توسط محبوبه علی پور
| جمعه یکم آذر ۱۳۸۷ |
هیچ میدونستی ما چه نسل مهمی هستیم .وقتی دوران ابتدایی بودیم جز ارکان اصلی برنا مه های
ساده زیستی به حساب می اومدیم با اون دفترهای کاهی وقلمهای بی پوست واون لوله های مسخره
پلا ستیکی تا از میلیمتر میلیمتر مدادمون استفاده کنیم.
* اینم یه چیزی شبیه مدادهای زمان ما
وقتی در آستانه بلوغ قرار گرفتیم شدیم گل سرسبد برنامه های خود سازی وتذهیب نفس اینطوری شد
که پوشیدن جوراب سفید وکتانی وشلوار جین ولی شد یک آرزو .
وقتی میخواستم پا به دانشگاه بذاریم یادشون اومد باید بنیه علمی مون رو تقویت کنن .پس کنکور شد
دومرحله ای .
وقتی رفتیم دانشگاه به خاطر انکه از وسوسه های شیطانی ومفسده های اجانب حفظ بشیم بین ما
وپسرهای کلاسمون دیوار نامریی کشیدن .ودر راستای تقویت نقش مهم جمعیت نسوان که ما باشیم در
امر خطیر توسعه جامعه سخن پراکنی کردند طوری که ما وجمعیت ذکور کلاسمون شدیم دشمن خونی .
بعد از فراغت از تحصیل فرخنده مان باز به خاطر شریف برنامه ریزان وبرنامه نویسان محترم خطور کرد که
وای ای دل غافل نقش سترگ نان آوری بر عهده مردان است پس زنان شدن جنس دوم وهمان آش
پارینه .
حالا هم که پس ازیه عمر سگ دو زدن وایفای نقش در امر توسعه یه گوشه مث بچه ادم چشم وگوش
بسته داریم نون وماستمون رو میخوریم یادشون اومده باید الا ولابد مارو عروس کنن وبه خونه بخت
بفرستن .
حالا همه اینا یه طرف تابعد ببینیم این سیاستمداران وسیاستگذاران دیگه چه خوابی میخوان برامون ببینن .
*اینار وبرای دوستم نوشتم به خودتون نگیرین .