كاذب يك ميليون ونهصد هزارتومان مصرف ميكنند درمقابل براي رفع كمبودها دچارانحراف ميشوند. درحالي كه براساس مصرف منطقي بايد نهصد هزارتومان خرج كرد وصدهزارتومان پس انداز داشت.
اين جامعه شناس به راهكارهاي مقابله بااين برنامه ها اشاره كرده وميگويد: ازراهكارهاي موثر اين است كه همه جامعه دغدغه اين مسايل راداشته باشند . نكته ديگرتقويت مديريتها است. همچنين به بررسي ومطالعه بومي واقعي بپردازيم. نكته بعد افزايش پس انداز واصلاح شيوه مصرف است واين درآمدها وسرمايه درجامعه گردش داشته باشد. از سوي ديگر سعي كنيم به جاي گسترش نظام دلالي برنظام توليد به ويژه تولید ملی بهادهيم . مساله ديگرتوجه به آموزش نوجوانان وجوانان است زيرا اين گروه بيش ازسايرين مصرف ميكنند وسن مصرف آنها نيز افزايش دارد. اين درحاليست كه اين گروه نسبت به نسلهاي ديگراحساس مسوليت وتعهد اجتماعي كمتر شده است. كه نهادها وموسسات مختلف دراين كم كاريها موثر هستند. به هرروي درحالي ما دچارچنين مسايلي هستيم كه در قوي ترين ارزشهاي توليدي و تلاش را در آموزههاي ديني ميبينيم چنانكه از نظر حضرت علي (ع) بالاترین تفریح کاراست .اما آيا امروزه بهترین تفریح ما کاراست .پس ضروري است براي رشد وتوسعه جامعه به اصلاح نواقص بپردازيم وهمه دغدغه رشد وتعالي كشوراداشته باشيم.