چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

به جمعیت دانا و دارا نیازمندیم

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۱ |

روزنامه قدس - امروزه اگر خانواده‌ای بیش از دو فرزند داشته باشد، اطرافیان باشگفتی و حتی ترحم نگاهش می‌کنند! گویا فراموش کرده‌اند چند دهه پیش، کمتر خانه‌ای بود که ۴-۵ بچه نداشته باشد. اما چرا جامعه ما به سوی کنترل جمعیت رفت؟

سیاستهای دولتی برای تنظیم جمعیت

دکتر مصطفی‌پور، جامعه‌شناس با اشاره به اینکه سیاست جمعیتی عبارت است از، تمامی تمهیداتی که دولت و نهادهای اجرایی و قانون برای تاثیرگذاری بر ویژگیهای کمی وکیفی جمعیتی اتخاذ می‌کنند، به خبرنگار ما می‌گوید: این سیاست‌ها باید متناسب با شرایط جمعیتی و فرهنگی هر کشور باشد و با الگوبرداری بی‌ضابطه و بدون بررسی نمی‌توان آن را در جامعه اجرا کرد. با بررسی وضعیت جمعیتی کشور می‌توان ضرورت سیاستهای جمعیتی را دریافت. با نگاهی به ساختار جمعیتی کشور می‌بینیم تا اوایل قرن چهاردهم شمسی رشد ناچیز داشتیم.

در واقع هم، سطح باروری بالا بود و هم سطح مرگ و میر و این دو مولفه، رشد جمعیتی را به تعادل می‌رساند. اما از دهه بیست، با کاهش مستمر مرگ و میر و روند مستمر زاد و ولد شاهد رشد جمعیت بودیم. طوری که از 1335 تا 1365 با رشدی بالغ بر3 درصد در کشور روبرو شدیم. نقطه اوج این رشد نیز با 9/3 درصد در آغاز دهه 60 دیده می‌شد. در همین زمان ضرورت کنترل جمعیت مطرح شد. البته علاوه بر سیاستهای جمعیتی، شرایط اجتماعی نیز در این امر موثر بود چنانکه تغییر در سبک زندگی و رشد زندگی شهری بر کنترل موالید تاثیر داشت.

باید نگران فرار ژن‌ها و مغز‌ها بود

پروفسور حسین باهر، استاد دانشگاه نیز با تاکید بر همین مقوله به خبرنگار ما می‌گوید: در ابتدای انقلاب، جمعیت کشور ما 35 میلیون نفربوده که حال به 70 میلیون رسیده است. پس ما با رشد منفی مواجه نبودیم.

وی می‌افزاید: مساله رشد منفی جمعیت در برخی گروه‌های جمعیتی مانند فرهیختگان قابل قبول است اما در روستا‌ها که هنوز هم هر خانواده چندین فرزند دارد این کنترل مشهود نیست. برخی از این گروه‌ها به دلیل شرایط نمی‌توانستند بیشتر فرزند بیاورند که به کنترل مربوط نمی‌شود بلکه شرایط فرزندآوری نبوده است.

برای نمونه افرادی که به دلیل ادامه تحصیل یا اشتغال در سنین بالا تر ازدواج می‌کنند نمی‌توانند بیش از دو فرزند داشته باشند.

زیرا امکان خطر تولد کودکان معلول بیشتر می‌شود و این خطر را نمی‌توان پذیرفت. پروفسور باهر تأکید می‌کند: به جای اینکه دغدغه جمعیت را داشته باشیم، باید نگران فرار ژن‌ها و فرار مغز‌ها باشیم که به وفور در جامعه دیده می‌شود. در غیر این صورت انبوه جمعیت نادان و نادار، به درد هیچ مملکتی نمی‌خورد. در یک جامعه توانمند، نیاز به جمعیت دارا و داناست. یعنی جامعه‌ای که از توانایی‌های مادی و معنوی برخوردار باشد.

 

نقش جمعیت در توسعه

سالهاست که صاحبنظران به اجرای سیاستهای جمعیتی به دیده تردید نگاه می‌کنند. به راستی جمعیت چه تاثیری بر رشد و توسعه جامعه دارد؟

دکتر مصطفی‌پور می‌گوید: درخصوص تاثیر جمعیت بر توسعه جامعه سه دیدگاه در جهان رایج است؛ نخست برخی متفکران جمعیت را مانع توسعه می‌دانند و معتقدند به دلیل محدودیت منابع، جمعیت و رشد آن باعث بی‌عدالتی می‌شود. زیرا بر سر سفره‌ای که محدودیت دارد اگر تعداد زیادتری بنشینند برخی بیشتر منفعت می‌برند و برخی گرسنه می‌مانند. از این رو معتقد به کنترل جمعیت هستند گروه دیگر نیز معتقدند: رشد جمعیت محرک توسعه است. عده‌ای نیز بر بی‌اثر بودن جمعیت بر توسعه باور دارند و رشد اقتصادی را به عوامل اقتصادی مربوط می‌دانند. این پژوهشگر اجتماعی می‌افزاید: در نظریه جمعیتی کشور ما آنچه اهمیت دارد، مقوله‌ای به نام پنجره یا هدیه جمعیتی است.

بنا بر این دیدگاه؛ جمعیت سنین فعال یعنی حدود 15 تا65 سال به طور محسوسی در مقایسه با جمعیت کل رشد می‌کند. هرقدر نسبت جمعیت فعال به رشد جمعیت بیشتر باشد این مقوله باعث سرعت در رشد می‌شود.

در دوره ده ساله 1375تا 85 در حالی که رشد جمعیت 61/1 درصد بود این میزان برای زیرگروه جمعیت 15-65 سال 3برابر شده است. یعنی رشد آنها سه برابر رشد کشور بود که این اصطلاحا تعبیر به هدیه و پنجره جمعیتی می‌شود.

این امر، علاوه بر مزایا و فرصت‌ها در صورت غفلت از آن می‌تواند آسیب و زیان به حساب بیاید. نکته نخست در پنجره جمعیتی این است که با محدودیت زمانی مواجه هستیم و بیشتر با گذشت دو یا سه دهه، این فرصت از دست می‌رود.

پس باید از آن به موقع استفاده کرد. نکته دیگر برنامه‌ریزی و بسترسازی مناسب بهره‌مندی از این فرصت وجود داشته باشد. زیرا همیشه شتاب بخشی به روند تولید و توسعه به خودی خود به جریان نمی‌افتد و نیازمند تمهیدات است. در مقابل این ظرفیت مطلوب باید شرایط بهره‌برداری از آن نیز فراهم شود. سیاستها و تحولات ساختاری و نهادی مانند بهداشت خانواده، سرمایه انسانی کارآمد، آموزش مطلوب، بازار کار در جهت جذب نیروی کار، سرمایه‌گذاری اقتصادی و حذف اقتصاد دستوری باید به موازات هم به توسعه منجر شود. نکته دیگر این که چنانچه تصمیم سازی و برنامه‌ریزی مناسبی برای بهره‌برداری از این هدیه جمعیتی فراهم نشود چالشهایی همانند بیکاری، اشتغال ناقص و بی‌ثباتی را به دنبال

خواهد داشت.

 

آگاهانه فرزند بیاوریم

اما پرفسور باهر با تاکید بر ضرورت ادامه سیاستهای کنترل جمعیتی می‌گوید: برای هر کشور و جامعه‌ای ضروری است که متناسب با شرایط و موقعیت خود به کنترل جمعیت بپردازد.

این مساله شاید به نوعی تفاوت انسان با دیگر موجودات را یادآور می‌شود که انسان قادر است هماهنگ با شرایط خود، بر زاد و ولدش کنترل داشته باشد. به این ترتیب، وقتی جامعه‌ای فقیر است می‌تواند تولید مثل را کنترل کند و ضرورت ندارد هر خانواده‌ای فرزند یا چندین فرزند داشته باشد.

وی می‌افزاید: به اعتقاد من امروز یک خانواده تهرانی که در شرایط اقتصادی متوسط بالا قرارمی‌گیرد حداکثر دو فرزند برایش کافی است و بیش از این نیز خلاف عقل و نقل است.

زیرا والدین در هر صورتی ناگزیر به تامین فرزندان هستند. به خصوص که دیگر تکامل آن‌ها را نمی‌توان تنها با تغذیه و مسایل معمول فراهم ساخت. بنابراین زمانی که ما به عنوان والدین در شرایطی هستیم که معاش و معادمان تامین نیست نباید به فرزندآوری بیندیشیم. در روستا که امکانات اقتصادی و قناعت وجود دارد، نیروی انسانی عامل مهمی است. اما در همین فضا با توجه به شرایط تولید و توسعه باید به فرزندآوری فکر کرد.

به نظر من به صرف اینکه ما بخواهیم فقط مادر یا پدر شویم که نسلمان بماند انگیزه معقولی نیست. مگر این، نسل انیشتین است که دغدغه بقای آن را داشته باشیم؟! هر قدر محدود‌تر عمل کنیم بهتر است. از نظر شرعی و عقلی و عرفی هر فردی که قدمی بر می‌دارد باید آگاهانه و هدفمند باشد. در طبیعت نیز موجودات هوشمند‌تر بر کنترل موالید خود تاکید دارند به طوری که خرسهای قطبی در سالهایی که با کمبود مواد غذایی مواجه هستند زاد و ولد نمی‌کنند. ‌گاه افراد با تدابیر نادرست مسایل را به گردن خدا می‌اندازند و می‌گویند خدا بزرگ است. مگر این همه کشوری که در فقر مطلق و گدایی زندگی می‌کنند خدا ندارند! با این تصور، ما به واقع این مفهوم که خدا بزرگ است را درک نکرده‌ایم. قطعاً و حتماً خدا بزرگ و توانمند است اما ما نیز باید همسو با این توانایی رشد و تکامل داشته باشیم و به تعالی برسیم.

 

تحصیلات نباید مانع ازدواج شود

تجردهای قطعی، تاخیر در سن ازدواج و افزایش سن ازدواج مسایلی است که ‌گاه افراد، آن را ناشی از سیاستهای جمعیتی و بر هم خوردن تعادل جمعیتی می‌دانند. پروفسور باهر دراین باره می‌گوید: به طور کلی توازن جمعیت نیاز به بررسی دارد، اما مسایل دیگر نیز در این امر دخالت دارند. برای نمونه، در دختران رشد جنسیتی زود‌تر رخ داده و زود‌تر نیز به پایان می‌رسد. در واقع دوران جنسیتی زنان بین 15 تا 45 سال است که 30 سال می‌باشد.

اما در مردان عمر جنسیتی به 60 سال نیز می‌رسد. این مسایل باید مورد توجه قرار گیرد. نکته دیگر اینکه، زمانی که به دلیل مشکلات اقتصادی مانند مسایل مسکن و اشتغال یا با تاکید افراطی بر تحصیل دختران آنها را وادار به ازدواجهای دیرهنگام می‌کنیم در واقع آن‌ها را از مسیر عدالت جنسیتی دور می‌کنیم. دختری که باید حداکثر در 25 سالگی ازدواج کند در 35 سالگی ازدواج می‌کند. گرچه تحصیل ارزشمند است و به توانمندی بشر کمک می‌کند اما این عامل نباید مانع ادامه مطلوب و سالم زندگی شود. تحصیل عاملی تشویقی است که نباید بر عامل تکوینی زندگی آسیب وارد کند.

 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .