چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

زنان هم ناچارند به گيشه فكر كنند  

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۶ |

 

 

 

اشاره: پيروزي انقلاب اسلامي دگرگونيهاي چشمگيري را در عرصه هاي مختلف نظير هنر و فرهنگ به دنبال داشت كه جلوه هاي روشن آن را مي توان در سيماي زن در سينماي كشور مشاهده كرد كه چهره اي پاكيزه و موجه و شايسته يافته است.

البته با وجود تحولات بنيادي مانند انقلاب و دفاع مقدس؛ حضور زنان در عرصه توليدات سينمايي اواخردهه پنجاه و اوايل دهه شصت، چندان درخشان و تأثيرگذار نبود به طوري كه اغلب در همان نقشهاي مرسوم سنتي خلاصه مي شد، اما در اواخردهه 60 شاهد حركت قابل تأملي در عرصه حضور زن در سينماي ايران بوديم كه نمونه مشهود و چشمگير آن خلق اثر «باشو، غريبه كوچك» توسط بهرام بيضايي بود. اثري كه براي نخستين بار تصوير زن را بدون وابستگي به مرد بر پرده نقره اي به نمايش گذاشت.

حضور زن در سينما با فراز و فرود و اوج و سقوط ادامه داشت تا در دهه هشتاد كه از يك سو دگرگونيهاي اجتماعي و از طرف ديگر بهبود وضعيت سينما، شرايط را براي حضور عيني زن بيش از گذشته فراهم كرد. چنان كه زنان نقشها و قالبهاي نويني را در سينماي ايران تجربه كردند كه برخي از اين تصاوير در نهايت ضعف بود و برخي چون «گيلانه» نقطه درخشاني محسوب مي شد.

گيلانه در واقع نماد تمام مادران و زنان سرزمين ماست كه در سكوت و انزواي خويش در تلاشند.

 

به هر حال سومين جشنواره فيلم كوثر فرصتي است تا بار ديگر كارنامه حضور زنان در سينما را ورق بزنيم و دريابيم امروز زن چه جايگاهي در سيماي كشور دارد و تا چه حد تصوير وي بر پرده نقره اي منطبق بر واقعيت است؟

اعظم بروجردي، داور سومين جشنواره كوثر در پاسخ به اين پرسش به گزارشگر ما مي گويد: من ترجيح مي دهم بنا بر فعاليت متعدد خود در عرصه تئاتر، فيلمنامه نويسي و سينما، اين حضور را از جنبه هاي متفاوت و گرايشهاي ياد شده تشريح كنم. به اعتقاد من در تئاترها در ارائه تصوير زن مي بينيم تفريط شده است. در فيلمنامه هايي كه خواندم در مقابل، تصوير افراطي از زن را مشاهده مي كنيم و سرانجام در روايت سينما تصويري سطحي و كم عمق از زن مي بينيم.

در فيلمهاي كوتاه نيز زن غالباً ايثارگر و در نهايت گذشت، ظاهر مي شود. اين تصاوير همه حكايت از عدم شناخت زن در جامعه و آثار نمايش ماست. حال آنكه من به عنوان يك زن دوست دارم خودم را واقعي ببينم با همان نقاط ضعف و قوتم.

تهمينه ميلاني، كارگردان «دو زن» نيز با بيان اينكه زنان جايگاه ويژه اي در سينماي ايران ندارند، معتقد است: بيشتر فيلمها تم مردانه دارند و در جهت حل مشكل زنان برنمي آيند.

وي در ادامه مي افزايد: در فيلمهايي كه درباره مسايل زنان ساخته مي شود مسايل و مشكلات واقعي زنان به چشم نمي خورد.

منوچهر محمدي، تهيه كننده كه در نشست تخصصي زن و سينما سخن مي گفت نيز بر اين اعتقاد است كه ما دچار يك پارادوكس جدي در اين عرصه هستيم. دايره اي از محدوديتها را در نمايش موقعيت زنان در جامعه داريم. ما در نشان دادن تماميت توانمندي زنان در جامعه مشكل داريم و اگر بخواهيم يك زن كنشگر و فعال در عرصه هاي مختلف خانواده و جامعه تصوير كنيم متهم به گناه فمنيستي مي شويم.

شهاب الدين حجازي، فيلمساز و تهيه كننده نيز به گزارشگر ما اظهار مي كند: دو تفكر عمده در زمينه حضور زن در رسانه هاي تصويري نظير تلويزيون و سينما مطرح است. برخي اين سينما را شكل افراطي و تندرو مي دانند و برخي نيز معتقدند كه بايد مسايل زنان جديتر و با جزئيات بيشتر به نمايش درآيد. اما بنا بر ديدگاه شخصي من و بر اساس آنكه رسانه هاي تصويري ما متأثر از يك جريان تاريخي مراحل مختلف را طي كرده و مي كنند، آثار تصويري ما نيز در حال حاضر سيماي مطلوبي از زن ارائه داده است البته شواهد حاكي از آن است كه اين روند پر انرژي و پويا ادامه مي يابد كه ناشي از تلاش مديران فرهنگي ماست.

مجددي فيلمساز نيز مي گويد: آنچه از حضور زن در سينما ارائه مي شود كاملاً برگرفته از جامعه است و اين واقعيت خوشبختانه يا متأسفانه وجود دارد. شايد اگر بعضي از بايدها و نبايدها دخالت نداشتند عين خود واقعيت مي شد ولي به هر حال مردم و سينماگران پذيرفته اند كه چهره زن همين باشد. فقط يك صورت و دست و پا...

اگرچه در ابتدا به نظر مي رسد پذيرفتن آن سخت باشد، ولي اين محدوديت كمك كرده تا محل براي بروز استعدادهاي پنهان ديگر باشد، زن بازيگر بايد بازيگر باشد تا بماند، مانكنها جايي ندارند.

 

سينما تصويرگر اجتماع

فرزانه عباسي، كارشناس ارشد علوم اجتماعي در زمينه سيماي زن در سينماي ايران اظهار مي كند: با نگاهي به سير تحولات جامعه مي توانيم حضور متفاوت و نقشهاي گوناگوني از زن را مشاهده كنيم. در دهه 60 زنان در سينماي ما غالباً در حال انجام نقشهاي سنتي خود كه همان مادر، همسر و مشاغل خانه دار و معلم مي باشند. اما در دهه 70 و  80 كه جامعه شاهد دگرگونيهاي اجتماعي مي شود به طوري كه ارايه آسيبهاي اجتماعي و مشكلات جديتر مي شود زنان و دختران را در قالب منزل گريز، زنداني و... مي بينيم. البته در كنار اينها، شاهد برخي نقشهاي مؤثر و پررنگ و فعال نيز هستيم كه ناشي از رشد زنان در جامعه است بنابراين سينماي ما در واقع تصويرگر اجتماع ماست.

دكتر سهيلا نجم، استاد دانشگاه نيز در نشست تخصصي زن و سينما مي گويد: هرچند ما پس از انقلاب چند سالي زن را از سينما حذف كرديم و بعد از آن نيز، تا مدتها منفعل بود و نقشهاي حاشيه اي را ايفا مي كرد. اما از دهه 70 به بعد چهره قويتري از زن در سينما و سريالها مي بينيم.

وي مي افزايد: اگر چه در سالهاي اخير، سينماي ايران زني را تصوير مي كند كه قادر به تحول است. زني كه امكانات و استعدادهايش مورد توجه قرار مي  گيرد و حمايت مي شود، اما هنوز با چهره آرماني و دل خواهمان فاصله داريم.

با آنچه گذشت، اين پرسش مطرح مي شود كه كارگردانان در ارائه نشدن تصوير واقعي از زن تا چه حد مؤثر بودند؟

بروجردي در اين باره اظهار مي كند: علت توفيق نيافتن كارگردان ما اينجاست كه به موقعيت نگاه مي كنند و جايي كه قرار است اثر خود را ارائه كنند. در حالي كه كارگردانان به عنوان داعيه داران فرهنگ و تعالي فرهنگي جامعه بايست تصوير واقعي تري از زن ارائه كنند.

بايد بپذيريم تصويري كه از زن به ثبت مي رسانيم، در واقع تصويري از خود ماست.

 

زنان پشت دوربين

پس از انقلاب نخستين بار در سال 1365 پوران درخشنده با ساخت فيلم رابطه بر حضور كارگردانان زن رسميت بخشيد. به دنبال وي نيز شاهد حضور رخشان بني اعتماد با خارج از محدوده و مرضيه برومند با مدرسه موشها بوديم. همچنين تهمينه ميلاني با بچه هاي طلاق و فريال بهزاد با كاكلي به اين عرصه وارد شد.

اين راه ادامه يافت تا امروز كه شاهد فعاليت بيش از ده كارگردان زن در عرصه سينما هستيم.

اما اين پرسش مطرح مي شود كه با گذشت 21 سال از اين حضور، چرا تصوير زن در سينما و ساير رسانه هاي تصويري غيرواقعي است و اينها در ارائه تصوير صحيح تا چه حد مؤثر بوده اند؟

عباسي در اين باره معتقد است: به جز چند كارگردان مرد توانمند كه سيماي واقعي زن را ترسيم كرده اند. زنان كارگردان در مقايسه با ساير مردان فعال در اين حرفه در به تصوير كشيدن سيماي زن موفق تر بوده اند كه اين دليل آگاهي بيشتر آنان از مسايل و مشكلات دنياي زنانه است.

اما بروجردي ديدگاهي ديگر دارد، او اظهار مي كند: به طور كلي در عدم موفقيت در نشان دادن سيماي واقعي زن علل و عوامل متعددي مؤثرند كه همه به كارگردان و نويسنده يا فيلمنامه برنمي گردد.

به اعتقاد من اگر كارگردان ما به گيشه فكر مي كند، بخشي از آن ناشي از سليقه و علاقه مخاطب است. مخاطبي كه امروز به دنبال فيلمي است كه بخندد و سرگرم باشد، نمي تواند حامي يك اثر ارزشمند باشد. فيلمساز هم متأثر از اين شرايط است.

بنابراين او يا فيلمي مي سازد كه زن در آن سلطه جو و خشن است و با افراط در جستجوي حقوق خويش است يا زني را به تصوير مي كشد كه در نهايت ضعف در چارچوبي محدود زندگي مي كند كه هر دو نمونه، سطحي و غيرواقعي است. به اين ترتيب شاهد تصويري انساني از زن نيستيم.

با آنچه ذكر شد، درمي يابيم كارگردانان زن هم متأثر از اوضاع هستند، زيرا مي خواهند در اين گردونه جايي براي خود بيابند لذا ناچارند سطحي باشند و به گيشه فكر كنند.

مجددي نيز در خصوص حضور زنان كارگردان مي گويد: حضور فيلمسازان زن در كشور ما حضوري پررنگ و تثبيت شده است و به طور كلي اغلب آثاري قابل قبول و در بسياري موارد ماندگار ساخته اند. اما گاه در سينماي زنانه شاهد نگاههاي تك بعدي - صرفاً سياه يا سفيد- هستيم كه اين مسأله زاويه ديد را به زواياي ديگر زندگي مي بندد.

 

  

  

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .