در كنار انتقادهايي كه از تلويزيون و برنامه هاي آن مي شود، بحث گسترش «فرهنگ زن سالاري» نيز مطرح است .
اين در حالي است كه با نگاهي گذرا به فيلمها و مجموعه هايي كه از ماه رمضان تاكنون پخش شده، مي توان خلاف اين نظر را ديد.
چنانكه در اغلب آثار نمايش داده شده، شخصيتهاي زن افرادي منفعت طلب، مادي گرا، ساده لوح و... تصوير شده اند. براي نمونه مي توان به «هستي» در مجموعه تلويزيوني ميوه ممنوعه، دختران و همسر «خانواده افشاري» در يك وجب خاك، «غزل» در مجموعه راه بي پايان، و «پرستو و رعنا» در طنز چارخونه ... اشاره كرد. 
اما طي چند ماه اخير، اين نوع نگرش با افراط بيشتري خودنمايي كرده است به طوري كه شاهديم در چند اثر تلويزيوني شخصيتهاي زن دچار مشكلات رواني از جمله توهم بوده اند. نمونه اين گونه شخصيتها، «ماهرخ گلستان» در سريال ساعت شني و «زرگل» در فيلمي به همين نام است.
به تازگي نيز شنيده شده، قرار است «عسل بديعي» در فيلم تلويزيوني «اكباتان»، در نقش زني نويسنده، مترجم و مبتلا به توهم ايفاي نقش كند!
نكته جالب اينجاست كه اغلب اين شخصيتها زناني تحصيلكرده و فعال در عرصه اجتماع هستند. هستي و غزل مهندس اند، ماهرخ گلستان پزشك زنان و ...
مقوله ديگر به نحوه پرداخت اين آثار مربوط مي شود. البته گر چه برخي صاحبنظران بر اين عقيده اند كه ضرورتي ندارد در ارايه اثر هنري كاملاً بر مسايل تخصصي و علمي در همان زمينه تأكيد داشت اما گاهي مشاهده مي شود اين نحوه پرداخت هنري براي مخاطب سؤال برانگيز شود. براي مثال، در مجموعه ساعت شني كه در آن آسيبهاي اجتماعي مطرح مي شود، بحث رحم جايگزين به عنوان محور اصلي نمايش مطرح مي شود.
در حالي كه مخاطب - كه شايد خود نيز دچار معضل ناباروري باشد- به اين آگاهي نمي رسد كه مهشيد و مينا دو زن كانديداي اين مقوله، شرايط رحم جايگزين را ندارند. زيرا بنا بر اصول پزشكي در اين زمينه، مادر جايگزين بايد يك دوره بارداري سالم را طي كرده باشد حال آنكه مهشيد و مينا هيچ كدام داراي اين شرط نيستند.
همچنين والدين واقعي و مادر جايگزين نبايد به طور مستقيم با يكديگر مرتبط باشند كه اين امر نيز در ساعت شني ناديده گرفته شده است.
نكته ديگر در ارايه سيماي زنان در تلويزيون را مي توان معضل هميشگي غيرواقعي بودن اين تصاوير دانست.
براي نمونه، پليس زن در «بي صدا فرياد كن» و «روجا» در فيلم سينمايي به همين نام از اين ضعف برخوردار بوده اند. در صورتي كه اين دو اثر سعي دارند سيماي فعال و تأثيرگذار از زن ارائه دهند. اما هيچ گونه نمود عيني از اين فعاليت در رفتار و كردار شخصيت زن ديده نمي شود. «روجا»، به عنوان دختر تحصيلكرده كه قرار است نماينده شوراي روستا نيز شود، در واقع كپي ناقص و ناشيانه اي از شخصيت «زينت» و خاله سارا با بازي آتنه فقيه نصيري است.
با اين تفاوت كه شخصيت زن فيلم روجا با لباس رسمي ميان مردمان آبادي كه همه لباس بومي خود را پوشيده اند حركت مي كند و با وعده دادن قرار است زنان و خانواده هاي روستايي را توانمند كند.
به هر حال رويكرد جديد تلويزيون و پرداختن بيشتر به مسايل زنان و واگذاري بازي نقشهاي تأثيرگذار به زنان مي تواند توسط عده اي به ترويج زن سالاري تعبير شود اما بررسي آماري و دقيق، تلويزيون را از اين مقوله مبري مي كند .