از مقوله های که چندسالی است بر زندگی دختران سایه افکنده می توان به بحث تاخیر در ازدواج اشاره کرد . بحثی که متهم اصلی آن دختران هستند که انگ ترشیدگی میخورند . اما واقعا ماجرا چیست ؟
گرچه با گسترش فرهنگ شهر نشيني وحذف نهادهاي سنتي ازدواج خيلي از پسرها ، به ظاهر ،فرصت شناخت د ختران مناسب ازدواج را مي يابند .اما ؛ ميبايست با گسترش فضاهاي جديد در دنياي مجازي وحقيقي ؛ بسترهاي مناسب نظير نهادهاي نوين ، نيز براي هدايت اگاهانه ونظارت شده فراهم شود.اما درعمل با رواج مدرنیزم ، فعالیتهای خانواده ونهادها دراین زمینه کاهش پیدا کرد .
نکته ای که دراین زمینه نمیتوان نادیده گرفت .وضعیت دختران است .
به این ترتیب ، گرچه به ظاهر به هم خوردن تعادل پذيرفته شدگان به نفع دختران است اما در باطن با توجه به نگاههای فرهنگی موجود ، فرصت ازدواج از ايشان گرفته مي شود .
ازديگرعلل تاخير در ازدواج دختران ؛ گسترش مادي گرايي وتجملات در بين آحاد جامعه است . به همين دليل ازدواج توام با دشواريهاي اقتصادي مي باشد.ناگفته نماند ؛طولاني شدن پروسه اشتغال جوانها نيز از عوامل اقتصادي در اين مقوله است بايد با تغيير وضعيت از سوي نهادها رفع شود.
نکته مهمتر دراین زمینه اینکه بنابر تعارضهای بی شماری که در جامعه وجود ، دختران مانيز ميان دوتفكر ودوجهان سرگردان مانده اند . انان نميدانند به دنبال رشد فرهنگي واجتماعي باشند يا تن به زندگي وباورهاي سنتي دهند.
این مشکل در جامعه نیز کاملا مشهود است ؛ چنانکه افراد عادی جامعه وحتی فرهیختگان نمی دانند مسایلی نظیر مهریه یا جهیزیه تا چه حد در زندگی باید اهمیت داشته باشد.