توسط محبوبه علی پور
| یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۹ |
سرمايه گذاشتيم ما در نيزه
در تير سه شعبه زره و سرنيزه
شمشير فروشي بزرگي زدهايم
بايد برود اين همه سر بر نيزه!
2
ما را چه شده؟ چرا همه خاموشيم؟
با آل يزيد دست در آغوشيم
حالا كه نميرويم همراه حسين
شمشير به دشمنان او نفروشيم
3
نسكافه و آب ميوهاي مينوشم
با حوصله كفشهام را ميپوشم
از خيمه صداي العطش ميآيد
من ميروم آب معدني بفروشم
در تير سه شعبه زره و سرنيزه
شمشير فروشي بزرگي زدهايم
بايد برود اين همه سر بر نيزه!
2
ما را چه شده؟ چرا همه خاموشيم؟
با آل يزيد دست در آغوشيم
حالا كه نميرويم همراه حسين
شمشير به دشمنان او نفروشيم
3
نسكافه و آب ميوهاي مينوشم
با حوصله كفشهام را ميپوشم
از خيمه صداي العطش ميآيد
من ميروم آب معدني بفروشم
* جلیل صفربیگی