ميگويند: نوشتن ، آرام بخش است. مسكن است ، روح را تسكين ميدهد. اما باور نكنيد كه براي همه اينطور نيست. براي روزنامه نگاران ؛ قلم به دست گرفتن يعني سرباز كردن ، دوباره همه آن زخمهايي كه در لابه لاي زندگي پنهان كرده اي .اصلا بدون اين زخمها ورنجها نميتوان روزنامه نگار شد .همين دردهاست كه انرژي ميدهد وسرپا نگه ميدارد. اگر براي خيل عظيمي از مردم جامعه ما ،فوتبال واقتصاد است مخدر است براي روزنامه نگاران درد تنها مخدر است. گرچه درد هميشه درد است اما برخي دردها ؛ درد ناكترند .بايد چشيد. براي همين روزنامه نگاران معتاد به نوشتن ميشوند. ميميرند اگر يك روز كاغذي سياه نكنند . فلج ميشوند اگر " چرايي" مثل خوره ذهنشان را درگير نكند ودق ميكنند اگر نشنوند: چرا سياه نمايي ميكنيد؟...
به ر حال نميدانم چندمين سال انتشار روزنامه ماست و قرار است يادداشتي بنويسم .از كارم.. ازروزهايي كه سپري شده است ميان كلمات وحرفها.. قرار است حرفهاي خوب واميدواركننده اي بزنم اما اين حرفه روي هولناكي دارد كه در روزمرگي هاي سانسور ميشود .رويي زمخت كه هر لحظه ياد آوري ميكند جز مشاغل سخت وزيان آور است. رويي ترسناك كه گاه وبيگاه تاكيد دارد كه خيلي وقتها بي خبري بهتر از خبر است . چراكه اين روزها فقط "تلخيها" خبرند. من سالهاست با گوشت وپوست تلخي ودرد آلودگي اين شغل را چشيد ه ام وابايي ندارم كه بگويم هر شامگاه جراحتهاي روحم را ميشمرم تا با آرامش به خواب بروم. هرروزهم که کارم را شروع میکنم بر خلاف "رستم که ببر بیان " به تن میکرد، پوست کرگدنم را می پوشم تا کمتر رنج بکشم. اما دردها بیرحم ترند که ترحم بشناسند، بی انصافها نابود میکنند. .
به نظرم مسولان باید برای انتخاب روزنامه نگاران برتر ؛ تعداد پوست کرگدنهایی را که فرسوده کرده اند را دركنار سوابق وخط وربطها و میزان نفوذ آنها محاسبه کنند. شاید اینگونه به عدالت نزدیک تر شوند.
با همه دشواریها ، هنوز هم این حرفه رادوست دارم. من کرگدنی زخمی هستم که دلم میخواهد همچنان بدوم. رنج بکشم .اما بدوم...دویدن فرصتی است تا جراحتهای "قلب روحم " را فراموش کنم . فرصتی است که از خاطر میبرم این چندمین پوست کرگدنی است که به تنم تکه تکه شده. ..
دویدن فرصتی است که هرلحظه لذت عاشقی را در من زنده نگه میدارد. لذت رنج کشیدن را...لذت درك اينكه " نوشتن بيرون جستن ازصف مردگان است" من از مردن ميترسم. دلم میخواهد همچنان کرگدنی باشم که دوست دارد هنوز هم بدود.