چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۸۹ |

" آ قا جان "   جد اندر جدش عطار باشی بود ند و  سا لها در حجره ای که روی دیوارش  تابلویی با خط نستعلیق نوشته بود ،" یا من اسمه دوا وذکره شفا "

برای هر دردی نسخه ای شفا بخش در آستین داشت .حتی سالهایی که به خاطر کهولت سن ، خانه نشین بود ؛ بازهم    جوشانده ها وادویه های

رنگا رنگ اش ؛ علاج بیماریها بود.

 

-         آقاجان . سرفه شب از گرمیه بهتره  خنکی بخوری مثلا عرق کاسنی ....

-         چرا به بچه ات غذای سرد میدی ، ترش میکنه ..طفلک برای همین

 بی تابه.... حالش خوش نیست..... نفخش هم از سردیه...بهش گرمی بده...

 

سالهاست که اثری از حجره آقاجان نیست.و حال عطار ها ا مردان جوانی هستند که شیشه ها وقوطی های پلمب شده را به عنوان دارو به دست می دهند... داروهایی که دیگر مطمئن نیستی علاج دردت باشد.....

 بقیه دراینجا....

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .