توسط محبوبه علی پور
| چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۱ |
روزهايي كه قرار شد ديگر صفحه اي به نام صفحه زنان وخاواده كه من بيش از ده سال در آن قلم زده بودم بعد از بازنشسته شدن دبير سرويس ان حذف شود .حس نابودي ميكردم نه كه توقع داشته باشم دبير سرويس آن بشوم وحال ناكام مانده بودم نه.. من سالها تمام زندگيم در حوزه زنان خلاصه شده بوده تمام توان فكري وروحيم صرف اين حوزه كردم..امروز ناخشنود نيستم اما آنقدركه هزينه كردم داده اي نداشتم اما عجيب به اين حوزه دلبسته شدم ..وروزها سخت تر شد زيرا قرار بود براي ادامه فعاليت به گروه حوادث بروم ورفتم.. سعي كردم خوب كاركنم وبياموزم اما غمزده بودم.. الان حدود دوسال است كه حوزه بانوان روزنامه منحل شده است ومن گروه اجتماعي كار ميكنم . اما خشنودم... خشنود كه اين تغييرات فرصتي شد كه به خودم وزندگيم كه تاكنون فراموش كرده بودم هم فكر كنم.. خدايا اگر ان روزها درشتي كردم ..كفري گفتم ، مرا ببخش من امروز فهميدم چقدراين تغييرات را نياز داشتم تا بدانم من براي زندگي متولد شدم نه كاركردن... خدايا ممنونم..