نمای اول :
دوستم مثل من مجرد است .میگوید دراداره محل کارم خانم بارداری است که خیلی خجالتی است .او یکی ودوماه دیگر وضع حمل میکند اما مسوولمان هیچ توجه ای به وضعیت اوندارد و با شدت از او کار میخواهد. یک روز سعی کردم مسوولم را در جریان وضعیت این خانم قرار دهم پس در بین صحبتها حرف را به مرخصی زایمان کشیدم. از فردای آن روز بازهم کار آن خانم باردار سخت تر شد ودر مقابل کارمن سبک تر شد .بعد از چند روز با صراحت به مسوولم گفتم : ببخشید من مجردم .خانم ....باردار هستند...
نمای دوم:
دراداره همین ماجرا را برای یکی ازهمکاران زن میگویم .با خونسردی میگوید : این که ماجرای مهمی نیست که فکر میکنی ...مردها اونقدر به ما توجه ندارند که این مسایل رابدانند...
اما من معتقدم " مردها آنقدر چشم وگوش بسته نیستند که فرق یک زن باردار ومجرد راندانند مهم این است که میخواهند نفهمند" ....
نمای سوم:
زنها خطرناکترین دشمن خود هستند .البته همجنسان خود......