" آ قا جان " جد اندر جدش عطار باشی بود ند و سا لها در حجره ای که روی دیوارش تابلویی با خط نستعلیق نوشته بود ،" یا من اسمه دوا وذکره شفا "
برای هر دردی نسخه ای شفا بخش در آستین داشت .حتی سالهایی که به خاطر کهولت سن ، خانه نشین بود ؛ بازهم جوشانده ها وادویه های
رنگا رنگ اش ؛ علاج بیماریها بود.
- آقاجان . سرفه شب از گرمیه بهتره خنکی بخوری مثلا عرق کاسنی ....
- چرا به بچه ات غذای سرد میدی ، ترش میکنه ..طفلک برای همین
بی تابه.... حالش خوش نیست..... نفخش هم از سردیه...بهش گرمی بده...
سالهاست که اثری از حجره آقاجان نیست.و حال عطار ها ا مردان جوانی هستند که شیشه ها وقوطی های پلمب شده را به عنوان دارو به دست می دهند... داروهایی که دیگر مطمئن نیستی علاج دردت باشد.....