توسط محبوبه علی پور
| سه شنبه یکم آذر ۱۳۹۰ |
شگفتیهای جدیدی میبینم. دوستی که به قول خودش به خودکشی فکر میکنه قراره یه تحقیق دینی انجام بده... دوست دیگه ام که یک روز با عصبانیت ارزوی مرگ میکنه ، در نشریات درباره معارف اسلامی قلم میزنه وسفر میکنه... من زندگی رو با تمام تلخیهاش دوست دارم چون یک فرصته ..همیشه هم امیدوارم در این فرصتا یه معجزه هایی اتفاق بیفته ..معجزه این که خودم رو بهتر بشناسم. رشد کنم .م.فق بشم ..شادی دیگرون روببینم... ادمهایی که اطرافم هستن مشکلات نداشته باشن..
داخل پرانتز: چند شب پیش نزدیکای ایستگای اتوبوس مردجوانی با مردمیانسالی بلند حرف میزد... او میگفت ازخدا ارزوی مرگ میکنه... دلم گرفت . ... خدایا مشکلات همه بنده هاا ت رو حل کن...خدایا ادمای این زمونه ضعیف تراز اونی هستن که نشون میدن... اونا جازدن هرقدر وانود میکنن روپا هستن تو خودت کمک کن...
یکی از مسولان هرمزگان از افزایش خودکشی دراین استان خبرداده بود...