چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۸۶ |



اشاره: چند روز پيش دكتر كامران باقري لنكراني، از مرگ «سالانه بيش از 150 هزار مادر دنيا» خبر داد، مادراني كه در اثر خونريزي پس از زايمان جان مي دهند و شنيدن اين اخبار در هزاره سوم به نوبه خود دردناك است، اما واقعيت دارد.




* دكتر ناهيد خداكرمي، عضو هيأت مديره نظام پزشكي كشور درباره مرگ و مير مادران و علل آن مي گويد: بنابر تعريف پزشكي، مرگ مادر به نوعي گفته مي شود كه به طور مستقيم به بارداري و زايمان مربوط شود، يعني از زمان بارداري تا چهل روز بعد از زايمان را در بر مي گيرد. براساس آمار ارايه شده، سالانه 500 هزار مادر طي دوران بارداري و زايمان مي ميرند و ميليونها مادر از عوارض آن رنج مي كشند. البته بيشترين آمار در اين مقوله به كشورهاي آفريقايي و آمريكاي لاتين مربوط مي شود و كمترين آنها به كشورهاي غرب اروپا اختصاص دارد. جالب است بدانيد كه كشورهاي بحرين و امارات متحده عربي نيز از نظر مرگ و مير مادران جزو كشورهايي با كمترين آمار به حساب مي آيند.
اين عضو هيأت علمي دانشكده پزشكي دانشگاه شهيد بهشتي در ادامه مي افزايد: علت مرگ و مير اندك مادران در برخي كشورها به دليل دسترسي آنها به تجهيزات پزشكي نيست، بلكه علت عمده، فراهم كردن نيازهاي بهداشتي و دسترسي به خدمات يكسان به خصوص وجود افرادي است كه تأمين كننده اين نيازها هستند. براي نمونه در سوئيس و امارات متحده عربي 64 تا 65 درصد مراقبت زايمان توسط ماما صورت مي گيرد.

نشانه اي براي تهديد به سقط
يكي از مسايلي كه روند بارداري را با دشواري رو به رو مي كند، خونريزي مادران است.
دكتر صديقي، پژوهشگر به بيان علت اين امر پرداخته و اظهار مي كند: خونريزيها دلايل متعددي دارند، اما رايج ترين آنها در دوران بارداري شامل سه دسته است. نخست خونريزي در سه ماهه اول كه مي تواند به علت سقط ناقص باشد، سپس خونريزي در سه ماه دوم كه ناشي از جايگزيني نادرست جفت است و سرانجام سه ماهه آخر كه مي تواند به دليل كنده شدن جفت باشد.
دكتر مريم پور رضا رئيس انجمن جراحان زنان و زايمان در ايران نيز مي گويد: از نخستين روز بارداري تا شش ماهه اول آن، خونريزي مي تواند تهديد به سقط محسوب شود و از اين موقع تا زمان زايمان نيز مي تواند ناشي از زايمان زودرس يا جداشدن جفت باشد.

آمپولهاي خسته كننده
بعد از زايمان نيز خونريزي مادران را تهديد مي كند.
اربابي كه بيش از 15 سال سابقه مامايي دارد، در اين باره مي گويد: بنابر تجربه، اغلب خونريزيهاي پس از زايمان ناشي از مصرف طولاني مدت داروهاي فشار، طولاني شدن مدت زايمان، باقي ماندن جفت يا عفونت و... است.
دكتر خداكرمي، دبير انجمن علمي مامايي ايران نيز در همين مقوله اظهار مي كند: از نظر علمي يكي از دلايل خونريزي بعد از زايمان استعمال آمپولهاي فشار است كه در كشور ما نيز بسيار رايج است، زيرا پس از تزريق طولاني اين آمپول رحم دچار خستگي شده و بعد از تولد، قدرت جمع شدن را از دست مي دهد و خونريزي مي كند، به طوري كه در برخي موارد اين مسأله منجر به مرگ مادر مي شود چون پس از زايمان؛ نيروي انساني متخصص نظير ماماها به مراقبت مادر نمي پردازد.

75 ميليون مادر ناخواسته باردار مي شوند
براساس آمار موجود، 70 درصد علت مرگ مادران؛ ناشي از عفونت، سقط غير ايمني، بالابودن فشار خون و زايمان سخت است كه در همه اين موارد مي توان به وضوح ردپاي بارداريهاي ناخواسته را ديد.
دكتر پور رضا متخصص زنان، زايمان و نازايي از اين امر به عنوان يك معضل ياد كرده و اظهار مي كند: با توجه به وجود امكانات متعدد براي كنترل جمعيت، بارداريهاي ناخواسته به دليل بي توجهي است، اما زماني اين مقوله رخ مي دهد كه سعي مي كنند با توسل به روشهاي گوناگون نظير استفاده از تركيبات دارويي تا دخالتهاي غيرمنطقي با سقط هاي جنايي به بارداري خاتمه دهند.
طبق آمارهاي جهاني، سالانه 75 ميليون بارداري ناخواسته در دنيا رخ مي دهد كه 45 ميليون مورد آن، با سقط به پايان مي رسد. فاجعه زماني است كه درصد بسياري از آنها به روشهاي غيرايمني انجام مي شود و نتيجه آن، مرگ 80 هزار مادر مي باشد. در كشورهاي در حال توسعه نيز از 8 مورد مرگ مادر، يك مورد به دليل سقط جنين است.

سزارين در انگليس 22 درصد، در ايران 60 درصد
آيا بهره گيري از روش سزارين مي تواند در كاهش مرگ و مير مادران مؤثر باشد؟
دكتر خداكرمي، با اشاره به اينكه ميزان روشهاي زايمان با جراحي در كشور ما سه تا چهار برابر استاندارد جهاني است، مي گويد: شواهد حاكي از آن است كه سزارين هم نتوانسته مرگ مادران را به خوبي كاهش دهد، زيرا اغلب بارداريها مي تواند به طور طبيعي خاتمه يابد و ماما قادر است  85 درصد موارد را كنترل كند و آن 10 تا 15 درصد موارد را كه نياز به خدمات بيشتر دارد به متخصصان ارجاع شود.
از طرفي ما نبايد براي بهبود شاخص مرگ و مير مادران به هر مسأله اي متوسل شويم، زيرا چه بسا آمار مرگ در برخي موارد كاهش مي يابد، اما عوارض بارداري و زايمان افزايش خواهد يافت.
وي سپس اضافه مي كند: از آن جا كه اغلب زايمانها در بيمارستان انجام مي شود، باز هم مرگ و مير مادران اتفاق مي افتد؛ زيرا يكي از دلايل مرگ مادران پس از زايمان دخالت در روند اين امر است. حال آن كه بهترين زمان تولد، زماني است كه خود به خود زايمان رخ دهد و اين در صورتي است كه امروز اكثر بارداريها با انواع دخالتها به پايان مي رسد.
اين عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد بهشتي مي افزايد: در انگلستان كه جزو كشورهايي است كه مرگ مادران آمار اندكي دارد؛ 65 درصد زايمانها به طور طبيعي صورت مي گيرد و حدود 22 درصد زايمانها با جراحي خاتمه مي يابد. در سوئد نيز سزارين 4 تا 10 درصد است. به هر حال دخالت در زايمان عوارض بسياري دارد كه مي توان به نازايي ثانويه، از دست دادن خون، وجود عفونت و حتي مشكلات تنفسي براي نوزاد اشاره كرد.
همچنين دكتر پور رضا نيز با اظهار نگراني از افزايش آمار سزارين در تمام دنيا مي افزايد: آمار سزارين در حال افزايش است، به طوري كه در بيمارستانهاي دانشگاهي  30  تا  40 درصد زايمانها و در مراكز خصوصي  50  تا  60 درصد زايمانها به روش سزارين انجام مي شود. البته به طور كلي انجام عمل سزارين در تمام دنيا در حال افزايش است و علت آن نيز ترس از درد زايمان و تعداد بارداريهاي محدود است.

آرامش در آب
سالهاست كه براي كاهش درد زايمان طبيعي روشهاي متعدد بررسي و انجام مي شود. يكي از اين روشها، زايمان در آب است كه نخستين بار در جهان در سال 1803 ميلادي به كار رفت و در كشور ما نيز اولين فرزند متولد شده به اين روش دختري بود كه در شهريور 1382 به دنيا آمد.
دكتر خداكرمي در اين باره معتقد است: تنها مادراني مي توانند از اين روش استفاده كنند كه يك بارداري كاملاً طبيعي را تجربه كرده باشند و در معرض خطر جدي نباشند و خود و جنين شان نيز مبتلا به بيماري خاصي نباشند.
همچنين در اين شيوه، مدت زمان درد و اضطراب مادر به دليل احساس آرامش و سبكي كه آب ايجاد مي كند، به طور مطلوبي كاهش مي يابد.
وي در ادامه اظهار مي دارد: از ديگر روشهايي كه مي تواند در كاهش درد زايمان مؤثر باشد؛ ماساژ در زايمان، تكنيكهاي آرام سازي عضلاني، روشهاي استنشاقي و حضور همراه در طي زايمان است.
اين عضو هيأت علمي دانشگاه با تأكيد بر اينكه بايد قبول كرد كه بارداري بيماري نيست، مي افزايد: هر قدر آگاهي و توانايي مادران را افزايش دهيم تا به طور منطقي با روند زايمان كنار بيايند، ميزان مرگ و مير آنها در عوارض زايمان و بارداري كاهش مي يابد.
از سوي ديگر، با تغيير روشهاي زايمان در مراكز پزشكي و استانداردسازي مناسب، با وجود نيروي انساني كارآمد، مي توان به اين خواسته رسيد.
وي همچنين اظهار مي دارد: يكي از زمينه هايي كه نياز به استانداردسازي دارد، ميزان ماماهاست، زيرا در انگلستان به ازاي هر مادر 3/1 ماما وجود دارد، اما در كشورمان براي هر 5 تا 8 مادر يك ماما وجود دارد.
نكته ديگر كه نبايد از آن غفلت كرد، توجه به نيازهاي زن در تمام دوران زندگي است. براي آن كه يك زن دوران بارداري را به سلامت طي كند، بايد در مقوله بهداشت بلوغ، تنظيم خانواده و... نيز آگاه شده و نيازهاي آن تأمين شود. به اين ترتيب، نه در دوران بارداري كه تا زمان سالمندي فردي سالم و مفيد خواهد بود.

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۸۶ |
قدیمی ترین درفش دنیا

درفش شهداد پرچمي فلزي و برجاي مانده از هزاره سوم ميلاد است كه در كاوشهاي سال ‪ ۱۳۵۰‬شمسي در ناحيه شرق شهداد در گورستان شماره يك توسط هيات باستان شناسي به سرپرستي "ميرعابدين كابلي" از دل خاك بيرون آمد و همه را به تعجب واداشت.

اين باستان شناس براساس تصاوير حك شده بر روي درفش كه از درخواست آب از الهه باران حكايت مي‌كند، شيوه آبياري و آب و هواي شهداد را در هزاره سوم و چهارم قبل از ميلاد، بررسي و تعيين كرده است.

اين پرچم از قطعه مربعي با طول و عرض ‪ ۲۳/۴‬در ‪ ۲۳/۴‬سانتيمتر و ميله اي فلزي به ارتفاع ‪ ۱۲۸‬سانتيمتر تشكيل شده كه مربع آن حول ميله مي‌چرخد و بر بالاي ميله يك عقاب با بالهاي گسترده خود در حال فرود به چشم مي‌خورد.

درفش شش هزار ساله شهداد پس از مرمت در فهرست آثار ملي به ثبت رسيد و هم اينك به عنوان يك اثر با ارزش در موزه ملي نگهداري مي‌شود

گفتنی است:این پرچم به اضافه ۱۵۰ اثر نادیده دیگر، از جمله مجسمه‌های شهداد و آثار فلزی لرستان، از هفتم خرداد در موزه ملی ایران در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت.

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۸۶ |
ایونا:ساخت دوچرخه اسلامی

الهه سوفالى، يكى از ارايه دهندگان اين طرح در جلسه كار گروه امور بانوان استان مركزى به تشريح ويژگيهاى كلى دوچرخه اسلامى پرداخت و گفت: اين دوچرخه به گونه اى طراحى شده است كه كابين اطراف آن به طور كامل نيمى از بدن بانوان را مى پوشاند.

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۸۶ |
آوانیوز:گروه خنیا قصه های از یاد رفته را روایت میکند

این  کنسرت بازخوانی مجموعه ای از موسیقی دوره قاجار می باشد که زنان موسیقیدان آن دوره، آنها را ساخته و یا خوانده اند. در کنسرت «قصه های از یاد رفته» پدیده احرارنژاد (تار)، رابعه افتخاری (سه تار)، آوا ایوبی (تارباس) و مریم ملا (تنبک)، پری ملکی را همراهی می کنند.

این برنامه در روزهای پنجشنبه، جمعه و شنبه 3 ، 4 و 5 خرداد ماه 86 در ساعت 6 عصر در تالار وحدت اجرا خواهد کرد.

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۸۶ |

  

امروز آن قدر زندگي ما با مادر و مادربزرگهايمان تفاوت كرده كه ديگر نقل ارسي هاي عروسي، چادر كمري و بله گرفتن توي خواب نيست. حال ما با دستپخت و زندگي آنها بيگانه ايم. ديگر سيبهاي گلاب و هندوانه ها، توي حوض آبي و نقلي ما غل نمي خورند و ما به ظرفهاي مسي جهيزيه مان فخر نمي فروشيم

 

 

 

 ديگر مردها، زنها را از رفتن به بازار منع نمي كنند و حكم نمي دهند كه «بازار جاي زن نيست.»

به هر حال بايد قبول كرد كه زمانه عوض شده است.

***

بي شك تحولات فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جامعه، باعث دگرگوني در جايگاه و كاركرد و حتي بروز آسيبها و چالشهايي در نهاد مقدس خانواده شده است.

عبدالرضا كردي، رئيس انجمن مطالعات خانواده در ايران با تأكيد بر اين امر مي گويد: از مسايلي كه در هزاره سوم همچنان منتظرش باشيم تأثير تحولات فناوري نوين بر كاركرد خانواده است. براي نمونه با گسترش فضاهاي مجازي و ديجيتالي شاهد كودكان مجازي هستيم. يعني كاركرد خانواده به وسيله رسانه هاي مجازي خنثي شده و حال خودشان كاركردهاي متعدد اين نهاد را برعهده گرفته اند.

از همين رو، رويكردهايي مثل تعامل خانوادگي، روابط همسران، روابط فرزندان و والدين كه تحت كاركردهاي اجتماعي خانواده بوده است متأثر از فضاي ديجيتالي امروز، به شدت كاهش يافته است. اين در حالي است كه حتي گاهي اوقات رويكردهاي ضداخلاقي فضاهاي مجازي و رسانه اي نوين نظير ماهواره باعث تغيير كاركرد طبيعي خانواده مي شود. به اين ترتيب علايق و سلايق خانوادگي از شكل طبيعي خارج شده و به شكل القايي و تحميلي درآمده است.

 

تأثير پول بر محبت خانوادگي

آيا تحولات ايجاد شده در كانون خانواده فقط حاصل فناوريهاي نوين است؟

دكتر مجيد ابهري، آسيب شناس اجتماعي در پاسخ به ديگر عوامل مؤثر در اين روند، اشاره كرده و اظهار مي كند: خانواده به عنوان قديمي ترين نهاد اجتماعي بشر، همواره در گذر از بستر تاريخ تحت تأثير شرايط فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و حتي سياسي فرد بوده تا آنجا كه طبق ديدگاه رفتارشناسان تأثيرپذيري خانواده از محيط، تابع قانون كنش و واكنش بوده است. به اين صورت كه خانواده از جامعه تست مي گيرد و بر آن اثر مي گذارد. از عوامل مؤثر بر خانواده، شرايط اقتصادي است كه در بسياري از موارد اوضاع خانوادگي را تحت سيطره خود قرار داده است. چنان كه حتي برخي طلاقها و گسستهاي عاطفي، ناشي از نفوذ شرايط اقتصادي حاكم بر خانواده است.

اين استاد دانشگاه تهران در ادامه مي افزايد: همچنين از تأثير رسانه هاي گروهي به ويژه رسانه هاي تصويري بر خانواده نمي توان غفلت كرد زيرا اينها در حال حاضر گاه مكمل نقش والدين و نهادهاي آموزشي شده اند و گاهي اوقات نقشي به مراتب پررنگتر از ديگر نهادها دارند.

 

چرا اين طوري زندگي كرديد

چند سال پيش كه اصطلاح «شكاف نسلها» رايج شده بود، بسياري از افراد با دل نگراني و ترس آن را مزمزه مي كردند و گاهي چيزي مي گفتند و مي نوشتند. اما امروز كارشناسان به راحتي از «گسل بين نسلها» سخن مي گويند. اما اين تفاوت بين نسلها همچنان دغدغه خانواده هاست.

مريم حميدزاده، فرهنگي در اين باره مي گويد: بچه هاي امروز خيلي فرق كرده اند. آنها مثل ما عاطفي نيستند حتي عطوفت و وابستگيهاي ما را به يكديگر مسخره مي كنند.

چند روز پيش به پسرم گفتم اگر وقت داري برو مامان بزرگت را بياور خانه خودمان. با خونسردي جواب داد: مامان! نمي شود خودتان ديدن مامان بزرگ برويد، آخر شما مي خواهيد مادرتان را ببينيد.

عليرضا الف هم اين طور اظهار مي كند: من نمي گويم فرزندان نبايد تغيير كنند، به هر حال آنها نتيجه شرايط و موقعيت زمانه خودشان هستند ولي اين دگرگوني در زندگي فرزندان مرا كاملاً گيج كرده است. دخترم 27 سال دارد و سه شيفت كار مي كند، وقتي اعتراض مي كنم، مي گويد: چرا ناراحت هستيد. من دارم كم كاري و كاستي شما را جبران مي كنم. اگر شما به جاي تفريح، بيشتر كار مي كرديد و سرمايه داشتيد من ناچار نبودم اين قدر كار كنم. اين در حالي است كه اوضاع اقتصادي ما نسبت به بسياري از خانواده ها خوب است.

نه تنها مادران و پدران سالمند كه والدين جوان نيز نگران وضعيت فرزندان خود هستند.

راحله سليمي، كارمند كه دختر 4 ساله اي دارد، مي گويد: من از توقعات و خواسته هاي دخترم برنمي آيم. هر روز كه در تلويزيون و خيابان خانم يا آقاي مرتب و زيبايي مي بيند به من و پدرش اعتراض مي كند كه چرا لاغر نمي شويد. چرا ماشين را عوض نمي كنيد و چرا باكلاس نيستيد؟ ما هم نمي دانيم چه كنيم. براي خودش هم بسيار سختگير است. طوري كه كمتر مي خورد تا چاق نشود. او به شدت از چاقي متنفر است.

 

تقليد از الگوهاي غلط

دكتر ابهري، رفتارشناس به تأثير عوامل فرهنگي بر جامعه اشاره كرده و مي گويد: بي شك شرايط فرهنگي جامعه به عنوان پديدآورنده الگوي رفتاري، اعضاي خانواده به خصوص نوجوانان و جوانان را تحت تأثير خود دارد. تا حدي كه بسياري از اختلافات و كشمكشها و جداييهاي فكري و عاطفي به دليل تقليد از الگوهاي غلط فرهنگي است. زيرا بسياري از الگوهاي كاذب و منفي كه غالباً توسط رسانه هاي بيگانه ايجاد مي شود، در بروز بحران هويت، تضاد فرهنگي و نبود تفاهم بين نسلها تأثيرگذار است.

 

تقويت معنويت و اخلاق

حال اين پرسش مطرح مي شود كه چگونه مي توان خانواده را در برابر اين تحولات مصون داشت و ياري كرد؟

كردي، عضو هيأت علمي جهاد دانشگاهي تهران با تأكيد بر اين كه، نمي توان مقابل تحولات فناوريهاي نوين را گرفت اما با مراجعه به اخلاق و آموزشهاي اجتماعي و سلامت معنوي خانواده، مي توان آن را در برابر معضلات آگاه و آماده كرد، مي افزايد: به منظور كاهش اين آسيبها، طرح جامع آموزش خانواده با همكاري انجمن اوليا و مربيان جمهوري اسلامي و جهاد دانشگاهي در دست بررسي است تا با توجه به مفاهيم و الگوهاي ديني به تقويت اخلاق و آموزش كاربردي خانواده بپردازند.

 

براي بهتر زندگي كردن

* شاد زيستن را تجربه كنيم

* بزرگترين درسهاي زندگي

* پدران، فرزندان، نوه ها

اينها نمونه اي از كتابهاي منتشره هستند كه برخي افراد براي تقويت و تحكيم خانواده از آن بهره مي گيرند اما با وجود رواج انتشار اين كتابها، هنوز هم نهاد خانواده، همچنان در معرض آسيب است چرا؟

آيا اين آثار نتوانسته اند نقش هدايتگر داشته باشند؟

حاتمي، 25 ساله و مجرد در اين زمينه مي گويد: به احتمال زياد مردم اين كتابها را نمي خوانند چون اگر مطالعه مي كردند كمتر مشكل داشتند اما متأسفانه با آن كه سطح سواد رشد كرده ولي مردم چندان اهل مطالعه نيستند و با همين بي اطلاعي مي خواهند در جامعه زندگي كنند. بنابراين چندان موفق نمي شوند.

پوپك اميرضيايي با تأكيد بر ضعف اطلاع رساني در عرصه كتاب اظهار مي كند:

نشر چنين آثاري به خوبي انجام مي شود اما تلاشي براي ترويج مطالعه صورت نمي گيرد. مردم همچون گذشته به روش تجربي زندگي مي كنند. آنها مثل مادر و مادربزرگشان آن قدر آزمون و خطا مي كنند تا به مسير درست برسند. نكته ديگر اين جاست كه برخي كتابها جوابگوي مشكلات ما نيست چون ترجمه است، نويسنده كتاب با همان حال و هواي فرهنگي و اجتماعي خود، كتابش را نوشته بنابراين تأثير چنداني در جامعه ما ندارد.

وي همچنين مي افزايد: امروز همه مي گويند زنده باش اما كسي نمي گويد زندگي كن. به نظرم آنهايي كه به دنبال مطالعه و دانستن هستند در واقع به دنبال زندگي مي باشند. آنها مي خواهند خوب زندگي كنند. اما گاهي اوقات حتي روانشناسان و مشاوران هم اين مسأله را درك نمي كنند و تلاشي نيز ندارند تا با معرفي يك كتاب مناسب، دانش خوب زندگي كردن را بياموزند. چندي پيش به همراه يكي از بستگان به مشاور مراجعه كردم، وقتي او مشكلش را مطرح مي كرد مشاور فقط گوش مي داد و بعد گفت: عجب و فقط توصيه به صبر كرد. اين شد مشاوره و چند هزار تومان حق مشاوره.

آقاي سليماني كه براي تهيه كتاب همراه خانواده اش به كتابفروشي سرزده نيز مي گويد: اگر چه مطالعه خوب است اما بايد اين آگاهيها متناسب با شرايط فرهنگي و اجتماعي هر جامعه باشد در حالي كه معمولاً آثار مزبور مخاطب محور نيست و بر اساس نيازهاي جامعه ما تأليف نمي شود. از جمله ضعفهاي اين آثار، كلي گويي آنهاست. براي نمونه، با مرور فهرست يكي از اين كتابها با مباحث كلي نظير سلامت روان در خانواده و عشق در زندگي روبه رو شدم در صورتي كه بيان جزيي اين مسايل به مراتب كارگشاتر و مفيدتر از كلي گويي آن است.

يلدا عالي نيا، دانشجو نيز اعتقاد دارد: با خريد يك كتاب در زمان مواجه با مشكلات نمي توان مسأله اي را حل كرد. ما بايد قبل از بروز مشكل و برخورد با آن، راهكارهاي مناسب را فرا گرفته باشيم. اين امر نيز محقق نمي شود مگر آن كه فرهنگ مطالعه و چاره انديشي را از كودكي فرابگيريم.

 

عامل تفكر و نه تحول

دكتر شمس الدين حسيني، روانشناس در اين باره اظهار مي كند: فقط خريد كتاب كافي نيست. بايد مباحث آن را تمرين كرده و به كار برد. به گمان من تنها چند درصد زناني كه اين مباحث را مي خوانند آنها را باور دارند و به كار مي برند. چون مردها اهل مطالعه چنين آثاري نيستند. از همين روست كه در برخي خانواده ها با چالش روبه رو مي شويم. در حال حاضر زنها از نقش قديمي خود بيرون آمده اند و مي خواهند نقش جديدي داشته باشند و مردها قبول نمي كنند آنها مي خواهند همان جايگاه سنتي خود را حفظ كنند.

وي كه تاكنون 25 اثر در حوزه خانواده و كودك ترجمه كرده، مي افزايد: من در مطب بر اساس نيازها و طبق اطلاعات كتابهاي موجود راهنمايي مي كنم. زيرا در سراسر جهان بسياري از مسايل بين انسانها يكسان است. به اعتقاد من، زن غربي به اندازه زن شرقي به توجه همسرش به خود اهميت مي دهد و مرد شرقي نيز به اندازه مرد غربي قدرت را دوست دارد و اين را نمي شود انكار كرد.

دكتر ابهري نيز معتقد است: به كارگيري و الگو قرار دادن آثار ترجمه شده، ممكن است به عنوان يك جلسه مفيد باشد اما نمي تواند با توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي جامعه ما به عنوان نسخه اي بي نقص تجويز شود. به نظرم كلاسهاي مثبت انديشي و نشستهاي مشابه مي تواند عامل تفكر باشد اما به طور حتم عامل تحول نخواهد بود.

كردي، مدير مسؤول فصلنامه بين المللي مطالعات خانواده نيز مي گويد: بازار نشر كتاب در حوزه خانواده فاقد استراتژي است. بنابراين تا زماني كه انتشار آثار مربوط به اين نهاد مطابق اصولي علمي و حركتي متشكل نباشد نمي تواند پاسخگو باشد. البته بايد توجه داشت كه وظيفه صنعت نشر شناسايي نيازهاي خانواده نيست بنابراين با تعامل بين ناشران و صاحبنظران و انديشمندان عرصه خانواده مي توان بازار نشر را به استانداردهاي علمي نزديك كرد.

وي با اظهار نگراني از عدم وجود استانداردهاي لازم در عرصه كتابهاي مربوط به خانواده افزود: ما براي سلامت جسم به استانداردهاي غذايي توجه داريم اما براي آموزش خانواده به اين مقوله بي توجهي مي كنيم.

وي در پاسخ به اين كه انجمن مطالعات خانواده تاكنون چه تلاشهايي در راستاي استانداردسازي آثار مربوط به خانواده كرده است، مي گويد: اين انجمن يك نهاد غيردولتي و علمي است، از سوي وزارت علوم مجوز دارد و هدف آن ارتقاي علم مطالعات خانواده در كشور مي باشد. بنابراين بدون همكاري با دستگاههاي اجرايي نظير وزارت ارشاد و سازمان تبليغات نه امكان بودجه اي دارد نه امكان برنامه اي. حال آن كه از نظر علمي بسيار بالاست و مي تواند دهها صاحبنظر را براي ياري دستگاههاي اجرايي در اختيار آنها قرار دهد.

 

تعريفي ديگر از خانواده

در خاتمه دكتر ابهري با اشاره به وضعيت خانواده هاي امروز مي گويد: در حال حاضر كمتر اتفاق مي افتد كه در خانه اي آن سفره هاي پرهياهوي گذشته پهن شود و روابط عاطفي در نامه نگاري و حتي باقي گذاشتن نوارهاي صوتي و پيامهاي كوتاه خلاصه مي شود حال آن كه براي تحكيم بنياد خانواده بايد بار ديگر، اين نهاد با تمام ابعاد عاطفي و انساني خود تعريف شود و جايگاه خود را پيدا كند تا به سوي جامعه اي فعال و فرهنگي حركت كنيم.

 

 

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۶ |
دوستم کتایون در وبلاگش مطلب زیبایی نوشته بود آن را اینجا می اورم:

«بيل گيتس»، رئيس «مايکروسافت»، در يک سخنراني در يکي از دبيرستان‌هاي آمريکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: «در دبيرستان خيلي چيزها را به دانش‌آموزان نمي‌آموزند». او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبيرستان فرا نمي‌گيرند، بيان كرد.

 

به گزارش اصول بيل گيتس به اين شرح است:

 

اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد.

 

اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار مي‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.

 

اصل سوم: پس از فارغ‌التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوق‌العاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آن‌که بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد.

 

اصل چهارم: اگر فکر مي‌کنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.

 

اصل پنجم: آشپزي در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌هاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار «يک فرصت» بود.

 

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.

 

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما مي‌رسد، ملال‌آور نبودند.

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۶ |
نمایشگاه کتاب اگر هیچ چیز جالبی نداشت فرصتی بود تا دیداری کنم ودست مریزادی بگویم به ناشران خوب این سالها "ماهی ،ققنوس،مرکز،ترفند ،نی فتوس، چشمه ،نگاه  و....

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۶ |
سالها بود که نمیخواستیم مثل پدر ومادرمان زندگی کنیم .درس خواندیم

وکار کردیم چون دلمان میخواست موفق تر از آنها باشیم .چون فکر

میکردیم مانباید کم کاریها وکاستیهای آنان را تکرار کنیم .اما امروز با

چندین مدرک وچند شیفت کاری حسرت کاستیهای والدینمان را

میخوریم وبا غم میگویم :اونا از ما خوشبخت تر بودند . 

به مناسبت روز من

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۶ |

 




 «كميته حمايت از روزنامه‌‏نگاران» اعلام‌‏كرد كه از ابتداي سال جاري ميلادي تا كنون، 19 روزنامه‌‏نگار در سراسر جهان كشته شده‌‏اند كه مرگ دست‌‏كم 9 تن از آنان، هرگز به طور رسمي تاييد و اعلام نشده است.
به گزارش «ايلنا»، طبق گزارش منتشر شده در وب‌‏سايت «كميته حمايت از روزنامه‌‏نگاران»(
CPJ)، از ابتداي سال جاري ميلادي تا كنون 10 خبرنگار در كشورهاي افغانستان، عراق، تركيه و پاكستان كشته شده‌‏اند كه مرگ آنها به طور رسمي از طرف مقام‌‏هاي مسؤول تاييد شده است.
بنا بر اين گزارش، «اجمل نقشبندي» روزنامه‌‏نگار افغان در 9 آوريل سال جاري ميلادي پس از آنكه دولت افغانستان از آزادي يكي از رهبران ارشد طالبان خودداري كرد، در «گرمسير» واقع در حومه استان «هملند» افغانستان سر بريده شد. وي در چهارم ماه مارس همراه «دانيل ماستروجياكومو» خبرنگار روزنامه ايتاليايي «لاريپوبليكا» و «سيد آقا» راننده او در استان «هملند» دزديده شد. آقا چند روز بعد كشته شد ولي روزنامه‌‏نگار ايتاليايي در 19 ماه مارس در تبادل با 5 زنداني طالبان، آزاد شد.
همچنين از ابتداي سال جاري ميلادي، 7 خبرنگار در عراق كشته شده‌‏اند. جنازه «احمد هادي ناجي» 28 ساله كه فيلمبردار شبكه تلويزيوني «آسوشيتدپرس» بود، 6 روز پس از ناپديد شدن در حالي كه گلوله‌‏اي به سرش اصابت كرده بود، در شهر «بغداد» پيدا شد.
آسوشيتدپرس در آن زمان گزارش داد كه اين خبرنگار روز سي‌‏ام ماه دسامبر، خانه‌‏ خود در جنوب‌‏غربي بغداد را تهيه گزارش ترك كرده بود و «صهبا خليل» عصر همان روز، ناپديد شدن همسرش را گزارش داد. علت و زمان مرگ او هنوز مشخص نيست ولي دوستان ناجي تاكيدكرده‌‏اند كه وي يك روز پيش از ناپديد شدنش، پيام تهديدي دريافت كرده بود. ناجي دومين خبرنگار آسوشيتدپرس بود كه در كمتر از چهار هفته به قتل رسيد.
در 12 دسامبر سال 2006 ميلادي، «عثوان احمد لطف‌‏الله» 35 ساله هنگام درگيري بين نيروهاي پليس و شورشيان در شمال شهر «موصل» به قتل رسيد. «عبدالرزاق هاشم عيال» 45 ساله سردبير و گزارشگر راديو «جمهوريه‌‏العراق» دومين خبرنگاري است كه در سال جاري در عراق كشته شده است. افراد مسلح در چهارم فوريه 2007 وي را به همراه پسرخاله‌‏اش كشتند. در طول ناپديد شدن عيال، گروگان‌‏گيران از تلفن همراه وي استفاده مي‌‏كردند. «مجيد» بردار «عيال» به «كميته حمايت از روزنامه‌‏نگاران»(
CPJ) گفت: «گروگان‌‏گيران به من گفتند كه ما عيال را به خاطر اينكه خبرنگاران به عراق صدمه مي‌‏زنند، خواهيم كُشت. آنان خود را وابسته به سازمان تروريستي «القاعده» معرفي مي‌‏كردند.» عيال پس از 21 سال اسارات در ايران به دنبال جنگ عراق با ايران، در سال 2003 ميلادي به عراق بازگشت و از همان زمان در راديو «جمهوريه‌‏العراق» مشغول به كار شد. راديو «جمهوريه‌‏العراق» بخشي از شبكه خبري دولتي عراق است كه از سال 2004 ميلادي تا كنون، 23 تن از كارمندانش به قتل رسيده‌‏اند.
«جمال الزبيدي» 56 ساله دبير اقتصادي روزنامه‌‏هاي عراقي «السفير» و «الدستور» سومين عراقي كشته شده طي سال جاري ميلادي است. الزبيدي در هنگام ترك دفتر «السفير» در 24 ماه فوريه مركز شهر «الكراده» ناپديد شد و پليس عراق جنازه وي را در جنوب غربي شهر «العمال» پيدا كردند.
الزبيدي مدت سه سال براي «السفير» و «الدستور» كار مي‌‏كرد. دو خبرنگار روزنامه «السفير» در سپتامبر سال 2005 ميلادي در «موصل» كشته شدند و يكي از روزنامه‌‏نگاران اين روزنامه نيز در مارس 2006 نزديك به سه هفته گروگان گرفته شد.
چند مرد مسلح نيز اتومبيل «موهان حسين الزهير» 49 ساله و مدير اجرايي روزنامه عراقي «المشرق» را هنگام قصد رفتن به محل كار، در درب خانه‌‏اش در شهر «الجميع» ربودند و جنازه‌‏اش چند روز بعد در حالي كه شش گلوله به او اصابت كرده بود، پيدا شد. الزهير پيش از ربوده‌‏شدنش چند بار پيام تهديد دريافت كرده بود. «المشرق» روزنامه خصوصي عراق است كه تا كنون مديران آن چند بار پيام تهديد براي توقف انتشار، دريافت كرده‌‏اند.
در جريان عمليات انتحاري پنجم ماه آوريل در ورودي اصلي شبكه تلويزيوني بغداد، «طاهر احمد جابر» معاون مديركل اين شبكه كشته و 12 تن از كارمندان زخمي شدند كه 4 تن از زخمي‌‏شدگان در شرايط بسيار خطرناكي به‌‏سرمي‌‏برند. جابر به «
CPJ» در جمع‌‏آوري مدارك حمله به روزنامه‌‏نگاران در عراق كمك مي‌‏كرد.
طبق گزارش «راديو اروپاي آزاد»، «راديو آزادي» و «
CPJ»، جنازه «خميل خلف» گزارشگر «راديو آزاد عراق» دو روز پس از ربوده‌‏شدن در سوم ماه آوريل در نزديكي شهر بغداد، در حومه اين شهر پيدا شد. پليس عراق پس از تلفن فرد ناشناسي جنازه خلف را در خياباني در «الجميع» بغداد پيدا كرد. بنا بر گزارش «راديو اروپاي آزاد»، فردي ناشناس از تلفن خلف براي ارتباط با خانواده او استفاده مي‌‏كرد ولي هرگز براي آزادي وي پولي تقاضا نشد.
«عثمان المشهداني» روزنامه‌‏نگار 29 ساله روزنامه سعودي «الوطن»، آخرين خبرنگاري است كه از آغاز سال جاري ميلادي تا كنون، در عراق جان سپرده است. نيروهاي امنيتي عراق سه روز پس از ناپديدشدن المشهداني، جنازه او را در حومه شمال‌‏غربي «بغداد» پيدا كردند.
المشهداني اخبار «طرح امنيتي بغداد» را پوشش مي‌‏داد و اين اخبار بر «جيش‌‏المهدي» كه به رهبري «مقتدي صدر» هدايت مي‌‏شود، تاثيرگذار بود. جنازه المشهداني در حالي كه به سر و سينه او شليك شده بود، پيدا شد. در بدنش آثار شكنجه ديده مي‌‏شد و دست راستش شكسته بود.
در پاكستان نيز «محبوب خان» كه به عنوان عكاس آزاد فعاليت مي‌‏كرد، در جريان عمليات انتحاري با هدف كشتن «آفتاب شيرپائو» وزير كشور پاكستان
در 28 آوريل كشته شد. خان 22 ساله كه به تازگي شغل خبرنگاري خود را آغاز كرده بود، با نشريات محلي و ملي به عنوان عكاس همكاري مي‌‏كرد. در جريان اين حمله سه روزنامه‌‏نگار ديگر از جمله «عارف يوسف فضلي» فيلمبردار شبكه «
ATV» و «صديق‌ ‏الله» خبرنگار روزنامه اردو زبان «صباح» و «عياض محمد» خبرنگار «آسوشيتدپرس» پاكستان زخمي شدند. در وب‌‏سايت روزنامه «ديلي‌‏تايمز» آمده است كه مقام‌‏هاي فدرالي و استاني پاكستان به طور مشترك تحقيق براي رسيدگي به اين ترور را انجام داده‌‏اند.
اين گزارش حاكي است كه يك خبرنگار ترك نيز در سال جاري ميلادي كشته شده است. «هرانت دينك» سردبير 52 ساله مجله دو زبانه تركي‌‏ـ‌‏ارمني «آگوس»، بيرون محل كارش در «استانبول» مورد اصابت گلوله قرار گرفت. وي پيش از كشته‌‏شدن، چندين‌‏بار پيام تهديد دريافت كرده بود. «رجب طيب اردوغان» نخست‌‏وزير تركيه با محكوم‌‏كردن ترور دينك، قول داد كه عاملان اين قتل را به صحنه عدالت بكشاند. شبكه تلويزيوني «
NTV» تركيه نيز گزارش داد كه پليس جواني كه كلاه سفيد به سر و ژاكت بر تن داشت، را شناسايي كرده است و دو تن در طول اين تحقيقات دستگير شدند.
طي 15 سال گذشته، 18 روزنامه‌‏نگار در تركيه به خاطر اين شغل‌‏، كشته شده‌‏اند و اين آمار تركيه را در رده هشتم «خونين‌‏ترين كشور جهان براي روزنامه‌‏نگاران» قرار داده است.

در ادامه گزارش «كميته حمايت از روزنامه‌‏نگاران» نام 9 تن از روزنامه‌‏نگاران كشته شده در سال 2007 ميلادي كه هرگز به طور رسمي تاييد نشد، آمده است. در دهم ژانويه سال 2007 ميلادي، فرد ناشناسي در استان «شانگهاي» چين به «لن چنگ ژانگ» خبرنگار روزنامه «ژونگ‌‏گو ماهوي بائو» چين حمله كرد و وي چند روز بعد به علت جراحات وارده، درگذشت. بنا بر گزارش اين روزنامه، لن كمتر از يك ماه در بخش‌‏هاي بين‌‏الملل و داخلي اين روزنامه فعاليت مي‌‏كرد.
«ژان رمي باديو» دومين خبرنگار كشته‌‏شده در ماه ژانويه است كه نامش در اين گزارش ذكر شده است. وي عكاس آزاد بود و در 19 ژانويه سال 2007 ميلادي در بيرون منزلش واقع در جنوب «هائيتي» به قتل رسيد. باديو از اعضاي گروه مطبوعاتي «دلوا»، حمايت از روزنامه‌‏نگاران
SOS) و انجمن روزنامه‌‏نگاران عكاس هائيتي(APH) بود. يكي از دوستان باديو كه به دليل ترس نخواست نامش فاش شود، به «CPJ» گفت: «باديو مشكلات فراواني با گروه‌‏هاي گنگستر محلي داشت. آنان معتقد بودند كه وي خبرچين پليس است.»
«آمادو راميرز ديلانس» خبرنگار 50 ساله مكزيكي نيز يكي ديگر از روزنامه‌‏نگاران كشته شده در سال جاري ميلادي است. به گفته همكاران وي، ديلانس در ششم آوريل در حال سوار شدن به اتومبيلش از طرف افراد ناشناس با شليك دو گلوله، كشته شد. وي اخبار عمومي را براي شبكه تلويزيوني «تله‌‏ويزا» و «ال‌‏تانتو» تهيه مي‌‏كرد. ماه مارس، وي در حال تهيه گزارش درباره «قاچاق دارو» بود.
«سائول نوئه مارتينز اورتگا» خبرنگار بخش حوادث روزنامه خصوصي «اينتر دياريو»، دومين خبرنگار مكزيكي است كه در 23 آوريل، در اين كشور به قتل رسيد. جسد او يك هفته پس از ربوده‌‏شدن توسط افراد مسلح، در بيرون مركز پليس محلي در ايالت «سونورا» در شمال ايالت «چيهواهو» اين كشور پيدا شد.
كشور پرو نيز با يك خبرنگار كشته شده در ادامه اين فهرست جاي گرفته است. «ميگوئل پرز جولسا» در 17 مارس سال جاري توسط دو فرد ناشناس مسلح در مقابل چشمان همسر و فرزندانش كشته شد. روزنامه پرويي «لاريپوبليكا» در شهر «ليما»، به نقل از شاهدان عيني نوشت كه مهاجمان به پرز جولسا و خانواده‌‏اش در مقابل منزلش حمله كردند و آنان را به گلوله بستند. پرز 38 ساله اخبار مربوط به جرايم محلي و فساد مالي دولت را براي ايستگاه راديويي «ايگيتوس» پوشش مي‌‏داد. وي چند روز پيش از كشته‌‏شدن، پيام‌‏هاي تهديدآميز بسياري دريافت كرده بود و طبق اين گزارش، پليس محلي دو تن را در ارتباط با قتل وي دستگير كرد.
«هرناني پستولرو» خبرنگار 64 ساله هفته‌‏نامه فيليپيني «لايتينگ كوريير ويكلي» 20 فوريه سال جاري ميلادي، مقابل منزلش مورد اصابت گلوله قرار گرفت. رئيس پليس منطقه‌‏اي فيليپين به روزنامه‌‏هاي محلي گفت كه فهرستي از مظونان قتل او را تهيه كرده است ولي تا كنون هيچ فردي دستگير نشده است.
«جوئل سيمون» مدير اجرايي «كميته حمايت از روزنامه‌‏نگاران» خطاب به مقام‌‏هاي فيليپيني گفت كه اميدوار است آنها هر چه سريع‌‏تر عاملان قتل پستولرو را به دادگاه بكشانند. طبق اين گزارش، سه روزنامه‌‏نگار فيلپيني در سال گذشته به خاطر انجام وظايف خود در اين كشور كشته شده‌‏اند.
«ايوان سافرونوف» خبرنگار روزنامه «كامرسانت» روسيه در دوم ماه مارس سال جاري در مسكو به طرز مشكوكي به قتل رسيد و تا كنون چهار سناريو درباره افتادن وي از پنجره آپارتمانش، توسط كارآگاهان تهيه شده است. بازپرسان روسي معتقدند كه وي خودكشي كرده است ولي همكارانش تاكيدمي‌‏كنند كه او به قتل رسيده است. «ديمتري كاميشوف» يكي از همكاران سافرونوف به «
CPJ» گفت: «هر كسي سافرونوف را مي‌‏شناخت، فرضيه خودكشي او را غيرممكن مي‌‏داند. خودكشي با روحيه او سازگار نبود.»
ايوان سافرونوف اواخر ماه فوريه پس از سفر به «ابوظبي» در امارات‌‏متحده‌‏عربي براي پوشش خبري كنفرانس و نمايشگاه سالانه دفاعي بين‌‏المللي، به كشورش بازگشت.
آسوشيتدپرس پس از مرگ مشكوك سافرونوف، نوشت: «ايوان سافرونوف از زمان آغاز به كار در روزنامه «كامرسانت» بارها توسط سرويس امنيتي فدرال روسيه(
FSB) به خاطر چاپ گزارش‌‏هاي سري دولتي، مورد بازجويي قرار گرفت.»
روزنامه «كامرسانت» نيز در مورد مرگ سافرونوف نوشت: «سافرونوف پس از سقوط زنده بود، ولي حداقل نيم‌‏ساعت طول كشيد تا نيروها كمكي از راه برسند و او به دليل اين تاخير، جان سپرد.»

نام كشور «سريلانكا» نيز با يك خبرنگار كشته شده در اين فهرست جاي گرفته است. «سوباش چاندرا بوانس» سردبير مجله تاميل‌‏زبان «نيلام» در 16 ماه آوريل در نزديكي منزلش مورد اصابت گلوله قرار گرفت. «جنبش رسانه‌‏هاي آزاد»(
FMM) نخستين سازماني بود خبر مرگ او را منتشر و اعلام كرد كه وي در راستاي كارش كشته شده است.
«ادوارد چيكومبا» اهل زيمبابوه نيز در 29 مارس سال جاري توسط افراد مسلح ربوده شد. جسد وي كه فيلمبردار سابق شبكه خبري «زيمبابوه» بود، دو روز پس از ربوده‌‏شدن پيدا شد. طبق اظهارات اعضاي خانواده چيكومبا به «
CPJ»، او را آن قدر زده‌‏اند كه وي به قتل رسيده است. برخي از گزارشگران اين كشور معتقدد كه قتل چيكومبا به خاطر ارتباط بارسانه‌‏هاي خارجي در مورد كتك‌‏زدن «مورگان تسوانگيراي»، رهبر اپوزسيون مخالف «رابرت موگابه» رئيس‌‏جمهور زيمبابوه، صورت گرفته است.


 

 

 

توسط محبوبه علی پور | جمعه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۸۶ |
غبار عادت روی همه چیز مینشیند حتی روی عشقها

مصطفی مستور

*پ.ن:این را دیشب مستور درجلسه "عشق در آثار مستور "گفت شاید بعد مفصل تر نوشتم 

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۶ |
به نظرم عفت جون من از خانم معلم آقای احمدی نژاد هوا تابیشتر ماه تره .آه دلم براش تنگ شد .

طفلک خیلی زحمت کشید بهش بگم خانوم معلم اماچون زبونم نمی چرخید ونمیتونستم بگم .صداش میزدم "مامان" بعد با کلی تقلای اون بهش گفتم عفت جون دلم براش تنگ شد .

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۶ |

مهري جوادزاده، مديرعامل يك شركت صادراتي، صنعتي :

باورهاي سنتي فعاليتهاي تجاري زنان را محدود مي كند 

 

اشاره: اولين كارت بازرگاني به نام زنان در سال 1336 براي مهين افشار صادر شد. با گذشت 50 سال از آن زمان امروز حدود 1200 زن تاجر، كارت بازرگاني گرفته اند و به صادرات اشتغال دارند.

يكي از اين بانوان، مهري جوادزاده است كه در سال 1379 نيز به عنوان صادركننده نمونه كشور شناخته شده است.

با اين بانوي موفق كه مديرعامل شركت صادراتي صنعتي و معدني «سپهر» مي باشد گفتگويي انجام داده ايم كه از نظرتان مي گذرد.

* خانم جوادزاده! شما حدود 12 سال است به امر صادرات مشغول هستيد. چقدر تحصيلات را در موفقيت خود مهم مي دانيد؟

** من اولين كار رسمي خودم را در ارديبهشت 1356 پس از بازگشت به ايران شروع كردم و چون داراي تحصيلات آناليست كامپيوتر از آمريكا بودم، به مدت سه سال تا 1359 به كار در زمينه تحصيلم پرداختم. اما پس از يك وقفه سه ساله كه دوباره فعاليت كاري خود را شروع كردم در بخش بازرگاني خارجي چه در واردات و چه در صادرات مشغول شدم. بنابراين تأثير تحصيلاتم به جز كمك به تربيت تفكر منطقي و آشنايي كامل به زبان انگليسي نبوده است و آن را فقط بخش مؤثري از پيش نياز موفقيت خود در فعاليتهاي كارآفريني مي دانم.

* با توجه به اينكه شما به عنوان صادركننده نمونه در سال 79 انتخاب شده ايد، بفرماييد براي حفظ بازار و ترغيب خريداران خارجي به چه نكاتي توجه داشته ايد؟

** البته من به اين انتخاب افتخار مي كنم، اما در سالهاي بعد به علت چرخش در نوع صادرات نتوانستيم اين موفقيت را تكرار كنيم. به هر حال حفظ بازار و مشتريان خارجي يكي از اركان اصلي بقاي ما بوده است. بنابراين ارتباط مداوم با مشتريان، توجه كردن به نظرات آنان در مورد كيفيت محصولات موردنظرشان، پيگيري و آگاهي نسبت به تغيير قوانين و مقررات بهداشتي در كشورهاي مقصد، اخذ استانداردهاي كيفي و توليد محصولات مطابق با سلايق مشتريان از راههاي حفظ بازار بوده است.

* به نظر شما بانوان بازرگان با چه مسايل و موانعي مواجه هستند؟

** به طور كلي معتقدم تفاوت چنداني ميان بازرگانان زن و مرد نيست و حتي بيشترين مديران فروش در دنيا را زنان تشكيل مي دهند. اما اينكه بتوانند كسب و كار مستقلي را راه اندازي كنند كمي مشكل است. از اين نظر كه در داخل كشور مراجعه زنان به مشتريان و مذاكرات رو در رو كار چندان آساني نيست و ملاحظاتي وجود دارد. در بخش سفرهاي خارجي نيز كه از اركان اصلي تجارت است براي بانوان در برخي موارد محدوديتهايي وجود دارد.

يكي از اين محدوديتها باور سنتي است كه معامله كردن با خانمها را همتراز با مردان نمي دانند، البته اين امر بيشتر از آنكه وجهه قانوني داشته باشد داراي وجهه سنتي و فرهنگي است، در حالي كه تجربه ثابت كرده زنان به اجراي تعهدات خود پايبندتر و در بسياري مواقع حتي با پذيرش پرداخت هزينه هاي بالاتر تعهدات خود را جامه عمل مي پوشانند. همچنين ثابت شده زنان در مقايسه با مردان به سود كمتري بسنده مي كنند. اين در حالي است كه زنان در انتخاب طرفهاي تجاري خود وسواس بيشتري به خرج مي دهند و در تنظيم قراردادها محافظه كارانه تر عمل مي كنند. بنابراين كار و معامله با زنان در شرايط مشابه سودمندتر است.

* خانم جوادزاده! طي اين سالها از چه حمايت و مساعدت دولتي بهره مند شده ايد؟

** من هيچ مساعدت و حمايت دولتي را تقاضا نكرده ام و در شرايط مساوي با ديگر همكاران خود حركت كرده ام و اصولاً بر اين باورم كه در بخش اقتصاد و بخصوص صادرات هر چه دخالتهاي دولت كمتر باشد، بهتر است.

* يكي از دغدغه هاي امروز جامعه، اشتغال جوانان است. به اعتقاد شما به عنوان يك كارآفرين موفق، چگونه مي توان براي اشتغال اين گروه زمينه سازي كرد؟

** من نه به عنوان يك كارآفرين، بلكه به عنوان يك مادر، نگراني خانواده ها و جوانان را كاملاً درك مي كنم. اما در اين ميان راه چاره را برخلاف ديگران دخالت و تصديگري دولت نمي دانم. به اعتقاد من به دليل همين باور است كه جوانان تحصيلكرده و مستعد ما در كسب اشتغال چنين منفعل و درمانده شده اند، بنابراين براي فراهم شدن شرايط كار براي جوانان هم بايد مشاركت مطلوب داشته باشند. نظام آموزش و پرورش ما مي تواند با آموزش و تقويت اعتماد به نفس، فكر خلاق و تفكر سازنده به كودكان نقش مؤثر داشته باشد.

وزارت علوم مي تواند با طراحي رشته هاي تحصيلي متناسب با بازار كار زمينه اشتغال جوانان را فراهم كند. سيستم بانكي نيز مي تواند علاوه بر اجراي مصوبات و بخشنامه ها به قابليتهاي واقعي افراد نيز بها دهد. دولت هم مي تواند با تقويت بخش خصوصي زمينه ساز خلاقيت و نوآوري شود تا اين بخش در تنگناي يكنواختي و رفع معضلات گرفتار نشود.

به هر حال، نمي توان انتظار داشت مشكل اشتغال جوانان همه از كانال كارآفريني برطرف شود، زيرا به طور طبيعي بخشي از آنها به سوي كارآفريني مي روند، اما بقيه جذب كارهاي ديگر مي شوند. بنابراين هر قدر در جامعه امكان سرمايه گذاري خارجي و بخش خصوصي فراهم شود و به ايجاد بنگاههاي اقتصادي جديد بپردازند، امكان اشتغال جوانان افزايش مي يابد.

* شما به نقش دولت ونهادهاي دولتي در زمينه اشتغال اشاره كرديد. خانواده و جوانان چقدر در اين امر مؤثرند؟

** به طور قطع جوانان در اين مورد سهم بسزايي دارند. بنابراين بايد به ياد آورند كه آنها داراي بزرگترين سرمايه يعني جواني، قدرت تفكر، خلاقيت و نوآوري مي باشند.

از همين رو با تكيه به لطف خدا و سپس توانمنديهاي خود تلاش كنند و بدانند كه حتماً موفق مي شوند. همچنين به خانواده ها توصيه مي كنم در اين راه فرزندان خود را از نظر فكري و روحي حمايت كنند. تلاشهاي آنها را حتي با بازده اقتصادي اندك جدي بگيرند، زيرا اگر جواني در آغاز كار مورد حمايت قرار گيرد، ديگران هم از كمك به وي دريغ ندارند و كوتاهي نمي كنند. البته من معتقدم در محلات هم اهالي مي توانند با پشتيباني از جوانان مستعد به گسترش و توسعه اشتغال آنان كمك مؤثري كنند.

* شما به عنوان مديرعامل يك شركت صادراتي، چه توصيه اي به بانواني كه تصميم دارند وارد عرصه تجارت شوند داريد. آيا صرفاً داشتن امكانات مادي كافي است؟

** در حال حاضر، در كار بازرگاني به جز بهره مندي از امكانات مادي لازم است كه نسبت به علم ارتباطات، مذاكرات بازرگاني و زبان خارجي آشنايي و حتي تسلط كافي داشت. بنابراين، توصيه مي كنم در فضاي جديد كسب و كارهاي الكترونيكي وارد شوند و مهارت بيشتري در اين حيطه پيدا كنند، زيرا آينده تجارت در بازرگاني الكترونيكي نهفته است

 

توسط محبوبه علی پور | پنجشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۸۶ |

براي رسيدن به دوردستها، بايد از نزديكيها گذشت، اما رسيدن به نزديكيها به سهولت ميسر نيست

اين عبارتي بود كه در كتاب «زن آينده» خواندم. يكي از دهها جمله اي كه مرا با «كريستيان بوبن» نويسنده فرانسوي آشنا كرد و واسطه اين آشنايي هم دكتر مهوش قويمي بود. كسي كه دلم مي خواست با او حرف بزنم و سرانجام فرصت مهيا شد و بهترين بهانه براي اين گفتگو، 25 آوريل سالروز تولد «بوبن» بود. وقتي گفتگو تمام مي شود نمي دانم بايد از قويمي به خاطر بوبن سپاسگزار باشم يا از «بوبن» به خاطر آشنايي با دكتر مهوش قويمي!
*
خانم دكتر قويمي، شما به عنوان يك استاد مجرب و پركار در دانشگاه و مترجم آثاري چون «پيدايش رمان در فرانسه» و يا «ادبيات فرانسه در قرن بيستم»؛ چهره شناخته شده اي هستيد، اما طبق رسم معمول، لطفاً كمي از سوابق و تجربياتتان بگوييد...
**
من تحصيلاتم را تا ديپلم در ايران و در دبيرستان نوربخش گذراندم و سپس براي ادامه تحصيل به فرانسه رفتم. دوره ليسانس و فوق ليسانسم را در رشته ادبيات نوين فرانسه در سوربن گذراندم و دكترايم را از دانشگاه «اكس مارسي» پروانس گرفتم. بعد از بازگشت



به ايران در سال 1356 در دانشگاه شهيد بهشتي استخدام شدم و در كنار تدريس، همانند ديگر استادان به ترجمه و پژوهش پرداختم. من همواره در درجه اول خودم را يك معلم مي دانم و در درجه دوم پژوهشگر و در آخرين مرحله خودم را مترجم مي شمارم.
*
چطور با بوبن آشنا شديد؟
**
به طور اتفاقي. در واقع در يك سفر كه به فرانسه داشتم 12-10 كتاب از او را براساس سليقه خودم خريدم وحتي به فكر ترجمه و انتشار آنها نبودم، ولي بعد به طور تفنني كار ترجمه آنها را شروع كردم و با استقبالي كه از ترجمه هايم شد اين كار را ادامه دادم.
*
به نظر شما كه بدون واسطه با آثار و انديشه هاي بوبن رو به رو مي شويد، او چگونه نويسنده اي است؟

**
به نظر من دو گروه نويسنده بزرگ وجود دارد. عده اي كه در آثارشان سؤالهايي را مطرح مي كنند، ولي پاسخي به خواننده نمي دهند و اين خواننده است كه بايد جستجو كرده، بينديشد و پاسخ را بيابد، اما عده ديگر، گويا با همه پرسشهاي ما آشنا هستند و از قبل، پاسخ اين پرسشها را آماده دارند. «بوبن» جزو اين دسته از آدمهاست.به همين دليل مسأله مرگ براي او حل شده، در حالي كه براي 90 درصد مردم همچنان مرگ يك پرسش است. مسأله ديگر معنويت گرايي اوست. در آثار او همه چيز حالت تقدس دارد.
*
همان كه خودش مي گويد: «دوست دارم در كتابهايم زندگي را نقاشي كنم، هستي را بسرايم، عشق را بنوازم، مرگ را رنگ آميزي كنم و...»
** بله كاملاً
...
*
با اين اوصاف، دنياي «بوبن» از نظر شما كه مترجم برخي آثار او هستيد چگونه است؟
**
پر از آرامش و آنچه من از خصوصيات بوبن مي پسندم همين حس آرامش است. در كتاب «ايزابل برژو» او، زندگي زني در حال مرگ روايت مي شود، اما در اين اثر هم آرامش وجود دارد.
*
برخي معتقدند آثار «بوبن» به هنگام خواندن دلنشين هستند، اما در ذهن نمي مانند، نظرتان در اين باره چيست؟
**
اين نكته برايم جالب بود، چون اغلب او را نويسنده كلمات قصار مي دانند و سخنانش زياد نقل قول مي شود. حتي خودم جملات بسياري را كه ترجمه كرده ام گاه به خوبي به خاطر دارم براي مثال: «مرده ها اين قدر هم نمرده اند...»
*
بله؛ «مرده ها اين قدر هم نمرده اند، همين را براي زنده ها هم مي توان گفت، زنده ها هم اين قدر زنده نيستند!»
** بله، ببينيد شما هم آنها را به خاطر سپرده ايد، پس در ذهن ماندگار است
!
*
خانم قويمي، در آثار بوبن «تكرار» بسيار است. تكرار عبارات و جمله ها، تكرار در توصيف فضا، تكرار مضامين، حتي تكرار در اسامي آدمها و گياهان. به نظر شما اين براي يك نويسنده، نقطه ضعف نيست؟
**
اين سخن شما كاملاً صحيح است. اين را من هم در آثار او احساس كرده ام و ديده ام كه چگونه مطالب در كتابهاي او تكرار مي شود، اما از نظر من اين ضعف نيست، اين نشان دهنده ثبات ديدگاه اوست. او همواره به زندگي ديدي يكسان دارد، اما اين ديد واحد در آثار او متفاوت مطرح شده است و اين را هم مي توان درك كرد.
نگاه بوبن در «ديوانه وار» با ديگر آثارش تفاوت دارد و در «زن آينده» با حوادث كمتري مواجه مي شويم. به هر حال آنچه شما گفتيد نظر برخي فرانسويها نيز هست
.
*
به طور مختصر مهمترين ويژگيهاي نويسندگي «بوبن» چيست؟
**
آثار او سيال، شاعرانه و درواقع شعر منثور است. او داستان پردازي مي كند و از قبل چيدمان تعيين شده اي براي داستانهايش ندارد.
*
همان طور كه گفتيد نثر او در واقع شعر منثور است. آيا اين امر كار ترجمه شما را دشوار نمي كرد؟
**
نه. چون نثر او در عين شاعرانه بودن زودياب، روان و سيال است، كوتاه مي نويسد و مضامين را تكرار مي كند.
*
خانم قويمي، گرچه آثار بسياري از «بوبن» در ايران منتشر شده، اما هنوز هم آن قدر كه بايد در جامعه ما او را نمي شناسند. چرا؟
**
من با اين نظر موافق نيستم يا حداقل نمي توانم آن را تأييد كنم، چون به نظر من بوبن كمتر از آنچه در ايران است در برخي كشورها او را مي شناسند.
حتي دو سال پيش كه به فرانسه رفته بودم، متوجه شدم آنجا هم برخي او را نمي شناسند و آن اشتياقي كه مثلاً ما به آثار او داريم را ندارند
.
*
چرا در فرانسه كمتر او را مي شناسند؟
**
اين طور كه من جستجو كردم، در آنجا جوانان بيشتر علاقه مند به كتابهاي علمي و تخيلي هستند و مردم عادي داستانهاي پليسي و جنايي را مي پسندند.
*
آيا عدم شناخت نويسنده نشانه ضعف او نمي تواند باشد؟
**
عدم استقبال يا استقبال از اثر را نمي توان به عنوان نقطه قوت يا ضعف در نظر گرفت. چون بسياري از نويسندگان توانا در زمان خود گمنام بوده اند. «اوژن يوسنكو» و «بالزاك» هم عصر هم بودند، اما به يوسنكو بسيار توجه مي شد، اما به مرور زمان تواناييهاي «بالزاك» هم تأييد شد و مردم امروز بيشتر از «يوسنكو»، «بالزاك» را مي شناسند!
*
همان طور كه مي دانيد برخي آثار نويسندگان به صورت فيلم درآمده. آيا آثار «بوبن» نيز اين قابليت را دارد؟
**
كتاب «هشتمين روز هفته» او به صورت فيلم درآمده و برخي از ديگر آثارش از جمله «ديوانه وار» را به خاطر حوادث متنوع مي توان به فيلم برگرداند، اما برخي ديگر از آثارش اين قابليت را ندارند.
*
از ميان ترجمه هايتان كدام اثر «بوبن» را دوست داريد؟
**
در واقع من هر چه ترجمه كرده ام را دوست دارم، اما «ديوانه وار» را بيشتر مي پسندم، چون شخصيت جالبي دارد.
*
گاهي برخي از آثار ادبي، همزمان توسط چند مترجم به زبان فارسي برگردانده مي شود. آيا نمي توان براي ساماندهي اين وضعيت و جلوگيري از تكرار ترجمه اين آثار تلاشي داشت يا تشكلي ايجاد كرد؟
**
درباره ترجمه همزمان يك اثر بايد بگويم گر چه اين امر چندان مثبت نيست، اما به طور كلي اين خواننده است كه مترجم خوب را پيدا مي كند. همچنين از اين جهت كه يك اثر چندين بار به مرور ايام توسط افراد متعددي ترجمه شود هم به نظر من ايرادي ندارد. به شرط آن كه اين ترجمه كاملتر از آثار قبلي خود باشد. براي نمونه دكتر نجفي «شازده كوچولو» را با دقت در ترجمه هاي قبلي كه توسط قاضي و شاملو انجام شده بود دوباره ترجمه كرد و مي بينيد كه كار خوبي هم شد. در خصوص ايجاد تشكل براي مقوله ترجمه هم بايد بگويم از آن جا كه ما ملتي هستيم كه علاقه اي به تشكل نداريم گمان مي كنم اگر در اين زمينه ابتدا دولت پيشقدم شود كارها بهتر صورت مي گيرد.
*
مشكلات مترجمان ما چيست؟
**
نخست نبود نهادي رسمي و دولتي كه كاركرد مترجم را ارزيابي و آثار خوب را ارايه كند. مسأله بعدي نيز وجود برخي محدوديتهاست. گر چه من هم معتقدم اگر آثاري از نظر ضوابط اخلاقي و اجتماعي ايراد دارد، نبايد منتشر شود، اما آثار «بوبن» كه به فرهنگ و عرفان ما نزديك است، چه مشكلي مي تواند داشته باشد؟ مميزان ما بايد اول اثري را بخوانند و بعد درباره آن نظر بدهند.
*
با گسترش فضاهاي آموزشي و دانشگاهي به تعداد مترجمان جوان نيز افزوده شده است. اين امر چه تأثيري بر روند ترجمه در كشور دارد؟
**
من هميشه به دانشجويانم هم مي گويم يكي از نقاط قوت مترجم آشنايي با فرهنگ مبدأ و زبان اصلي اثر است و سپس اشراف به زباني كه مي خواهيد اثر را به آن ترجمه كنيد. گر چه در بين مترجمان مبتدي افراد موفق هم داريم، اما گاه با افرادي رو به رو مي شويم كه آگاهي كافي درباره مقوله مورد ترجمه ندارند. بنابراين به طور كلي ترجمه امروز داراي معضل است، زيرا آثار خوب را مترجمان مبتدي تر ترجمه مي كنند و اگر ترجمه خوب نباشد خواننده رغبتي به اثر پيدا نمي كند كه اين امر در روند آثار ترجمه شده تأثير ناخوشايندي دارد. شايد يكي از دلايل اين اتفاق همان نبود سازمان يا تشكلي براي ساماندهي مقوله ترجمه باشد.

 

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۸۶ |

آوای زن :دوبانوی نویستده عناوین برتر مسابقه روزی روزگاری را از آن خود کردند.

رمانهای خط تیره آیلین(ماه منیر کهباسی)سرخی تو از من(سپیده شاملو)وعقرب روی پله های راه آهن اندیمشک(حسین مرتضاییان آبکنار)لوح نخستین دوره جایزه ادبی روزی روزگاری را دریافت خواهند کرد ویکی از آنان موفق به دریافتتندیس جایزه خواهند شد .مراسم اهدا این جایزه ادبی شنبه 15 اردیبهشت در خانه ههنرمندانبرگزار میشود.

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۸۶ |
سکوت میکنم .سکوت .چرا که قساوت واژه ها از آدمیان کمتر نیست .آنها هم بیرحمانه روح را هزار چاک میکنند .آری .باید پذیرفت که روزگار غریبی است برادر.
مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .