X
تبلیغات
کافه زندگی
کافه زندگی
نگاهی به رسانه و جامعه  
قالب وبلاگ
مدتی است که به تبلیغ  ومسایل ان فکر میکنم . برای نمونه برخی افراد تصور میکنند برای گسترش تعداد مسلمانان  باید زاد وولد آنان را گسترش  داد ویا برخی نیز  معتقدند  که برای جلب بیشتر  افراد به این  آیین به کشورهای فقیر سفر کرده وبا کمکهای مالی آنان را ترغیب به دین کرد. به نظرم این هر دو روش نمیتواند  تنها وقطعی ترین روش تبلیغ دین باشد زیرا با این وسیله ما فقط به تعداد مسلمانان به طور کمی می افزاییم که تنها خاصیتشان دهان های همیشه باز وشکمهای گرسنه است... آیا بهتر نیست ما جمعیت کیفی مسلمانان را افزایش دهیم ودر تربیت مسلمانان خدا جو، متعهد وموثر وکار آمد بکوشیم؟؟
[ چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ] [ ] [ ]

 

 دکتر مصطفی اقلیما : بهطور کلی  درخانواده ها  اعتماد جوانترها به بزرگترهاست از این رو وقتی      بزرگترها     دروغ بگویند  ورفتارهای نادرست انجام دهند ،  اعضای کوچک وجوان خانواده نیز اعتمادی به آنها  نخواهند دشت.  در جامعه بزرگتر  یعنی یک کشور نیز اعتماد مردم به مسولان آن است . زمانی این جامعه رو به پیشرفت خواهد داشت که مردم به مسولان خود اعتماد داشته باشند   وبه این باور برسند که مسولان حامی توسعه ورشد همه جانبه   جامعه هستند  .  حال با بروز چندین پرونده تخلف مختلف ،  این مردم  که تا امروز  توقع  دیگری ازاین افراد داشتند . رفتار وکردار متفاوتی را میبینند. البته درست است  که این افراد خاطی  نیز انسان هستند و امکان خطا   دارند . اما مردم پیش از این باورداشتند که این افراد را به عنوان شایسته گان وبرترینهای جامعه انتخاب کردیم       .اما حالا مشاهده میکنیم همین افراد مرتکب خطاهای بزرگی می شوند. این درحالیست که مردم در این جامعه میبیندد وقتی خودشان قرار است قرضی بگیرند یا وامی  مطالبه کنند ناچارند  ده نفر ضامن ومعتمد همراه داشته باشند   . حال اینکه   ؛  فردی درهمین شرایط توانسته 3000 میلیارد تومان وام بگیرد  .به هرحال گرفتن این میزان وام نیازمند سیستم وساختار خاص ونفوذ کافی است . به این ترتیب در شرایطی که امید مردم به این گروه است اگر اعتماد  واعتقاد مردم را بگیریم دیگر آنها به هیچکس اطمینان نخواهند کرد. نکته اساسی اینجاست که مازمانی که به اعتماد اجتماعی به عنوان سرمایه ارزشمند صدمه وارد میکنیم دیگر نمیتوانیم به همین آسانی انتظارداشته باشیم که اعتماد مردم دوباره جلب شود..این درحالیست که برای جلب این اعتماد سالها سرمایه گذاری وهزینه شده است. این خیانت  به جامعه نیست که یک پول هنگفتی اختلاس شده است زیرا این پول با توجه به سرمایه های اقتصادی جامعه ، پولی محسوب نمی شود . بلکه خیانت اینجاست که ما اعتمادو اعتقاد مردم را به نظام ودولت از بین بردیم.  دراین میان  اعتماد افراد معتقد بیش از دیگران صدمه دیده اس ت درواقع دراین آفت  به باورهای اصیل  مردم ریشه دار جامعه  ، صدمه وارد شده است . این آسیب نیز به سادگی قابل  جبران نیست.  نکته دیگر اینجاست ، هرچند    مسولان   نقشی دراین تخلفات نداشته باشند اما در مظان اتهام قرار میگیرند.   درواقع افراد بیگناهی نیز قربانی این رویداد می شوند چراکه مردم براین باورند که این افراد خطا کرد توسط مسولان انتخاب وبه کارگمارده شده اند . این همان کاستی است که سالهاست  مقام معظم رهبری با تاکید بر شایسته سالاری  نسبت به آن هشدار داده بودند . اگربه  این مساله  ا توجه میکردند  دیگر امروز شاهد تخلفات گوناگون نبودیم  زیرا فردی که به شایستگی انتخاب شده به خود حق نمیدهد که چنین اشتباهاتی بکند .ازاین رو امیدواریم مسولان با پایبندی  به شایسته سالاری  و به دور از حب وبغض های شخصی ؛ افراد رابرای مسولیتهای مختلف انتخاب کنند  . همچنین  به دنبال افراد شایسته ، متعهد ودلسوز باشند .

[ دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
 

وقتی به سایتها ووبلاگ فعال اطرافت نگاه میکنی حسرت میخوری یک مشت وب سایت  ووبلاگ اشغال فعالند اما دو تا وبلاگ وب سایتی که چیزی برای آموختن دارن فیلتر شدن باورندارین  امتحان کنین...مثلا وبلاگ مخ زنی و عکس چهارتا انیمیشن اوزگل  عاشقونه  خیلی بهتر از دوتا مطلب انسانیه... بدبختی اینجاس که همین وبلاگا وب سایتها چلغوز پر بیننده هم هستن.... خاک برسرمون با این فناوری وارتباطمون....

[ یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
این روزها بازار افشاگری   اختلاس میلیاردی داغ داغ است . امروز نیزاحمد توکلی این واقعه را مشابه کلاهبرداری برنارد مدوف سرمایه دار امریکایی دانست که برای این کلاهبرداری جنجالی به ۱۵۰ سال زندان محکوم شد.

اما مدوف  کیست؟

برنارد مدوف متولد 29 آوریل  1938 می باشد. او یک بروکر بورس، مشاور سرمایه گذاری و مدیر غیر اجرایی بازار سهام نزدک بود. او مجری بزرگترین طرح پونزی در طول تاریخ می باشد.

 او در مارس 2009 به انجام 11 فقره تبهکاری فدرال مقصر شناخته شد. جرم اصلی او ایجاد طرح پونزی با دریافت میلیارد ها دلار پول تحت عنوان سرمایه گذاری شناخته شد.

 به گفته خودش، او این طرح را در اوایل دهه 90 آغاز کرد اما مقامات فدرال بر این باورند که او طرح کلاهبرداریش را در اوایل دهه هفتاد آغاز کرده بود. میزان کلاهبرداری او با لحاظ کردن سود حاصل از آن نزدیک به 65 میلیارد دلار برآورد شده است اما دادگاه میزان مبلغ کلاهبرداری شده از افراد را 18 میلیارد دلار برآورد کرد.

 او در 29 ژوئن 2009 به 150 سال زندان محکوم گردید. مدوف شرکت خود را در 1969 در وال استریت به نام Bernard L. Madoff Investment Securities LLC تاسیس نمود و تا زمان دستگیریش در 11 دسامبر 2008 در سمت مدیر عامل آن قرار داشت

 در 10 دسامبر 2008 پسران مدوف به مامورین اعلام کردند که پدرشان به راه اندازی یک دسیسه پونزی و جمع آوری دارایی هایش از این طریق اعتراف کرده و در روز بعد مامورین FBI او را به عنوان کلاهبردار بازار بورس بازداشت کردند

 پیش از آن مامورین کمیته بورس و اوراق بهادار آمریکا فعالیت او را چندین بار مورد بررسی قرار دادند اما نشانی  از کلاهبرداری نیافته بودند

 شیوه کلاهبرداری او بدین صورت بود که با استفاده از اطلاعات معاملات قبلی، معاملات دروغین و واهی را توسط دو کارمند خود ترتیب می داد و سود را بر اساس معامله ای که صورت نگرفته بود تعیین می کرد

 اتهامات او عبارت بودند از، کلاهبرداری بورس، کلاهبرداری از طریق سیستم های الکترونیکی، کلاهبرداری ایمیلی، پولشویی، ایجاد معاملات دروغین و شهادت دروغ

  بعد از ارائه حکم 150 سال زندان برای مدوف وکیل های او خواستار کاهش این مقدار به 7 سال به علت سن بالای او گردیدند اما مورد پذیرش قرار نگرفت

 او هم اکنون در کانون اصلاح و تربیت فدرال قرار دارد که در 70 مایلی منهتن می باشد

 

 این مطلب هم خواندنی است

[ یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 ] [ ] [ ]

چند روز است  که آلرژی فصلی کلافه ام کرده است . به خواهرم که کنارم نشسته میگویم دیگه نمیتونم نفس بکشم... .بادست  به چهره ام اشاره میکنم ومیگویم:  شب وروز صورتم خارش داره ومیسوزه...

. دخترک یکساله وچند ماهه اش که تازه زبان بازکرده به صورتم زل میزند ومیگوید: خاله جون ! دماغت بزرگه برو دکتر کوچیک کنه...

جراحی زیبایی بینی امروزه یکی از عادی ترین مقوله های اجتماعی شد هاست ودیگر حتی نمی توان آن را نشانه تمول و تمکن دانست. اما همچنان  افراد  پر شتاب  با انگیزه های مختلف زیر تیغ  جراحان می روند وکشور ماهمچنان دراین زمینه  صدر نشین جراحی زیبایی درجهان  است.

 

* ضرورت زیبایی

به راستی چند درصد از  این جراحیهای زیبایی بینی ؛ ضروری است.؟

دکتر ابراهیم رزم پا ، فلوشیب جراحی سروگردن از آمریکا با تاکید براینکه ما در زمینه اغلب جراحیهای زیبایی درجهان رکورددارهستیم اما جراحی بینی جدی تراست ، میگوید: "تعداد زیادی از این جراحیهای زیبایی سلیقه ای است .چنانکه برخی افراد را در جامعه میبینیم که بینی آنها چندان زیبا نیست اما رغبتی نیز به چنین جراحیهایی نشان نمیدهند.    . به این ترتیب شاید بتوان جراحیهای  ضروری بینی را حتی کمتر از یک سوم  جراحیهای انجام شده ، دانست  به این ترتیب معتقدم . اغلب این مراجعه کنندگان از لحاظ درمانی نیاز به چنین اعمال جراحی ندارند . "

 

* بازار پررونق جراحی

با توجه به آنچه گفته شد باید پرسید که  بیماران با چه انگیزه ای  تن به جراحی بینی میدهند؟

دکتر  رزم پا متخصص جراحی گوش وحلق وبینی درپاسخ اظهارمیکند: "دلایل متعددی دراین زمینه موثر است که جدیترین آنها ، چشم وهم چشمی و مدگرایی دراین زمینه است. مساله دیگر ، را میتوان شاخص بودن چهره درجامعه به علت شرایط دینی دانست. 

نکته قابل تامل نیز موفقیتهایی است که دراینگونه جراحیها حاصل می شود. به طوری  که  ا فراد با مشاهده تغییرات مثبت در اطرافیان به دلیل جراحی  ترغیب می شوند عمل کنند   ناگفته نماند به دلیل همین توفیقها وارزانی هزینه جراحی باعث شده که ازسایر کشورها حتی اروپایی برای جراحی به کشور ما سفرکنند."

 

* روی طلایی یک تغییر

 

الهه با  آب وتاب از جراحی بینی خواهر شوهرش حرف میزند :

" اگه ببینی نمیشناسیش .. اینقدر   قیافه اش اشرافی شده . که نگو ...توی مجلس برادرشوهرم همه میگفتن .قیافه اش شبیه فلان هنرپیشه هالیوودیه... اما فرانک سرش را پایان اند اخت.... سه نوبت جراحی کرده  اماهنوز هم وقتی از شاهکارهای جراحی فلان فامیل وفلان دکتر میشنود  ،  فکر میکند  بینی  اش هنوز هم قوز دارد ونافرم است...

دکتر رزم پا  به افرادی که برای جراحی بینی مراجعه میکنند ؛ اشاره کرده ومیگوید:

"یک گروه افرادی  هستند   که  دربینی آنها ،   ایراد چشمگیر وجدی وجود دارد   ونیاز به جراحی دارند . دراین افراد پس از عمل جراحی   تغییرات  چشمگیری نیز حاصل می شود .همین موفقیت    باعث افزایش اعتماد به نفس در آنها شده  وشرایط را برایشان بهتر میکند. البته این جنبه مثبت قضیه است. "

* جراحی به خاطر مشکلات جسمی وروانی

15 سال دارد و روزی نیست که روبه روی  آینه نایستد ودماغش را بالا نگیرد. میگوید : یکی از آرزوهام   اینه که از شر این چماق راحت شوم... دوستانش میدانند چقدراز شکل بینی اش ناراضی است با تمسخر کاریکاتورش را میکشند وبه طنز میگویند" مستر دماغ " یا کمپانی دماغ " ...

تا اینجا یاد آور شدیم که تمام جراحیهای زیبایی غیر ضروری محسوب نمی شود اماسکه جراحی زیبایی بینی روی دیگری نیزدارد. دکتر رزم پا دراین باره اظهار میکند: " جنبه منفی قضیه نیز اینجاست که   افرادی نیز که ایرادهای ظاهری قابل توجهی ندارند  ، به اینگونه جراحیها رو میکنند. دسته ای ازاین افراد کسانی هستند که متاثر   از  فشارهایی     نیز نظیر مشکلات شغلی وخانوادگی    اینگونه اعمال جراحی را انجام میدهند تامشکلاتی دیگری  که دارند حل شود. درحالیکه اگر این  بیماران    بهترین کیفیت جراحی را انجام دهند بازهم مشکل دارند چراکه اصل مساله آنها زیبایی چهره نیست. گروه دیگری نیز  کسانی هستند که به لحاظ روانی  کاستی ها ونواقص کوچک را     چشم گیر وجدی می پندارند درواقع برخی از این افراد مبتلا به بیماری " دیس مورفو   فوبیا  "هستند که این تصور   از علایم  این بیماری است  .       دیگر مساله ای که  باید به آن اهمیت داد این است که ،  برخی افراد به دلیل ابتلا به برخی  تومورهای مغزی  در ناحیه لوپ تمپرال  که تظاهرات وعلایمشان به گونه ای است که فرد نکات ناچیز را جدی تر  حس  وتصورکند . بنابراین بر جراحی زیبا یی اصرار دارند. بنابراین توصیه می شود کسانی که به عمل جراحی بینی اصرار دارند اما ایراد چندانی نیز در چهره ندارند  ؛ قبل از جراحی به  مشاور روانشناسی  یا پزشکی  مراجعه کنند . "

 اینگونه مسایل  تنها در کشور ما وجود ندارد بلکه  توجه به بررسي‌هاي انجام شده در کشورهاي اروپايي و آمريکا نیز حاکی از آن است که  حدود 20 درصد افرادي که جراحي زيبايي بيني انجام مي‌دهند مبتلا به اختلالات روان نژندي مانند اضطراب، وسواس و افسردگي و حدود 70 درصد نيز مبتلا به اختلال شخصيت خودشيفته و اختلال شخصيت وسواسي هستند.

* استفاده ابزاری از آرزوها

کافی است سری به صفحات اینترنتی  وشبکه های  ماهواره بزنی ،  دقیقه به دقیقه دختران  وپسران جوانی در قالب تصاویر وفیلمها به تو یاد آوری میکنند به جای  رفتن به زیر تیغ جراحی ، بینی ات را بادستگاههای ویبره  وحرارتی ، خوش فرم وزیبا کنی...  آیا این مساله باورکردنی است؟

دکتر رزم در پاسخ میگوید: "تبلیغاتی که در ماهواره راجع به ژل ها و یا دستگاه های کوچک کننده بینی صورت می گیرد کذب محض بوده و تنها در صورتی که تاییدیه از یکی از سه مرجع علمی و یا قانونی وزارت بهداشت و نظام پزشکی، دانشگاه های علوم پزشکی و انجمن های علمی و تخصصی داشته باشند می توانند در این خصوص ادعای اثر بخش بودن محصولات خود را داشته باشند."

این متخص جراح و گوش و حلق و بینی تاکید میکند :«دستگاه های کوچک کننده بینی با ایجاد مکانیسم حرارتی و یا لرزشی موجب تبخیر موقت آب بینی شده و به صورت موقتی موجب کوچک شدن بینی می شوند اما   اثربخشی آن موقتی بوده و برگشت پذیر است ."

* تخصیص بیمه به جراحی درمانی

گرچه ارائه خدمات بیمه نیازی انکار ناپذیر است اما همیشه راهگشای نظام سلامت نیست  به خصوص در حمایت از جراحیهای زیبایی ،  اما پشت این سخن  ؛ حرف وحدیث دیگری نیز هست که نباید از آن غفلت کرد. .دکتر رزم پا دراین باره معتقد است : -"درهیچ کشوری اعمال زیبایی تحت پوشش خدمات بیمه قرار نمیگیرد چراکه  اگر بیمه بود جنبه های منفی بیشتری برای سلامت جامعه داشت   اما باید تاکید کرد اگر بیمه میتوانست برخی  جراحی زیبایی که همراه با نیازهای درمانی  است را پوشش دهد  آثارمناسبی بر  سلامت جامعه داشت .زیرابرخی افراد در ضمن نیاز به جراحیهای زیبایی ناگزیر از جراحیهای درمانی نظیر انحراف  بینی شدید  هستند.به این ترتیب میتوانست ازاین بیماران    حمایت کرده  وبخش درمانی راپوشش دهد زیرا برخی بیمه ها زمانی که فرد ناچار است همراه با جراحی زیبایی به لحاط درمانی نیز عمل کند این تاکید بر مساله زیبایی باعث شده ، بیمار    ازخدمات بیمه درمانی نیز محروم شود   . درحالیکه تعداد زیادی از این افراد  ، گروهی هستند که به لحاظ اقتصادی توانایی کافی رابرای پرداخت هزینه درمان ندارند."

وی تاکید میکند: به اعتقاد من همانقدر که باید در  نفی جراحیهای بی مورد  سخن گفت باید  افرادی که نیاز به درمان از طریق جراحی دارند  را نیز راهنمایی کرد زیرا بسیاری از افرادی که نیاز به جراحی درمانی دارند ،   اطلاعات وانگیزه کافی برای مراجعه به پزشک ندارند.

 

[ یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
امروز روز شعر فارسی است .... دلم حافظ میخواهد....

 

[ یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 ] [ ] [ ]

ایسنا : مجمع جهانی اقتصاد ایران را از نظر شاخص کیفیت تحصیلات ابتدایی در بین 142 کشور جهان در رده 66 قرار داد.

 در این رده‌بندی فنلاند با کسب بیشترین نمره صدرنشین شده و بلژیک و سنگاپور نیز دوم و سوم شدند. کشورهای سوئیس، باربادوس، ایسلند، نیوزلند، تایوان، کانادا و استرالیا نیز چهارم تا دهم شدند.

در بین کشورهای منطقه خاورمیانه هم رده‌های اول تا سوم به قطر، لبنان و امارات اختصاص یافت و ایران در رده هشتم قرار گرفت. سه کشور آنگولا، یمن و دومینیکن نیز به عنوان کشورهای دارای بدترین کیفیت تحصیلات ابتدایی معرفی شدند.

همچنین گزارش مذکور می‌افزاید: ایران از نظر کیفیفت مدیریت مدارس در میان 142 کشور جهان در رده‌ 94 قرار دارد.

 در این رده‌بندی کشورهای بلژیک، بریتانیا و سوئیس رده‌های اول تا سوم را به خود اختصاص دادند و کانادا، فرانسه، اسپانیا، قطر، سنگاپور، سوئد و هلند نیز چهارم تا دهم شدند. در پایین این رده‌بندی نیز کشورهای آنگولا، تیمور شرقی، یمن، موریتانی و سوازیلند قرار گرفتند.

در بین کشورهای منطقه خاورمیانه ایران بالاتر از کشورهای عمان، کویت، سوریه و ترکیه قرار دارد.

[ شنبه بیست و ششم شهریور 1390 ] [ ] [ ]

 

 گرچه بنابر ادعای مسولان انتظامی کشور آمارارتکاب  جرایم خشن طی سالهای اخیر  حتی دربرخی استانها تا 50 درصد کاهش داشته است اما اخبار حوادث رسانه ها ، خبراز پدیده تامل برانگیز ، " حضور ومشارکت زنان در جرایم  خشن "  دارد. چنانکه گاه وبی گاه در رسانه ها  میبینیم  که :

 

*ماموران انتظامی رشت موفق شدند زن مسلحی را كه برای اخاذی وارد آرایشگاهی شده بود دستگیرکنند

 

*در عملیات  دستگیری سارقان بانک سپه کرمانشاه 5 نفر دستگیر شدندکه  یکی از متهمان زن می باشد .

 

*زن و شوهر مسافرنمايي كه اقدام به سرقت مسلحانه يك خودروكرده بودند دستگیر شدند

 

گرچه میزان چنین جرایمی اندک است اما وقوع هرکدام قابل تامل می باشد.

 

دکتر علی نجفی توانا ، حقوقدان درزمینه بروز جرایم در زنان به گزارشگر ما میگوید:  به طور کلی خشونت ورفتارهای  خشن بازتاب آموزه های فردی واجتماعی است  .چنانکه در جوامع سنتی    اغلب اقدامات سخت نظیر درگیریهای فیزیکی بین مردان مرسوم بوده است وزنان به اموری که  نیازمند بروز احساسات ومهارتها ی  خاص   داشته ، می پرداختند .   درانجام جرایم نیز این  تفاوتها  مشهود بود  . ا حتی در سالهای اخیر    درخصوص ارتکاب جرایم بین زنان ومردان نه تنها در کشور ما  بلکه دردنیا  تفاوتهای اساسی بین دو جنس مشاهده می شد.  چنانکه از لحاظ کمیت  بزهکاری زنان ، اغلب  کمتر از یک پنجم آمار بزهکاری مردان است وتنوع  جرایم زنان نسبت به مردان نیز مشهود    است . اینگونه عمده جرایم زنان از گذشته تاکنون بیشتر در زمینه های خانوادگی همانند کودک آزاری ، قتلهای خانوادگی و جرایم جنسی می باشد .

وی درادامه بااشاره به   علل موثر درتفاوت جنسیتی ورفتارهای بزهکارانه می افزاید: اندیشمندان ومتخصصین دوعامل را دراین باره موثر میدانند       نخست قدرت جسمی زنان و سپس تفاوت  ساختار عصبی زنان ومردان  ، چنانکه متخصصان معتقدند  : زنان به لحاظ عصبی بردبارتر وقوی ترند این درحالیست که مردان از این جهت تحریک پذیربوده وآماده گی بیشتری  برای ارتکاب جرایم به خصوص جرایم خشن  دارند.

* دایره وسیع بزهکاری

بهار بود واردیبهشت. بهترین ماه وفصل خدا... زمانی برای درک لطافت وزیبایی زندگی..... اما پشت در یکی ازخانه های شهر زمان برای  همیشه برای طاهره ودخترش متوقف شد ...زمانی که آن چهار لیتر مایع هولناک چهره جوان اورا به یغما برد ورویاهای دخترک اش را کابوس کرد....

با نگاهی به پرونده بزهکاری زنان بارها میتوان از خود پرسید چرا وبه چه علت زنان به  راه جرایم خشنی چون قتل واسید پاشی  پا می گذارند؟

حمیده  احمدی کارشناس ارشد پژوهشگری علوم اجتماعی با تاکید بر گسترش بزهکاری در بین زنان میگوید: طی سالهای اخیر به نظر می رسد حضور زنان در جرایم خشن درجهان بیشتر شده باشد شاید یکی از دلایل آن را انعکاس بیشتر رسانه ها دانست .اما نکته مهمتر حضور پر رنگ زنان در عرصه های مختلف و گسترش این حضور به سطوح مختلف است. چنانکه پیش از این بیشترین زمینه فعالیت زنان درخانه ها خلاصه می شد واغلب جرایم زنان درهمین حوزه ها ختم می شد . اما درحال حاضر که زنان پای به دایره وسیع جامعه گذاشته اند عرصه بزهکاری آنها نیز گسترش یافته است .  در ساده ترین نمونه ،  وقتی زنی به عنوان کارگر یا کارمند درجامعه ظاهر می شود ، به همان میزان بیشتر  تحت تاثیرانواع خشونتها خواهد بود و  خود می تواند اعمال خشونت کند.

دکتر نجفی توانا درهمین باره معتقد است: از زمانی که زنان  وارد عرصه  زندگی اقتصادی واجتماعی وفرهنگی شدن به همان میزان نیز ارتکاب جرایم  وتنوع جرائم  آنان  به وضعیت بزهکاری  مردانه نزدیک شده است چنانکه شاهد ارتکاب جرایمی نظیر قتل وکلاهبرداری اخاذی وقاچاق انسان  در آنها هستیم.همچنین مطالعات جرایم  نشان میدهد زنان امروزه تا حدود قابل تاملی در اجرای جرایم  نقش دارندو  حتی میتوانند به عنوان رئیس گروه وباندی  نقش آفرینی کنند.

این جرم شناس همچنین میگوید:آنچه  در سالهای  اخیر خطرناکتر جلوه گری میکند ،  نوعی رقابت جنسیتی درارتکاب جرایم است. ازیک طرف  نگاه  فمنیستی واز طرف دیگر  نگاه حق طلبانه  وبرابر جویانه باعث شده  که زنان  همان رفتارهای مردانه را انجام دهند چنانکه امروزه  میتوان از  شیوه رانندگی تا بروز رفتارهای مجرمانه نظیر مصرف ومعامله مواد مخدر تا  جرایم مالی وحتی  رفتارهای جنسی رادر  رقابت زنان   با مردان دید.

* زندگیهایی که دود می شوند

احمدی به شرایط اقتصادی به عنوان یکی ازدلایل خشونتها اشاره کرده واظهار میکند: از عوامل زمینه ساز خشونت باید از چالشهای اقتصادی یاد کرد.  چراکه امروزه این مساله به عنوان یک چالش جهانی ؛  سلامت اجتماعی افراد را تحت تاثیر قرار داده است .مردم ما  به ویژه زنان وجوانان نیز به دلیل شرایط ومحدودیتها از این آسیبها بی نصیب نمی باشند . چنانکه مطالعات نشان میدهد ناکامیهای اقتصادی و زیاده خواهیها درارتکاب جرم در زنان وجوانان موثر است

نکته دیگر اینکه ضعف اقتصادی در عوامل دیگر دخالت چشمگیری دارد چنانکه تجربه نشان داده ، افرادی که از کاستیهای اقتصادی حاد  رنج میبرند ؛ کم وبیش ازلحاظ ابعاد مختلف نظیر بعد فرهنگی نیز با تنگنا مواجه هستند.

این پژوهشگر اجتماعی با تاکید بر اعتیاد به عنوان عنصری موثر در بروز جرایم زنان میگوید: زمانی که زنی به این چرخه نابود کننده وارد می شود دیگر هیچ اهمیتی به خود ودیگران نمیدهد. زیرا اوناچار است برای رفع مشکل خود به هر وسیله وراهی پناه ببرد. ازاین رو در معرض سواستفاده های متعدد قرار خواهد گرفت یا تن به هر نابودی میدهد.

* آموزش خشونت

بی گمان همانگونه که خانواده را میتوان کانون صلاح وسلامت جامعه دانست ، آن را میتوان سرمنشا فساد ونابودی محسوب کرد.

دکتر نجفی توانا با تاکید برهمین قضیه میگوید: بررسی جرم شناسانه رفتارهای جنایی ثابت میکند اغلب  خشونت از طریق محیط اجتماعی منتقل میشود وافراد خشونتگرا  در دوران کودکی مورد خشونت قرار گرفته اند  . همچنین     مطالعات نشان میدهد معمولا  این افرادمتعلق به طبقات اجتماعی و خانواده هایی هستند که با مشکلات متعدد دست به گریبانند.  این افراد   به گونه ای رشد یافته اند که  خشونت جز زندگی فردی آنها شده است .

وی درادامه اظهار میکند: گرچه انسانها به طور طبیعی از خشونت  به عنوان عامل دفاعی غریزی بهره مند هستند .  اما بروز این استعداد ذاتی نیازمند بسترهای فرهنگی واجتماعی است . خانواده از طریق نحوه تربیت وآموزههایی که به فرزند منتقل میکند میتواند شرایط بروز این توانمندی را فراهم کند  .به این ترتیب افراد میتوانند گاه منطقی بررفتارهای خشونت بار خود کنترل داشته باشد یا بی هیچ ملاحظه  ودرایتی عرصه را به جولان خشونت خویش واگذار کند.

احمدی نیز معتقد است: هرقدر درخانواده ها ؛ رفتارهای خشونت بار بیشتر باشد .افراد بیشتر پرخاشگر وخشن می شوند. درزندگی زنان نیز چنین است. زنانی که بیشتر در معرض خشونتها قراردارند بیشتر به رفتارهای خشن گرایش دارند وپروایی دراین زمینه نشان نمیدهند.

 

[ جمعه بیست و پنجم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
بنابر آمار موجود، در کشور ما، از هر 800 مورد مرگ روزانه، حدود 360 مورد بر اثر بیماری های قلبی-عروقی است. از این میزان 198 نفر بر اثر سکته قلبی جان خود را از دست می دهند. این در حالی است که به گفته کار شناسان، در ایران روزانه 3 هزار سال عمر مفید مردم بر اثر بیماری های قلبی و عروقی از بین می رود!


سلامت قلبتان را جدی بگیرید

دکتر «فریدون نوحی» رئیس انجمن قلب ایران، با تاکید بر آمار بالای مرگ و میر بر اثر بیماری های قلبی در کشورمان، در حاشیه برگزاری چهارمین «کنگره بین المللی جراحی قلب وعروق رضوی» به خبرنگار ما می گوید: این مساله جدی است، تا جایی که از نظر ابتلا به بیماری قلبی تا حدودی از کشورهای پیشرفته نیز فرا تر رفته ایم زیرا عوامل خطر یا «ریسک فاکتور ها» را جدی نمی گیریم و کنترل نمی کنیم، در حالی که این شیوه بسیار آسان و برای همگان قابل اجراست. بنابراین توصیه می شود هموطنان، نسبت به کنترل و کاهش قند، چربی و فشارخون خود توجه داشته باشند و سعی کنند میزان این فاکتورها از همان ابتدا افزایش نداشته باشد. همچنین اگر در خانواده، سابقه بیماری وجود دارد نسبت به بیماری های قلبی در جوانان بی توجه نباشند. همچنین تاکید می کنم از چاقی و افزایش وزن پیشگیری کنند که «ام الامراض» است. اگر به مجموعه این مسایل تاکید شود دلیلی ندارد که امراض قلبی در جامعه افزایش پیدا کند.

قلبهایی که پیری زودرس می گیرند!

چندی پیش یکی از متخصصان قلب اعلام کرد که قلب ایرانیان 20 سال زود تر پیر می شود. رئیس انجمن قلب ایران در این باره می گوید: قلب همه ایرانی ها زود تر از مردم سایر ملل پیر نمی شود بلکه قلب افرادی پیر و فرسوده می شود که از مسایل بهداشتی و سلامت غافلند و گروهی از ایرانی ها نیز اینگونه هستند. در زمینه گرفتاری و ابتلا به بیماریهای قلب و عروق، کشور ما همانند کشورهای پیشرفته است در حالی که انتظار می رود با توجه به فرهنگ و باور «پیشگیری» این مساله کاهش یابد.
وی درباره وضعیت فعلی ابتلا به بیماریهای قلبی نیز می گوید: بیماری های قلبی چون طیف گسترده ای دارند چنانکه بیماری های دریچه قلبی پیش از انقلاب بسیار بود، اما در حال حاضر با تغییرات فرهنگی و اجتماعی رو به کاهش رفته است. بیماریهای روماتیسمی نیز در سطح پایینی قرار گرفته و ما از وضعیت مناسبی در این زمینه برخورداریم. در گذشته بسیاری از تختهای بیمارستانهای ما به بیماریهای دریچه ای اختصاص می یافت، اما در حال حاضر چنین نیست. میزان ابتلا به بیماری های مادرزادی نیز در کشور ما همانند سایر جوامع است چنانکه در ازای هر صد کودکی که زنده متولد می شوند یکی مبتلا به بیماری های قلبی خواهد شد.

زیانهای یک بیماری روبه رشد
دکتر نوحی با هشدار نسبت به رشد بیماری های قلبی وعروقی در کشور اضافه می کند: تنها مساله ای که باید به آن توجه شود در زمینه عروق خون رسان قلب یا همان عروق کرونر است. زیرا کنترل عوامل خطرزا در این زمینه مورد غفلت مردم واقع می شود. به این ترتیب وضعیتی مشابه کشورهای توسعه یافته داریم در حالی که میزان چاقی در آن کشورها و استفاده از فست فودها بیش از جامعه ماست. البته همان جوامع توانسته اند تا حدود زیادی پیشگیری کنند و ما باید در این زمینه دقت کنیم. از همین رو ما از لحاظ بیماری های عروق کرونر وضعیت خوبی نداریم چنانکه از مجموع صد مرگی که در کشور اتفاق می افتد بیش از38 مورد آن مربوط به بیماریهای قلبی وعروقی است که این چشم انداز روشن و مناسبی را نشان نمی دهد و موجب هزینه های فراوان برای کشور می شود.

بد زندگی کردن!

با نگاهی به آمارهای جهانی می توان دریافت، زنگ خطر گسترش بیماری های قلبی وعروقی در دنیا سالهاست نواخته شده است چنانکه، کار شناسان سازمان بهداشت جهانی در گزارشی، پیش بینی کرده اند تا سال 2020 میلادی، تعداد افراد مبتلا به بیماری های قلبی در جهان بیشتر از بیماری ایدز خواهد بود. به راستی علت این مساله چیست؟
«پروفسور باتیستا» جراح مبدع و صاحب سبک قلب در این زمینه به خبرنگار ما می گوید: هر چند عوامل ژنتیکی در بروز بیماری های قلبی تاثیرگذار هستند اما نمی توان عوامل محیطی و اکتسابی را در این زمینه نادیده گرفت به خصوص در جامعه جهانی امروز که تمام جلوه های زندگی مردم از «فرهنگ ماشینیزم» متاثر شده است. البته این دستاوردهای مطلوب برای زندگی، باعث مشکلاتی نظیر گسترش بیماریهای قلبی وعروقی هم شده است، زیرا با تغییر در سبک زندگی، بیشتر افراد، تغییری در شیوه مرسوم زندگی خود ایجاد نکرده اند.
«پروفسور پراپاس» رئیس انجمن جراحان قلب اروپا و آسیا نیز تاکید می کند: زندگی امروزی نسبت به گذشته تفاوت کرده است. در گذشته مردم بیشتر متکی به فعالیت های جسمی بودند اما در حال حاضر زندگی مردم بر روی سه صندلی سپری و خلاصه می شود؛ نخست صندلی اداره و محل کار، سپس صندلی اتوموبیل ها و سوم صندلی خانه ها که مقابل تلویزیون قرار گرفته است.
از طرف دیگر تغذیه با غذاهای چرب نیز فراوان شده است که این مسأله باعث بروز بیماریهای قلبی نظیر گرفتگی عروق کرونر می شود.
دیگر میهمان کنگره بین المللی قلب وعروق رضوی، «پروفسور بوژان بیو سینا» جراح قلب از کرواسی است. او نیز در پاسخ خبرنگار ما می گوید: متاسفانه در زمانه ما بیماریهای قلبی همه گیر شده و بیشتر جوامع را گرفتار کرده است. البته دلایل مختلفی در این زمینه موثر است، اما مهمترین مساله را باید «سبک زندگی امروزی» دانست. کشیدن سیگار و بی توجهی به تغذیه از عوامل خطرزای امروزی است.

روشهای نوین ودرمانهای ارزان تر
«دکتر توماس لولاس» دانشیار جراحی قلب از یونان نیز به تلاشهای متخصصان برای کاهش صدمات این بیماری ها اشاره و خاطر نشان می کند: تلاشهای زیادی برای پیشگیری از رشد این بیماری ها در حال انجام است.
با توجه به همین مساله فناوری ها و تکنیکهای درمانی نیز رو به رشد و تکامل است. چنانکه پیش از این برای جراحی های قلب، متخصصان ناگزیر به شکافتن قفسه سینه بودند اما در حال حاضر این عمل ها از طریق رگ ها صورت گرفته و جراحی های باز، کاهش یافته است. باید نسبت به رشد و پیشرفت این شیوه ها خوشبین بود به خصوص اینکه، در روشهای یاد شده؛ بیماران درد کمتری تحمل می کنند و هزینه های درمان نیز کاهش یافته است زیرا بیماران زمان کمتری را در بیمارستان خواهند ماند.
این متخصص در ادامه می افزاید: در زمینه تولید و ابداع قلب مصنوعی نیز تلاشهایی در حال انجام است تا از این فناوری نیز همانند دریچه های مصنوعی که کاربرد آن در حال حاضر رایج است؛ استفاده شود. زیرا بهترین نوع عمل جراحی، پیوند قلب و جایگزینی آن است. اما باید توجه داشت وقتی ما می گوییم بهترین گزینه ترمیم قلب، جایگزینی آن است، باید به طور کلی دیدگاهمان را نسبت به سلامت قلب تغییر بدهیم و از سکته ها و بیماری های قلبی پیشگیری کنیم.
وی همچنین تاکید می کند: سلامت قلب کودکان توسط مادر تامین می شود.
از این رو برای کاهش بیماری در کودکان، مادران قبل از تولد فرزند باید به پیشگیری اهمیت دهند و از رفتارهای پرخطر نظیر سیگار کشیدن و مصرف مواد الکلی بپرهیزند و به ورزش و تغذیه خود اهمیت دهند.

انتهای خبر/ قدس آنلاین / کد خبر: 9292
[ جمعه بیست و پنجم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
 

امروز در سایتی خواندم : 

حسین هاشمی تختی بعدازظهر دوشنبه در گردهمایی مشاوران بانوان فرمانداریها و ادارات استان با ارج نهادن به مقام والای زنان در جامعه و تاکید اسلام بر نقش اساسی مادران در تحکیم بنیان خانواده بیان داشت: زن در دین اسلام و قرآن از جایگاه ویژه ایی برخوردار است در حالی که غرب ارزش زنان را در حد یک کالا پایین آورده است.

هاشمی تختی با عنوان اینکه اعتقادی به اشتغال زنان ندارم، بیان داشت: متاسفانه ترویج تعریف غلط از نقش زنان موجب شده است تا زنان برای نشان دادن توانایی ها و استعدادهایی خود در خارج از خانه مشغول به کار شوند، که این امر موجب شده است تا مردان بسیاری که تامین کننده اقتصاد خانواده هستند بیکار بمانند.

وی با بیان اینکه نقش زنان در خانواده همچون نقش رئیس جمهور در جامعه است، گفت: پیشنهاد می کنم تا زنان شاغل در محیط خانه و در نقش واقعی خود که همانا همسرداری و تحکیم بنیان خانواده است بپردازند و ماهیانه از دولت حقوقی معادل 300 هزار تومان دریافت کنند و مشاغل ایجاد شده در اختیار جوانان بیکار که چرخ اقتصادی خانواده را می چرخانند قرار بگیرد.

وی تصریح کرد: این پیشنهاد در کارگروه ها و جلسات مختلف توسط نخبگان، مدیران و بانوان مورد بحث و بررسی قرار بگیرد و پس از رفع معایب آن در قالب یک طرح به رئیس جمهور ارائه شود.

* پ.ن: نمیدانم چرا برخی مسولان تصور میکنند که اگر ۱۲ در صد زنان شاغل جامعه را خانه نشین کنند میتوانند نرخ بیکاری را یک رقمی کنند و کاهش دهند. این دوستان امروز وامسال میتوانند با این خلاقیت وهنرنمایی موفق شوند .یک سال وده سال دیگر تکلیف چیست مگر تمام دانشجویان وفارغ التحصیلان زن هستند حداقل ۴۰- ۵۰ درصد که مرد هستند. برای آنها چه برنامه ایی دارند. بهتر نیست  ازهمین امسال به تنوع رشته های تحصیلی وتنوع مشاغل درجامعه برای هردوجنس فکر شود. به هرحال این دوراز عقل است که ما ۵۰ درصد از نیروی جامعه را با تمام تواناییهای بالقوه وبالفعل نادیده بگیریم و بدون استفاده رها کنیم.  مثل این است که آدمی  دست سالمش را گچ بگیرد وسالها استفاده نکند. شما درباره این ادم چطور قضاوت میکنید؟

[ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ ] [ ]

دکتر مصطفی اقلیما: به طور کلی جرایم  همچون درختی هستند   که از یک سو  خود معلول وحاصل بذر نهالی معیوب بوده  واز سوی دیگر عامل ومادر پدیده های مخرب اجتماعی محسوب می شوند. ازهمین رو   در جامعه ای که گرفتار مشکلات ساختاری در حوزه های فرهنگی ، اجتماعی واقتصادی است شاهد افزایش بروز بزهکاریهای گوناگون خواهیم بود.دراین جوامع از احترام واطمینان متقابل کاسته شده وبر روند گسترش بزهکاریها افزوده می شود.

وضعیت جرایم خشن میان زنان نیز چنین است .چنانکه شاهدیم  زمانی بنابر پایبندی فرهنگی واجتماعی به زنان توصیه می شد ؛آرام صحبت کنند وصدایشان را بیرون از حریم خانه و غریبه  نشنود اما امروز که از جلوی منازل عبور میکینیم به وضوح فریاد زنان ودیگران را میشنویم.  زیرا امروز زنان نیزهمانند دیگر اقشار جامعه    دریافته اند ؛ "چنانچه فریاد نکشی کسی حرفت را نمی شنود واهمیت نمیدهد ."اما اگر شرایط جامعه به گونه ای باشد  که افراد بدون فشار وخشونت از طریق  راههای قانونی ومنطقی مشکلات خود را حل کنند ونتیجه بگیرند دیگر شاهد خشونت در جامعه نخواهیم بود  درحالیکه مردم براساس تجربه دریافته اند وقتی نمیتوان امیدوار به قانون ومنطق بود باید قانون خود  را اجراکنند. چنانکه در اخبار حوادث رسانه ها میبینم؛ فردی که نتوانسته چک وبدهی خود را دریافت کند دست به خشونت میزند.      وحشتی نیز از زندان ومجازات ندارد چون قبح این مسایل ریخته است.     نکته  مهمتر اینجاست که با گذشت زمان این زورگویی وخشونت حالت همه گیر یافته وبه عنوان عادت رایج می شود. چنانکه اگر زمانی  برای احقاق حق خشونت میکردند به مرور زمان ،   براساس یک عادت به اعمال خشونت وزورگویی می پردازند. اینگونه رفتارهای مخرب به عنوان  رفتار وباور فرهنگی به نسلهای دیگر منتقل می شود چنانکه درحال حاضر نیز مشاهده میکنیم رفتارهای خشونت بار در میان کودکان ونوجوانان نیز رواج یافته است .فرزندان امروزی  دریافته اند هرچه بیشتر فریاد بزنند بهتر به خواسته ها وفرصتها  دست می یابد. والدین نیز تابع چنین شرایطی شده اند ، چنانکه اگر فرزند آرام و متوقعی  داشته باشند کمتر به خواسته ها ونیازهایش بها میدهند وسعی میکنند فرزندی را که مدام طلب میکند وزورگوست  را حمایت کنند. درحالیکه برای داشتن خانواده وجامعه ای سالم که به درستی  پایبند به اعتقادات وارزشهای اجتماعی وفرهنگی است  باید براساس  معیارهای عاقلانه و مراتب وجایگاه شایسته  به افراد توجه داشت وآنها را حمایت کرد.

 

 

[ دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390 ] [ ] [ ]

شاید گامی برای سلامت تغذیه ای

 

سرانه مصرف روغن در کشورما  17 كيلوگرم و مصرف سرانه آن در دنيا 12.5 كيلوگرم براورد می شود. همچنین بنابر امارموجود ؛ سرانه مصرف نمك، قند و شكر در كشور 10 تا 15درصد بيش از ميزان توصيه شده سازمان جهاني بهداشت است . این درحالیست که بنابر امارارائه شده ، سرانه مصرف ماهی درجامعه ما  حدود شش كيلوگرم است؛ در حالي كه سرانه مصرف ماهي در دنيا به  بيش از 16 كيلوگرم میرسد. بنابر نظر متخصصان تغذیه نیز ، سرانه مصرف نوشابه در ایران 24 لیتر و در جهان 12 لیتر می باشد  این در حالیست که سرانه مصرف شیر در کشور کمتر از 80 لیتر و در کشورهای توسعه یافته حدود 300 لیتر است . امارها همچنین نشان میدهد ،   سرانه مصرف لبنیات در ایران حدود نصف میزان استاندارد جهانی، یک چهارم میزان مصرف در کشورهای پیشرفته و یک ششم میزان مصرف در کشوری نظیر هلند است . همین ناهمگونی و عدم تناسب در سبد غذایی جامعه ما منجر به تدوین  اسناد وبرنامه  ریزی های  متعددی دراین زمینه شده است . به تازگی نیز ،  دکتر بهروز جنت ، معاون سازمان غذا و دارو ی وزارت بهداشت ودرمان واموزش کشور ، خبراز تدوین سند   فهرست غذاهای سالم داد ه است . به بهانه این مساله گفتگویی با دکتر جنت انجام دادیم تا باردیگر نگاهی به وضعیت سلامت غذایی در جامعه بیندازیم . شما را به خواندن این گفتگو دعوت میکنیم:

 

                                                    ***

*  اقای دکتر جنت ، روند تدوین این سند   چگونه انجام خواهد شد؟

 

در نخستین مرحله از تدوین سند یاد شده ؛ سازمان غذا ودارو  با همکازیهای سایر دستگاهها ی موثر ، به سند مربوط به   مواد لبنی وفراورده های گوشتی را تدوین خواهد کرد. به این ترتیب وضعیت سلامت این دسته از مواد غذایی  پر مصرف واسترا تژیک ؛ ازمزرعه تا خانه  بررسی قرار خواهد گرفت    سپس نتیجه این پژوهشها .در شورای عالی  مورد برسی قرار گرفته وکلیاتش  به تصویب خواهد رسید. اینگونه  میتوان مخاطرات  روند تولید تا عرضه  ومصرف  محصولات   را  تشخیص  وشناسایی کنند. اینگونه با توجه به اینکه محصولات لبنی  وگوشتی صنعت بزرگی محسوب می شود به  این ترتیب  در مهرماه سال جاری  جلسه شورای عالی سلامت مطرح وکلیاتش تصویب  خواهد شد  سپس  انتظار داریم در فراینده بررسی  شش ماهه ارگانهای مسول  دراین زمینه ، اصول ومفاد این  پروزه طی  یکی دوسال ؛  کلیاتش به اجرا در آید.

 

* به اعتقاد شما تدوین این سند در ایمنی غذایی تا جه حد موثر خواهد بود؟.

-     وقتی  مقوله ای برنامه محور باشید وکلیه نقاط و زوایا در ان  را دیده شده باشد  با بروز هر مشکلی در مراحل اجرای ان میتوان ،        واکنش مناسبی نشان دهید .درنتیجه به طور قطع  تدوین چنین اسنادی میتواند  در اجرای وتامین اهداف سلامت غذایی موثر باشد.

-        * این سند در تغییر  واصلاح رفتارهای غذایی جامعه چه نقشی خواهد داشت؟

-   به طورکلی یک قسمت از  این زنجیره  بهااموزش مردم برای انتخاب یک سبد غذایی مطلوب   مربوط می شود.   چراکه  به طور کلی غذا در جامعه ما پدیده ای چند متولی است .   اما از انجا که اصلاح رفتارهای نادرست غذایی نیازمند فرهنگ سازی است .این مقوله زمان بر محسوب می شود  اما در رفع این چالشها   باید گامهای اولیه  به گونهای طی شود که در طولانی مدت نسلی تربیت شوند که در سفره هایشان سبد مطلوب غذایی وجود داشته باشد ودرانتخابشان درست عمل کنند .

-        *  مقوله غنی سازی مواد غذایی  تاچه دراین برنامه جدی تلقی شده است؟

-         

-         

-   بهطور کلی ، غنی سازی مواد غذایی درپروتکلهای مواد مغذی به بدن در اخرین مرحله  قرار میگیرد واخرین سیاست غذایی محسوب می شود. چنانکه متخصصان تغذیه جهان ، به طور معمول اغلب بر انتخاب مناسب وتنوع غذایی و  اموزش این مسایل تاکید دارند.  بنابراین چنانچه با اجرای  برنامه های یادشده درجامعه ای  در سبد غذایی ان  کمبودهای مشاهده شود  ناگزیر  مساله غنی سازی مطرح می شود. چنانکه  درمورد "ید" وغنی سازی مواد غذایی  این اتفاق افتاد .چراکه به دلیل ویژگی اقلیمی کشور ما با کمبود ید روبه   اوردیم .امادر زمینه اهن وروی اولین کار که متخصصان  تغذیه دردنیا توصیه میکنند تنوع غذایی است برای رسید ن این موادبه بدن است درحال حاضر ما به دلیل این دراهن وروی مشکل داریم  چون  در تولید نان با مشکل مواجه هستیم چراکه    غلظت روی واهن درمواد غذایی ما کم نیست بلکه جذبش در بدن ما ایراد دارد. پس باید در سیاستگذاریها به این مسایل توجه کرد چنانکه امروزه ارتقا کیفیت نان واصلاح ارد صورت میگیزد همچنین غنی سازی اهن انجام می شود ازهمین رو اگر ما نحوه مطلوب سبد غذایی . و انتخاب غذا  اموزش رابدهیم   دیگر نیازی به غنی سازی مواد  نخواهیم داشت.

-   *  پیش از این سندهای متعدد غذایی در کشور ما تدوین شده سرنوشت انها به کجا انجامید؟ وسند مزبور چه مزایایی  نسبت به اسناد گذشته دارد؟

-         

-   برخی از سندهای پیشین منجر به غنی سازی مواد غذایی شده است . برخی نیز اجرایی نبودند  ومانده است.    برخی اسناد گذشته  ونتایج انها میز ، به عنوان منابع قابل تامل  درتدوین سند فعلی به کار گرفته می شود .در خصوص مزایای سند درحال تدوین نیز باید گفت ؛   درسندهای گذشت اغلب بخشی از فراینده تولید تا مصرف رادر نظر میگرفتند  امادر تدوین سند نوین  سعی می شود با همکاری  ارگانهای مسول از ابتدای کشت وتولید محصولات      تا سفره مردم وسلولهابه  سلامت غذایی  ومخاطرات مربوطبه ان توجه شود. اینگونه بخشی از مسایل این زنجیره برعهده مردم است وبخش دیگر نیزبا مسولیت وزارت بهداشت  وسایر دستگاهها محقق می شود.

-        * به اعتقاد شمامهمترین مشکل تغذیه ای درجامعه امروز ما چیست؟

-   به طور کلی ما  از تنوع اقلیمی برخوردارهستیم  به اینگونه نوع رفتار غذایی ما نیز زیاد است .از همین رو نقاط مختلف کشور مشکلات متفاوتی دارد.  چنانکه گاه در برخی مناطق شاهد عدم تنوع غذایی هستیم اما عمده ترین مشکل  درکشور ؛ دریافت کالری بیشتراست .چنانکه با افزایش وزن وچاقی به خصوص در سنین پایین مواجه هستیم . زندگی شهری باعث شده تحرک ونیاز به کالری کاهش  پیدا کند اما رفتار تغذیه ای ما همراه با  تغیرات سبک زندگی نبوده است.ازهمین رو مهمترین مشکل افزایش وزن است.

* در سند درددست بررسی چه تمهیداتی برایکاهش  این گونه چالشها ، اندیشیده شده است؟

 طی سالهای اخیر برنامه ها وسیاستهای متعددی در زمینه اصلاح رفتارهای غذایی دردست بررسی واجراست چنانکه  سند ملی روغن در سال گذشته  تدوین شده ودرحال ویرایش نهایی است.در مورد کاهش سدیم یا همان  نمک  طعام نیز ، کارگروهی از سال گذشته تشکیل شده تابا سیاست گذاری مناسب    میزان کالری و سدیم   کاهش یابد اما از انجا که حجم تولید وعرضه چنین محصولاتی  درجامعه بالاست سیاستگذاری دراین زمینه پیچیده  ودشوارمی باشد.اما   از کارهای اصلی در زمینه گسترش سلامت تغذیه ای جامعه ، بهره گیری نشان  ملی سلامت است  درحقیقت نشان مزبور نقش تشویقی  داشته و به تولیدکنندگانی ارائه می شود  که  در تولیدات خود ، به کاهش نمک ؛ کالری وقندساده  در فرمولاسیون خود توجه دارند. البته باید توجه داشت  ، نمک طعام در محصولات غذایی به دوصورت طعم دهنده ودر برخی موارد نگه دارنده  کارایی دارد. ازاین رو دربرخی محصولات میتوان میزان نمک را کاهش داداما گاه به دلیل محافظت ازمواد میسرنیست  .ازاین روباید به مردم اموزش بدهیم که میزان مصرف خود را دراین زمینه تنظیم کنند.

 

 

 

[ یکشنبه بیستم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
سلامت نیوز :گریه می‌كند، داد می‌زند، آرام‌بخش هم تاثیری ندارد. 11سالش بیشتر نیست. روی تخت بیمارستان لقمان بی‌قراری می‌كند. اگر كسی پیدایش نكرده بود شاید مرده بود؛ همین حالا هم معلوم نیست چند سال دیگر زنده باشد.

11 سالش بیشتر نیست اما كراك بدنش را خورده است. پشت مركز نگهداری كودكان شوش، با دوست 15‌ساله‌اش، دربه‌در مواد تلو تلو می‌خورد، بچه‌ها دوره‌اش كرده‌ بودند و داد می‌زدند: كراكی... كراكی... دنبال بچه‌ها می‌دوید و بی‌هوش شد كه یك نفر او را پیدا كرد و با دوست معتاد دیگرش آنها را به بیمارستان روزبه منتقل کرد. خماری او را از حال برده بود و بی‌هوش بود.

 برای سم‌زدایی به بیمارستان لقمان منتقل شدند و آنجا بستری شدند. فردی كه محمد 11‌ساله و داوود 15‌ساله را پیدا كرده و به بیمارستان برده بود به «شرق» می‌گوید: محمد اهل خراسان بود و پس از اینكه پدر و مادرش به دلیل موضوعات موادمخدر زندانی شدند، به همراه خواهرش از بهزیستی سبزوار فرار كرده و به تهران آمده است.

به گفته او، محمد توسط خاله‌اش كه در تهران زندگی می‌كند به كراك معتاد شده و در این مدت در خیابان‌ها كار می‌كرده است. دایی محمد هم كه در تهران زندگی می‌كند روز گذشته به بیمارستان لقمان رفته و او را ترخیص كرده است. وضعیت او حالا هم نامشخص است.

 اما داوود خانواده‌اش در تهران هستند و مدتی قبل از خانه‌اش در محدوده خیابان پیروزی فرار كرده و در حالی كه از قبل به موادمخدر اعتیاد داشته، به سمت كراك رفته است. او نیز دیروز به یك مركز خصوصی ترك اعتیاد نوجوانان منتقل شد.

آن‌گونه كه معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه شهرداری می‌گوید، بیش از 12‌هزار كودك كار خیابانی در تهران وجود دارد كه اطلاعات‌شان موجود است. براساس تحقیقی كه سال گذشته صورت گرفت، نزدیك به پنج‌درصد كودكان خیابانی به موادمخدر اعتیاد دارند و حدود 40‌درصد آنها در خانواده‌هایی زندگی می‌كردند یا می‌كنند كه یكی از اعضای آن معتاد هستند.

 ازسوی دیگر به گفته مدیركل بهزیستی خراسان شمالی، 33‌درصد كودكان خیابانی در این استان به موادمخدر صنعتی اعتیاد دارند. دو كودك منتقل شده به بیمارستان لقمان نمونه‌ای از این كودكان معتاد هستند.
[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
دوستی به نام شهاب حسینی  درباره پست " زن خاص" نوشته بود کاری جز تعریف وتمجید دیگران ندارم. نمیدانم تمجید از یک زن از نظر ایشان چرا اینقدر ناپسند و ضعف محسوب می شود. اما من اگر افراد خوب زندگی کنند ستایش میکنم واگر ضعیف باشند بی پرده ایراد میگیرم. دورونزدیک آدمها هم مهم نیست.شهرت واعتبار انان نیز برایم ارزشی ندارد. من ستایشگر کمال هستم...به هرحال باتشکر از این دوست منتظر نظرات شما همیشه هستم....
[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
 

دیشب دومین قسمت از سریال شوق پرواز رات دیدم که درباره زندگی  خلبان شهید بابایی است.  با توجه به همین دوقسمت تصور میکنم این کار به زیبایی روزگار قریب یا در چشم باد نباشد . چراکه شخصیت بایگان در حد نقش او نیست. کسانی که خانم حکمت همسر شهید بابایی را دیده اند یا با ایشان هم صحبت شده اند این مساله را میتوانند تایید کنند. من سالهاست که به دلایل مختلف با همسران وخانواده های شهدا هم صحبتی وحشر ونشر داشتم اما خانم حکمت خاصتر ازبقیه است. انقدر متفاوت که سالها میتوان لحن صدا  وجملاتش را در ذهن ثبت کرد. ....

 

[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ ] [ ]

 

 8 ماهه است و چشمهای ابی ودرخشانی دارد . بایک دست شیشه شیرش را دردهان نگه داشته ودست دیگرش را به طرفم دراز میکند. دستش را که میگیرم گرم وظریف است.  انگشت کوچکش را فشار میدهم .شیشه شیررا  رها میکندو  هردو دستش رابه طرفم دراز میکند تا بغلش کنم.   آن جسم کوچک را در آغوش میگیرم. . سر کوچکش را که  دسته دسته موی روشنی  دارد  ،  روی شانه ام میگذارد. دلم میخواهد با اواز "مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست"  بیرون بزنم.  بروم جایی دور ..دور.. که من باشیم واو... ومن مادرش باشم...چشم به صورتم میدوزد من لبخند میزنم....

چند ماه بعد  که به مرکز میروم از "فرشته  کوچکم " خبری نیست. اورابه خانواده ای بخشیده اند .....جای ان سر کوچک هنوز روی شانه ام خالی است....

*  فواید مضاعف

 

کودکان بی سرپرست عضو انکارناپذیر جامعه انسانی محسوب می شوند . جامعه ما نیز بی نصیب از این امرنیست  این درحالیست  که براساس امارهای موجود نیز ، سالانه 8 هزار نفر متقاضی فرزند خواندگی هستند . در صورتی که قانون فرزند خواندگی همچنان محدودیتهایی رابرای متقاضیان  قایل می شود. چراکه بیش از سی وشش سال ازعمر قانون  مشهور فرزند خواندگی در جامعه ما میگذارد.

دكتر زنگانه معاون اجتماعي و پیشگیری از آسیب های سازمان بهزيستي كشور با تاکید برهمین مساله میگوید:  اصلی ترین قانون در خصوص سرپرستی  از کودکان فاقد سرپرست  در حقوق موضوعه ایران ؛  قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست مصوب 29 اسفند1353  است که درعرف فعلی به قانون فرزند خواندگی مرسوم شده است اما مطابق ایین نامه اجرایی فرزند خواندگی سازمانبهزیستی کشور، فرزند خواندگی عبارت است ازفرایندی که طی ان یک کودک ازسوی یک زن وشوهر که والدین  زیستی او نیستند اما قانونا والدین او شمرده می شوند در خانواده ای پذیفته  می شود  به این ترتیب در  فرایندمزبور دوهدف تعقیب می شود ؛ نخست کانون امن ومناسبی برای کودکان بی سرپرست فراهم می شود وسپس با فراهم شدن فرصت فرزند خواندگی ، تحکیم بنیاد خانواده نیز حاصل می شود . از همین رو ، برای رسیدن به اهداف یادشده ، شرایطی برای خانواده های متقاضی و کودکان واجد شرایط سرپرستی تعیین شده است.

* جایی برای  بد سرپرستها

 

در قانون فرزند خواندگی موجود    بر پذیرش   کودکان بی سرپرست تاکید  شده حال آنکه بنابر امارموجوداز  بیش از 21 هزار كودك بي سرپرست و بدسرپرست تحت  پوشش حمايت هاي سازمان بهزيستي سه درصد به دليل مفقودالاثر بودن والدين، 9 درصد به علت زنداني شدن والدين و 9 درصد ديگر نيز به دليل سوءرفتار والدين می باشند.  درواقع نگهداری از  اطفال بد سرپرست موثر  مورد بی توجهی قانون فعلی قرار گرفته است . این درشرایطی است که حمید رضا الوند ،  معاون دفتر توانمندسازی خانواده، زنان و کودکان سازمان بهزیستی معتقد است :  فقط 15 درصد کودکان تحت پوشش مراکز و خانه‌های کودک بهزیستی بدون والدین و جد پدری هستند.

و سالانه نزدیک به  دو هزار کودک بدون سرپرست موثر و قانونی با دستور دستگاه قضایی در خانه‌های کودک تحت پوشش سازمان بهزیستی پذیرش می‌شوند.  

از همین رو  سازمان بهزيستي نيز راهكار «خانواده امين» را براي حمايت از كودكان  به خصوص بدسرپرستها  در نظر گرفته است، اما پرسش اين جاست كه اين طرح چيست و چه كاركردي دارد؟

طرح خانواده امين كه از سال 81-شكل گرفته است در واقع همان ماده قانوني 1187 قانون مدني است كه همانند قانون حمايت از كودكان بي سرپرست تبصره و بندهاي متعددي براي حمايت از اطفال بي سرپرست و بدسرپرست دارد.

بر اساس طرح خانواده امين، مرجع قضايي میتواند  طفل را از والدين فاقد صلاحيت گرفته و مطابق شرايط خاص و به صورت موقت تا زماني مشخص در اختيار والدين داراي صلاحيت قرار دهد . همچنین    والدين داراي فرزند  وبانوان فاقد همسر 

 مي توانند جزء متقاضيان پذيرش كودك باشند.

البته، اين واگذاري از سوي سازمان بهزيستي مورد نظارت دقيق قرار گرفته  و اين كودكان همچنان از حمايتهاي گوناگون اين سازمان بهره مند مي شوند .چنانچه ضعف خانواده امين ثابت شود، اين فرزندان به سازمان بهزيستي باز خواهند گشت. همچنین چنانچه صلاحیت والدین موقت تایید شود میتوانند ، سرپرستی دائم  طفل را عهده دار شوند  .

* تغییرات قانونی

گرچه تغییر درقانون فرزند خواندگی موجود چند سالی است که به طور جدی مطرح می شود اما درواقع این مقوله از سال 1381 با همكاري شوراي عالي توسعه قضايي وسازمان بهزیستی  مطرح گردید که  لایحه اصلاح قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست ثمره  سالها تلاش  سازمانها ونهادهاست   .

اما تغییرات عمده این قانون چیست ؟

حمید رضا الوند ازفعالان موثر دراین دگرگونیها در گفتگو با رسانه ها با اشاره به این تغییرات اظهار میکند:  براساس  قانون درحال بررسی با عنوان  لايحه جديد قانون سرپرستي كودكان و نوجوانان   سن فرزندخواندگي كه در قانون قبلي 12 سال بود در قانون جديد به 18سال افزايش مي‌يابد.

 همچنین از انجاکه  پیش از این  فرزند خوانده ارث نمي‌برد اما در قانون جديد براي اينكه از تأمين آينده فرزندخوانده در آينده مطمئن شويم، اخذ ضمانت‌هايي از والدين جديد الزامي شده است، اين ضمانت‌ها مي‌تواند با تمليك بخشي از دارايي والدين به نام كودك باشد يا اينكه بخشي از اموال والدين بعد از مرگ به كودك برسد، البته اين تضمين صرفاً به صورت واگذاري اموال نيست و ممكن است ضمانت‌هاي ديگري نيز از جمله بيمه عمر كودك از سوي والدين ارائه شود كه سازمان بهزيستي را قانع كند.

وي همچنین خاطر نشان میکند :  در قانون قبلي كودكاني قابل واگذاري از سوي بهزيستي بودند كه 3 سال از سرپرستي آنها در بهزيستي گذشته باشد.اين زمان در قانون جديد به 2 سال كاهش مي‌يابد زيرا هر سال كه مي‌گذرد شانس فرزندخواندگي يك كودك با افزايش سن كاهش مي‌يابد چون اكثر والدين متقاضي و خواستار داشتن كودكان خردسال‌تر هستند.

چنانکه  بنابرامار موجود ؛ از میان متقاضیان فرزند خواندگی ،   تعداد 57 درصد متقاضی فرزند دختر و 43 درصد متقاضی پسر هستند که حدود 91 درصد نیز متقاضی فرزندان زیر دوسال هستند .

بنابراعتقاد حمید رضا الوند  ؛  افزايش سن فرزندخواندگي از 12 سال به 18 سال در واقع نوعي آينده نگري است، زيرا اكنون چنين مشكلي نداريم و متفاضيان فرزند خوانده 5/7 برابر تعداد كودكان مقيم مراكز بهزيستي هستند، اما قانون بايد جامعيت داشته باشد، شايد در سال‌هاي آينده با تغيير روند عرضه و تقاضاي كودكان اين مسئله به وجود آيد كه از هم اكنون بايد در قانون به آن توجه شود.

وي همچنین می افزاید :  گروه دیگری که دراولویت  فرزندخواندگی  قرار مي‌گيرند، ‌زنان و دختران مجردي هستند  که از موقعيت و جايگاه مطلوب اقتصادي و اجتماعي برخوردارند اما به هر علت ازدواج نكرده‌اند،  به این ترتیب    شناسنامه نسبيت كودك به نام فاميل مادر براي كودك صادر مي‌شود.

* تربیت انسانهایی موثر

سالهاست که برای اصلاح  کاستیهای قانون فرزند خواندگی موجود برنامه ها وتمهیداتی از سوی سازمان بهزیستی نسبت به واگذاری کودکان بی سرپرست  اجراشده است  که تشکیل "مراکز شبه خانواده "از اینگونه است. چنانکه درحال حاضر ده هزار کودک در480 خانه کودک و نوجوان در سراسر کشور مراقبت می شوند.

غزاله لطفی ، مدیر خانه کودک ونوجوان فروغ محبت با اشاره به تسهیل روند فرزند خواندگی   در سالهای اخیر     میگوید: حدودنه  سال پیش  به عنوان خیر با  مرکز نگهداری کودکان خیابانی همکاری  داشتم . در ان زمان من وچند نفر دیگر از خیریندرصدد بودیم  که چند نفر از کودکانی که انجا نگهداری میشدند را بیشتر حمایت کنیم زیرااحساس میکردیم  به هیچ عنوان  با  آن فضا وشرایط تعلق نداشتند . درواقع اگر ان زمان شرایط فرزند خواندگی همانند امروز تسهیل   میشد ومن میتوانستم به عنوان خانواده امین کودکانی را بپذیرم  همان زمان فرزندانی  را قبول میکردم .  اما چنین فرصتی وجود نداشت وماباید برای نگهداری کودکان ؛موسسه واساس نامه وهیات امنای مشخص  تشکیل میدادیم. بنابراین در نخستین مرحله 5 کودک را پذیرفتیم ،اما با گذشت  2-3سال  از انجاکه پسرانمان نیز خواهرانی داشتند بنابراین خانه دوم دختران رابرای تسهیل شرایطزندگی پسرانمان ایجاد کردیم.

وی باتاکید براینکه همواره سعی کردیم همان شرایط  خانه را حفظ کنیم .ازهمین رو درانتخاب خود کودکانی را پذیرفتیم  که با دیگران همگن باشند می افزاید: . به نظرم ماباید فرزندمان رابه گونه ای تربیت کنیم  که فردمثبت وموثری باشدبرای ما قرار نیست فرزند مان دکترومهندس شود ما میخواهیم اگر فرزند ما دکتر شود دکتر موثروانسانی باشد .اگرهم قرار است یک کارگر سادهباشد یک کارگر سالم وموثر باشد.

* یک مردسالم یک خانواده سالم

بنابردلایلی افراد بیشتر ترجیح میدهند فرزندان دختر را بپذیرند. این مساله در انواع گونه های فرزند خواندگی جامعه ما مشهود است.     . اما لطفی  تعداد پسران بیشتری را قبول کرده است . وی درباره دلایل این موضوع میگوید: علت اصلی آن  که من درهمان ابتدا ودر مرکز نگهداری کودکان خیابانی چند پسر رادیدم که مایل به  سرپرستی آنها بودم. سپس معتقدم از انجا که درجامعه ما اغلب زنان متاثر از مردان اطراف خود هستند اگرما مرد خوبی را پرورش دهیم میتوانیم  همسر وخانواده سالمی  نیز داشته باشیم ؛ ترجیح دادم بیشتر فرزندان پسر را سرپرستی کنم. البته برخی مراکز براین عقیده اند که وجود فرزندان دختر به لحاظ عاطفی در جلب نظر خیرین برای مساعدت موثر است اما برای من مهم تربیت فرزندان می باشد.

* خانه ای واقعی برای فرزندان

برخلاف این روزها که برنامه های جعبه جادویی چنگی به دل نمیزند. حال روبه رویش میخکوب می شوم .مادر وپدر با مهربانی فرزند خود را نوازش  میکنند .  گردش میبرند ومیگویند:  از انکه اورا به فرزندی قبول کردند ...ازاین که بیمارشد ...و ازاینکه نگهش داشتند ...چون کودکشان جنس مرجوعی نبود....

  لطفی نیز بااشاره به اینکه اصل برای من تربیت انسان سالم است میگوید:        ما کودکانی را انتخاب میکنیم  که مطمئن هستیم ماندگارهستند  ؛ درحالیکه مسولان توقع دارند ما کودکانی که می اوریم به سرعت ترخیص کنیم وبه والدین بسپاریم یا به خانواده امین ببخشیم . به طورکلی مزایای بیشتری برای مراکزی که بیشتر ترخیص کنند میدهند درحالیکه من  نمیتوانم تمام فکرم  این باشد که  کودکی که  گرفتم سریع ردش کنم تا فرزند دیگری بگیرم من هم میشوم یک مدیر مرکز دولتی .درحالیکه  اگر به عنوان مدیر مرکز کودک ونوجوان فعالیت میکنم وشبه خانواده ایجاد کردم  واقعا می خواهم که یک خانه درست کنم.  من میخواهم ازاین بچه ها حداقل 5 تا انسان موثر پرورش بدهم . حال اگر این بچه ها بیشتر شوند سعادت بوده است  

وی میافزاید :همیشه  معتقدم اگر بچه خودم بود بازهم حاضر بودم چون مشکلی دارد اورابیرون از خانه رهاکنم. بنابراین  فرزندانی نیز که دارم همینگونه نگاه میکنم .اگر یکی مشکلی دارد من باید حل کنم چون تعهد کردم. اگر نشود بازهم مشکل من بود که من موفق نشدم شاید سعی کافی نکردم. چراکه کسی مرا  مجبور نکرده وارداین عرصه شوم من این راه رابا اختیار  انتخاب کردم پس حق ندارم به این بچه ها به چشم کالا نگاه کنم.

وی باتاکید بر نقش موثر  مراکز خصوصی در تربیت کودکان  میگوید: در مراکز دولتی تعداد بجه ها زیاد است . کودکان مکرر آورده وبرده می شوند از این رو نمیتوان   هیچ برنامه ریزی طولانی مدت برای کودکان داشت  البته به دلیل محدودیتها نمیتوان انتظاری غیر از این داشت ؛.درحالیکه اصل فرزند  پروری تربیت است بنابراین اگرکودکی در بهترین شرایط فقط نگهداری شود وتربیت نشود . دولتها ناگزیر می شوند به همان میزان که برای نگهداری کودکان هزینه میکنند  ناچار می شوند چند سال بعد ؛  چندین برابر صرف هزینه کنترل این کودکان کند. بنابراین  مراکز مزبور میتوانند نقش موثری در تربیت داشته باشند اما مشروط بر  اینکه این مراکز نیز شبیه مراکز دولتی اداره نشود .

 

[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
 

خوشبختانه برای درک حماقت در برخی اخبار جامعه  رسانه ای نیاز به صرف هزینه و بررسیهای خاص وزمان بر نیست کافی است چرخی در سایتها وخبرگزاریها وحتی مطبوعات ورسانه ملی  بزنید تا بی شمارنمود حماقت را ببینید در تازه ترین نمونه این بلاهت در چندین سایت به این خبر برخوردم که بنا بر سنت زیبای این روزهای رسانه ها یا همان کپی و پیس بارها بی هیچ دخل وتصرف و با یقین کامل بدون مطالعه درج شده بود.

نگاهی به ازدواج قسطی در عربستان برای مبارزه با پیردختری
هزینه هر جشن ازدواج در عربستان سعودی حدود 70 هزار دلار است اما "عبیر حسن" می گوید: ما تلاش می کنیم این مراسم را با یک سوم یا حد اقل نصف قیمت برگزار کنیم.

به گزارش خبرگزاری پانا، یکی از زنان فعال در عربستان سعودی با هدف مبارزه با پدیده پیر دختری، طرح ازدواج قسطی راه اندازی کرده است.

"عبیر حسن" از زنان فعال در عربستان به شمار می رود. وی اخیرا در ابتکاری جالب و با هدف مبارزه با پدیده پیر دختری در کشورش، طرح ازدواج قسطی را به اجرا در آورد.

گفتنی است این زن سعودی که یک مؤسسه خیریه دارد، مراسم ازدواج جوانان را تقبل می کند و در مقابل آنان باید این هزینه را به صورت قسطی و در دراز مدت به مؤسسه بازگردانند.

وی تاکنون موفق شده 51 جشن ازدواج قسطی برگزار کند. شرط وی برای برگزاری این مراسم این است که در این جشن بیش از 300 مهمان شرکت نکنند.

او طی اظهاراتی در این باره گفت: برای ما کارمند و غیر کارمند فرقی ندارد. مهم این است که زوجین ضامن داشته باشند تا در صورت عدم توان پرداخت اقساط ، قسط آنان عقب نیفتد. اکنون ما با هدف گسترش فعالیت خود، در حال مذاکره با چندین بانک سعودی هستیم تا بتوانیم از آنان بودجه بگیریم و بر این نوع ازدواج ها بیافزاییم. ما همچنین با شرکت های مختلف فروش ادوات و اثاث منزلی مذاکره کرده ایم تا اثاث و لوازم اصلی منزل را به قیمت های بسیار ارزان در اختیار ما قرار دهند تا بتوانیم بیشتر به ازدواج جوانان نیازمند کمک کنیم.

گفتنی است هزینه هر جشن ازدواج در عربستان سعودی حدود 70 هزار دلار است اما "عبیر حسن" می گوید: ما تلاش می کنیم این مراسم را با یک سوم یا حد اقل نصف قیمت برگزار کنیم.
 
*
به نظر شما دراین خبر چگونه میتوان پیردختری عروسها را حدس  زد شاید دراین زمینه به اصحاب رسانه ومترجمان وحی میشود که ما بی نصیب هستیم...
به هرحال اگر  اینگونه اخبار را خواندید  یادیدید میتوانید با ذکر منبع وتاریخ مطرح کنید تا به عنوان کاندیدای زرشک طلایی رسانه ها موردارزیابی خوانندگان قراردهیم...
[ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
به سوی میانسالی میروم. اما ادبیات زندگیم همچنان بدوی وبی ریشه است .فقط هرروز کلمات وترکیبهای تازه را حفظ میکنم.

گفتمان.پرسمان. نهادینه. بهینه. یارانه .رایانه .سمن.....

تمام عمرم کلمه شده است.....

[ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ] [ ] [ ]

دکتر مصطفی اقلیما :در هفته های اخیر اگاه شدیم که وزارت اموزش وپرورش طی دستورالعملی  تاکید کرده  : اختلاط نوآموزان دختر و پسر در کلاس‌های پیش‌دبستانی ممنوع است و فقط در مراکزی که تعداد نوآموزان به حد نصاب نرسد، این امر با کسب مجوز از آموزش و پرورش منطقه بلامانع است. گرچه  در تمام دنیا مدارس ومراکز آموزشی مختلط وتفکیک شده وجود دارد اما دراین جوامع خانواده وافراد براسا س شرایط خود حق انتخاب دارند واجباری نسبت به تحصیل وآموزش در فضاهای آموزشی خاص نیست. بنابراین اگر ما با هر دلیل ونیتی به تفکیک جنسیتی میپردازیم بهتر است شرایط اجرای عاقلانه آن را نیز فراهم کنیم .به این ترتیب ، کودکان 5-6 ساله دوره پیش دبستانی را درمدارس هم جنس خود ثبت نام کنیم.  به این ترتیب او میپذیرد در مدرسه همجنسان خود اموزش ببیند  اما  اگر این اطفال در یک پیش دبستانی با غیر  هم جنس خود آموزش ببینند اما در دو کلاس جداگانه بنشینند باعث تعارض در رشد آنها می شود. چراکه این اطفال ، در همین سن وشرایط ، در منزل با کودکان با جنس مخالف خود معاشرت وارتباط دارند  . آنها درخانه    با خواهر یا برادری که هم جنس  نیست زیر یک سقف  وبدون تفکیک جنسیتی زندگی میکنند. در مهدکودکی آموزش میبیند که کلاس کناری او کودکان غیر هم جنس هستند وساعت تفریح در حیاط با آنها بازی میکند.  از این رو چون درک این جداسازی میسر نیست  ، نه تنها او ابعاد ارزشی وعقیدتی این مساله را نمی داند بلکه موجب تعارض دررشد  میشود. نکته دیگر اینکه همین طفل ؛ سال گذشته یا حتی جند روز گذشته  در همین فضای آموزشی با غیر همجنس خود آموزش دیده وحال میبیند که باید جداشود  بدون انکه علت این مقوله را بداند  یا نسبت به     مفهوم زن ومرد  اطلاعات خاصی داشته باشد.

همچنین  بررسیها جکایت از آن دارد هرگاه اجباری نسبت به اعمال  واجرای قوانین وجود داشته این امرنتیجه عکس دارد و  منجربه رشد افراد قانون گریز وقانون ستیز  شده است . چنانکه درحال حاضر نیز شاهدیم  با سیاستها وبرنامه  ریزیهای گوناگون ؛ سالها به تفکیک جنسیتی مردم در اتوبوسها ودانشگاهها و.... پرداختیم اما این مسایل باعث کاهش جرایم وآسیبهای اجتماعی نشده است. بنابراین ما باید با آموزش بیشتر  جامعه را به سوی آگاهی  ورشد ببریم  .    اینگونه  ، همسو با شرایط تعلیم مناسب  در اموزه های دینی ؛  ابتدا به افراد بینش کافی بدهیم سپس به آنها اختیار دهیم .و چنا نچه از چهارچوب تعریف شده تخطی کردند ، مجازات کنیم.اما درجامعه ما درعمل چنین نیست ، بدون تاکید بر آگاهی وعقل واختیار ، برنامه های تدوین می شود وبرای عدم اجرای آن مجازاتی در نظر میگیریم . به این ترتیب ،بدون آثارسودمندی  فقط قانون وتبصره وبخشنامه اضافه میشود.

 

[ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
 

شرق:مي‌خواهد از همسرش جدا شود يا بهتر است گفته شود، شوهرش ديگر حاضر نيست با او زندگي كند. شوهرش مي‌گويد، با زني كه افسرده و عصبي است و از او تمكين نمي‌كند، نمي‌تواند زندگي كند. اما زن نمي‌خواهد زندگي‌اش را از دست بدهد. مي‌گويد ترجيح مي‌دهد، اگر شوهرش او را طلاق مي‌دهد، فكر كند او فقط افسرده و عصبي است تا اينكه بفهمد او بعد از اينكه مورد تجاوز قرار گرفت، اينچنين شد.
پنج سال پيش بود كه او از سوي برادر شوهرش مورد تجاوز قرار گرفت، اما اين راز را در خود نگه داشت، چون مي‌دانست اگر شوهرش از موضوع باخبر شود، هم او را خواهد كشت، هم برادرش را.
اما حالا هم كه از صفحه زندگي شوهرش پاك مي‌شود، ترجيح مي‌دهد بدون هيچ رسوايي اين اتفاق بيفتد!
اين داستان تلخ...
اين داستان، تلخ است. اين داستان تلخ، هر روز تكرار مي‌شود. تكرار اين داستان تلخ براي بسياري از زنان و دختران كابوس است. كابوسي كه هر روز شكل تازه‌اي از آن را در صفحات حوادث روزنامه‌ها مي‌بينيم. كابوسي كه ممكن است روزي براي هريك از ما تعبير شود. مورد تجاوز قرار گرفتن، رسوايي بزرگي است كه زندگي آنان را تباه مي‌كند و پدر، شوهر، خانواده، جامعه و حتي قانون ممكن است نتواند از آنان حمايت كند. اين كابوسي است كه اگر زماني با وحشت از خيال آن برخيزند از به واقعيت پيوستن آن تا پايان عمر در هراس خواهند بود. اغلب يك راه‌حل باقي مي‌ماند؛ سكوت. سكوتي تلخ و فرساينده، اما انگار چاره فقط همين است.
به گفته دكتر سيدمهدي صابري، روان‌پزشك و عضو هيات‌علمي مركز تحقيقات پزشكي قانوني، تجاوز جنسي مساله‌اي است كه به فرد، طبقه اجتماعي يا شرايط خاصي محدود نمي‌شود و همه دختران و زنان در همه جوامع ممكن است در معرض چنين آسيبي قرار گيرند. حتي در جوامعي كه آزادي‌هاي جنسي نيز وجود دارد، تجاوز جنسي اتفاق مي‌افتد، اما تفاوت اينجاست كه در جوامعي كه فشارهاي اجتماعي بالاست، درصد قابل توجهي‌ از تجاوزها و آزارهاي جنسي در درون خانواده و توسط آشنايان صورت مي‌گيرد. يعني زن يا دختر از سوي فرد يا افرادي كه مورد اعتماد خانواده هستند و به درون خانواده رفت‌و‌آمد مي‌كنند، مورد تجاوز قرار مي‌گيرند. وي درباره ماهيت تجاوزهاي جنسي در ايران مي‌گويد: متاسفانه در جامعه ايران به نظر مي‌رسد، آمار تجاوزها و آزارهاي جنسي در خانواده‌ها و از سوي نزديكان بيشتر است. البته آمار اين واقعه در هيچ كشوري نمي‌تواند دقيق باشد، چون بسياري از زنان و دختراني كه با چنين مشكلي مواجه مي‌شوند، بنا به ملاحظاتي براي پيگيري آن اقدام نمي‌كنند.
دكتر صابري درباره دلايل پيگيري نكردن قضايي اين موضوع از سوي قربانيان مي‌گويد: بسياري از اين افراد، به دليل ترس از رسوا شدن، نگراني از برخوردهاي قهرآميز، ترس از مقصر شناخته شدن يا نگراني از تهديدهاي فرد متجاوز، موضوع را مطرح نمي‌كنند و احتمال چنين رفتاري در جوامعي كه محدوديت بيشتري وجود دارد، به مراتب بيشتر است. اين روان‌پزشك ادامه مي‌دهد: بسياري از روان‌شناسان و روان‌پزشكان در خلال جلساتي كه با برخي بيماران زن و دختر دارند، به طور ضمني متوجه مي‌شوند كه بسياري از اختلالات رواني آنان ريشه در اين اتفاقات دارد و فرد به دلايل گفته‌شده، اين موضوع را با كسي در ميان نگذاشته است و اين آسيب به صورت يك اختلال رواني در فرد آشكار مي‌شود.
قربانيان و اختلالات رواني ديرپا
وقتي يك زن قرباني تجاوز مي‌شود، در واقع قرباني جنسيت خود است و به دليل اينكه مطمئن است از سوي جامعه حمايتي از او نمي‌شود، گاه موضوع را اصلا مطرح نمي‌كند، اگر در خانواده مطرح كند به احتمال زياد محكوم مي‌شود. جامعه و قانون نيز احتمالا از او حمايتي همه‌جانبه نخواهد كرد. با چنين پيش‌بيني‌اي بسياري از اين زنان، ترجيح مي‌دهند در خلوت درون‌گراي خود موضوع را پنهان كنند، اما بدون شك پيامدهاي آن روي فرد باقي خواهد ماند و به اطرافيان و خانواده او تسري خواهد يافت، در حالي كه ممكن است، پدر، همسر، فرزندان و خانواده آن زن متوجه نشوند كه ريشه بسياري از مشكلات او چيست؟
دكتر صابري درباره پيامدهاي رواني تجاوز جنسي در قربانيان مي‌گويد: مواردي از اين آزارهاي جنسي منجر به اختلالي به نام «استرس پس از حادثه» مي‌شود كه نوعي اختلال رواني ديرپا و مزمن است. اين اختلال زماني بروز مي‌كند كه ضربه و آسيب رواني جدي به فرد وارد شود، به طوري كه قرباني خود را در معرض خطر جدي جاني مشاهده مي‌كند، اما پس از آنكه از آن حادثه جان سالم به درد مي‌برد، دچار چنين اختلالي مي‌شود.
عضو هيات‌علمي مركز تحقيقات پزشكي قانوني هم چنين توضيح مي‌دهد: اين افراد دچار اضطراب دايمي نيز مي‌شوند و هميشه تصور مي‌كنند كه حادثه‌اي مشابه براي آنان در آينده نزديك اتفاق خواهد افتاد. افرادي كه مورد تجاوز قرار مي‌گيرند، از يادآوري آن حادثه و هر موضوع يا فردي كه موجب يادآوري آن شود، گريزان هستند. درنتيجه خود را حتي از كساني كه دوست‌شان دارند، دور مي‌كنند.
به گفته دكتر صابري، اين افراد معمولا دچار افسردگي‌هاي واكنشي و اضطراب‌هاي شديد مي‌شوند و همواره نگران و غمگين هستند و از روابط اجتماعي كناره‌گيري مي‌كنند. ترس‌هاي مرضي- فوبيا- از ديگر علايم موجود در اين افراد است كه موجب مي‌شود، فرد از موقعيت‌هاي طبيعي هم فرار كند، طوري كه مثلا وقتي زني مورد تجاوز قرار مي‌گيرد، حتي از برقراري ارتباط جنسي با همسر خود امتناع مي‌كند.
اين روان‌پزشك درباره ساير اختلالات در قربانيان تجاوز توضيح مي‌دهد: بروز اختلالات شخصيتي، به ويژه اگر فرد در سنين كودكي و نوجواني مورد تجاوز قرار گيرد، در اين افراد جدي است. اختلال شخصيت مرزي، اختلال مهمي است كه فرد را مستعد مي‌كند در بزرگسالي اقدام به خودزني و خودآسيبي كند و روابط پرتنش و پرآسيبي را با ديگران داشته باشد.
وي مي‌افزايد: اين افراد به‌شدت تحريك‌پذير و آسيب‌پذير هستند و نمي‌توانند روابط پايداري با ديگران برقرار كنند. گاه نيز احساس پوچي در اين افراد چنان شدت مي‌يابد كه ممكن است بر اثر آن دست به خودكشي بزنند.
متجاوز، جاني يا قرباني؟
افرادي كه مورد آسيب و آزار جنسي قرار مي‌گيرند، خود «قرباني» هستند، چون بدون رضايت، مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته‌اند، مانند زلزله يا هر حادثه ناخواسته ديگري كه زندگي فرد را تحت تاثير قرار مي‌دهد و سرنوشت او را براي هميشه تغيير مي‌دهد، اما متاسفانه در جامعه‌اي مانند ايران بيشتر نگاه‌ها به اين سو معطوف مي‌شود كه خود فرد تحريك‌كننده و مساله‌دار بوده است. چنين برداشتي به معني آن است كه فرد از دايره قرباني بودن خارج و مقصر شناخته مي‌شود، در اين صورت او دچار احساس گناه مي‌شود و همين موضوع به آسيب‌هاي رواني او دامن مي‌زند. اما موضوع متجاوزان به عنف نيز بسيار قابل توجه است، عاملان به اين جنايت چه افرادي هستند؟ آيا هر مردي با قرار گرفتن در شرايطي خاص مي‌تواند تبديل به يك متجاوز به عنف شود يا نه، اين افراد داراي ويژگي‌هاي رواني خاصي هستند كه آنان را براي ارتكاب به چنين جنايتي مستعد مي‌كند؟
دكتر صابري، روان‌پزشك و عضو هيات‌علمي مركز تحقيقات پزشكي قانوني درباره ويژگي‌هاي رواني افرادي كه اقدام به تجاوز مي‌كنند، مي‌گويد: اين افراد معمولا داراي اختلالات رواني و شخصيتي هستند و در زندگي با محدوديت‌هاي جنسي مواجه و به عبارتي دچار نارضايتي‌هاي جنسي‌اند. افراد متجاوز ممكن است، حتي از ارتباط با فردي كه به صورت قانوني با او رابطه دارند، رضايت نداشته باشند؛ اين نارضايتي موجب مي‌شود كه اين افراد تصميم بگيرند، تمايلات سركوب شده خود را با تجاوز به افراد بي‌گناه، پاسخ دهند.
وي با اشاره به وجود اختلال ضداجتماعي روان‌پريشي بيشتر متجاوزان به عنف مي‌گويد: عواملي زمينه‌ساز بروز چنين اختلالاتي در فرد مي‌شود، مثلا در خانواده‌هاي تك‌والد يا خانواده‌هايي كه ثبات ندارند يا روابط ميان افراد در آن سرد است و افراد نمي‌توانند ارتباط درستي با يكديگر برقرار كنند، زمينه شكل‌گيري اين اختلال در افراد بيشتر است. در خانواده‌هايي هم كه اعتياد و افسردگي وجود دارد، احتمال ابتلا به اختلالات رواني مشابه و تجاوز، به ويژه به محارم افزايش مي‌يابد. دكتر صابري مي‌افزايد: ازدواج مجدد والدين، چه زن و چه مرد كه منجر به رفت‌و‌آمد افراد جديدي به خانواده مي‌شود، نيز ممكن است در بروز اين اتفاق موثر باشد. در‌واقع اگر در حال حاضر آماري هم از ميزان تجاوز جنسي در جامعه وجود داشته باشد، همچون كوه يخي است كه تنها قله آن از آب پيداست و قسمت عمده آن در لايه‌هاي پنهان جامعه در حال رخ دادن است، اين آمار تنها بخش كوچكي از واقعيت است. به عنوان مثال ممكن است در طول يك ماه فقط 10 تا 15 نفر تحت عنوان تجاوز جنسي به پزشكي قانوني مراجعه كنند، اما آمار واقعي شامل تجاوز جنسي يا آزار جنسي كه حتي شامل حال كودكان نيز مي‌شود و بيشتر در خانواده‌ها اتفاق مي‌افتد ، بسيار بيش از اينهاست.
اين خطوط مسدود است!
اگر دزدي به خانه شما حمله كند، شما خيلي سريع با پليس تماس مي‌گيريد، شكايت مي‌كنيد و خواستار پيگيري ماجرا مي‌شويد، در اينكه جرمي اتفاق افتاده است، شكي نيست، اما اگر كودك يا زني مورد تجاوز قرار بگيرد، نه تنها جسم او بلكه روح او دچار آسيب‌هايي شده است كه تا ابد قابل ترميم نيست.
اما آيا افرادي كه مورد تجاوز قرار گرفته‌اند و جسم و جان‌شان به يغما مي‌رود، مي‌توانند به‌راحتي شكايت كنند؟ اصلا چگونه مي‌توانند ثابت كنند كه آنچه اتفاق افتاده، برخلاف ميل آنان و با زور يا تهديد انجام شده است؟ و در ضمن با شرم و ننگ اجتماعي چه خواهند كرد؟ تجاوز، جرمي است كه اگر قرباني آن اعاده حيثيت كند، نه‌تنها ممكن است مورد سرزنش قرار ‌گيرد، بلكه نخست بايد بي‌گناهي خود را ثابت كند! باور عمومي، اگرچه نادرست، اين است كه قرباني به نوعي خود محرك تجاوزگر بوده است و به گونه‌‌اي هم‌دست مجرم شناخته مي‌شود و حتي اگر مسووليت جرم به گردن تجاوزگر افتد، شرم آن بر گردن زن يا كودكي است كه مورد تجاوز قرار گرفته است.
دكتر صابري درباره شيوه حمايت از قربانيان تجاوز مي‌گويد: در بسياري از كشورهاي توسعه‌يافته، خطوط تلفني ويژه‌اي براي تجاوز و آزارهاي جنسي در نظر گرفته شده است تا اگر فردي مورد تجاوز قرار گرفت، بتواند با مراكزي كه براي اين مورد پيش‌بيني شده است ارتباط برقرار كند و حتي اگر بخواهد مسايل خود را به صورت ناشناس مطرح كند، من فكر مي‌كنم چنين خط ويژه‌اي در ايران نيز بايد راه‌اندازي شود تا قربانيان تجاوز بتوانند به راحتي با آنها تماس بگيرند و حتي به صورت ناشناس مسايل خود را در ميان بگذارند و از خدمات مشاوره بهره بگيرند. اين موضوع علاوه بر كاهش فشار روي اين افراد كمك مي‌كند تا آمار واقعي‌تري از قربانيان تجاوز و آزار جنسي در كشور به دست آيد.
عوامل افزايش آمار تجاوز جنسي
عوامل زمينه‌ساز در افزايش آمار تجاوز جنسي در يك جامعه چيست؟ در بروز اين پديده آيا فقط زنان مقصرند يا مردان نيز مانند زنان، قرباني شرايط اجتماعي اقتصادي و فرهنگي جامعه هستند؟ نقش دستگاه قضايي و امنيتي در كاهش آمار اين پديده ناهنجار اجتماعي چيست؟ اينها سوالاتي است كه با دكتر عاليه شكربيگي، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس به تحليل و بررسي آنها پرداختيم.
به گفته اين استاد دانشگاه، تجاوز جنسي پديده‌اي است كه از گذشته تاكنون در همه جوامع وجود داشته است و از اين پس هم اتفاق خواهد افتاد، اما در بعضي جوامع، عواملي چون فقر اقتصادي، از هم گسيختگي اجتماعي، بحران‌هاي اجتماعي و نبود اعتماد و همدلي، ناامني را در جامعه افزايش مي‌دهد و در چنين شرايطي افراد به واكنش‌ها، حركات و رفتارهاي نامطلوب اجتماعي دست مي‌زنند كه يكي از آنها تجاوز جنسي است.
اين استاد دانشگاه پيش از پرداختن به مبحث اصلي تاكيد مي‌كند: براي تحليل هر پديده اجتماعي فقط يك عامل اثر‌گذار نيست. به همين دليل در بررسي‌ها بايد مجموع عوامل اقتصادي، اجتماعي، اخلاقي و فرهنگي را مورد بررسي قرار داد. متاسفانه در تحليل بسياري از پديده‌ها و ناهنجاري‌ها در جامعه ايران، فقط به يك يا دو عامل تاكيد مي‌شود، مثلا در ارتباط با موضوع تجاوز جنسي فقط برنامه‌هاي ماهواره‌اي يا پوشش زنان مورد توجه قرار مي‌گيرد، در حالي كه هر پديده اجتماعي، تحت تاثير عوامل گوناگوني شكل مي‌گيرد. به طور كلي بر اساس نظريه‌هاي جامعه‌شناختي در يك جامعه سالم، انسان براي رسيدن به اهداف خود از يك‌سري ابزارهاي خاص بهره مي‌گيرد، اما اگر ابزارهاي لازم براي رسيدن به اهداف از طريق درست وجود نداشته بود، در جامعه بحران به وجود مي‌آيد.
اين جامعه‌شناس در ادامه به نظريه «متغيرهاي الگويي پارسونز» اشاره مي‌كند و مي‌گويد: بر اساس اين ديدگاه، رفتارهاي افراد در ارتباط با جامعه، خانواده، نظام آموزشي و رسانه‌ها شكل مي‌گيرد و آنان رفتار خود را در اين متغيرهاي الگويي تعريف مي‌كنند. اين استاد دانشگاه با اشاره به اينكه نظم اجتماعي، فقط نظم در عين نيست و نظم در ذهن جامعه است، مي‌گويد: در واقع گسترش پديده‌هايي مانند تجاوز جنسي ناشي از بي‌نظمي در ذهن انسان‌هاست. معتقديم جامعه زماني مي‌تواند سالم باشد كه خانواده سالم داشته باشد. با توجه به شرايط خانواده‌هاي ايراني و گسترش تفردگرايي مي‌توان گفت شاهد بحران در ارتباط با نهاد خانواده هستيم كه در دل آن پديده‌اي چون تجاوز به ويژه تجاوز به محارم اتفاق مي‌افتد، اما چون اين اتفاق در بستري از محرميت اتفاق مي‌افتد، متاسفانه گزارشي درباره آن ارايه نمي‌شود.
تاثير سريال‌هاي ماهواره
دكتر شكربيگي، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در بررسي عوامل بروز تجاوز جنسي در حالي كه مهم‌ترين عامل را عامل رواني مي‌داند، مي‌گويد: زماني كه در يك جامعه به اندازه كافي آزادي وجود داشته باشد، امكان بروز بسياري از رفتارها در سطح جامعه امكان‌پذير مي‌شود، اما وقتي در يك جامعه محدوديت افزايش مي‌يابد، فشارهاي ناشي از آن موجب مي‌شود، افراد به محيط‌هاي خلوت رو آورند و به خود اجازه دهند به دور از چشم جامعه، هر رفتاري را از خود نشان دهند. بر اثر محدوديت‌هاي اجتماعي، فشار غريزه جنسي شدت مي‌يابد.
وي مي‌افزايد: ساختار جامعه ايران مردسالار است و پيامد آن عرف‌هاي حقوقي و اجتماعي تبعيض‌آميزي است كه موجب شكل‌گيري ذهنيت‌هاي استبدادي در مردان نسبت به زنان مي‌شود. برخوردهاي تبعيض‌آميز، باورهاي كليشه‌اي را در جامعه بازتوليد مي‌كند و خانواده چون از دسترس فشارهاي اجتماعي به دور است، به جاي آنكه مامني براي افراد باشد، ناهنجاري‌هايي چون تجاوز به درون آن رخنه مي‌كند. وي در حالي كه در بروز پديده‌هايي چون تجاوز جنسي، برنامه‌هاي ماهواره‌اي را هم موثر مي‌داند، توضيح مي‌دهد: امروزه ماهواره به خلوت خانواده‌ها، زنان و مردان نفوذ پيدا كرده و شكل‌دهنده بسياري از رفتارهاست. آمارها نشان مي‌دهد 85درصد خانواده‌هاي ايراني در نبود برنامه‌هاي جذاب رسانه ملي، سريال‌هاي ماهواره‌اي را تماشا مي‌كنند؛ سريال‌هايي كه در آنها روابط آزاد و خيانت به راحتي به تصوير كشيده و تكرار مي‌شود. به عبارتي اين موضوع‌ها به صورت مرتب مخاطبان را در معرض بمباران قرار مي‌دهد. اگر تا همين چند سال پيش برقراري ارتباط با جنس مخالف در جامعه ما براي دختران و پسران تابو بود، اما الان گروهي از جوانان فراتر از رابطه دوستي با جنس مخالف، تحت تاثير اين برنامه‌ها به رابطه آزاد جنسي رو آورده‌اند.
دكتر شكربيگي عوامل اقتصادي را نيز در بروز بسياري از بحران‌هاي اجتماعي موثر مي‌داند و مي‌گويد: تنگناهاي اقتصادي موجب شده است كه آمار ازدواج با در نظر گرفتن جمعيت جوان آن رو به كاهش رود، اين موضوع جوانان را تحت فشار قرار مي‌دهد، واقعيت آن است كه اگر امكان ازدواج در جامعه فراهم باشد، بسياري از جوانان ترجيح مي‌دهند نيازهاي خود را در درون خانواده پاسخ دهند.
وي مي‌افزايد: جدا از تجاوز جنسي كه بي‌رحمانه‌ترين شكل تامين نيازهاي جنسي است، ارضاي اين نياز از طريق رابطه نامشروع و با توافق دو طرف در لايه‌هاي پنهان جامعه در حال گسترش است كه زنگ خطري جدي تلقي مي‌شود.
متاسفانه شرايط جامعه به‌گونه‌اي است كه زمينه بروز برخي ناهنجاري‌ها وجود دارد.
پيامدهاي علني شدن اخبار تجاوز
دكتر شكربيگي درباره پيامدهاي علني شدن برخي حوادث مثل حادثه تجاوز دسته جمعي در خميني‌شهر توضيح مي‌دهد: مطرح شدن موضوع تجاوزهاي جنسي به دور از اغراض سياسي، مي‌تواند مفيد باشد، به شرط آنكه دستگاه قضايي با عملكرد دقيق و به موقع خود بتواند پاسخگوي افكار عمومي باشد، در غير اين صورت طرح اين مسايل در جامعه علاوه بر تشديد احساس ناامني در جامعه موجب جري شدن افرادي مي‌شود كه پتانسيل بروز چنين ناهنجاري‌ها را در خود دارند. اگر دستگاه قضايي و مسوولان، متجاوزان را در آن حدي كه لازم است مجازات نكنند، سودجوياني نيز پيدا مي‌شوند كه با مشاهده عدم اقتدار دستگاه قضايي به خود اجازه مي‌دهند به ناامني در جامعه دامن بزنند كه اين خود موجب رشد و پرورش اوباشي‌گري در جامعه مي‌شود. دكتر صابري روان‌پزشك و عضو هيات علمي مركز پزشكي قانوني نيز معتقد است: اطلاع‌رساني درباره فجايع و حوادثي نظير تجاوزهاي جنسي در جامعه به شكلي كه اين روزها در رسانه‌هاي ايران انجام مي‌شود، برخلاف تصور، پيامدهاي مطلوبي به دنبال نخواهد داشت. چرا كه اين اطلاع‌رساني بدون برخورد سريع قضايي موجب دامن زدن به اين جنايت‌ها مي‌شود. تحقيقات نشان مي‌دهد، اطلاع‌رساني‌هاي نادرست و ناقص به جاي آنكه موجب پيشگيري از موارد مشابه شود، موجب مي‌شود كه برخي افراد كه به دنبال مقاصد مجرمانه هستند و تا آن زمان جرأت انجام آن را نداشتند با ديدن تعلل و ضعف در رسيدگي به موقع و كامل و صحيح به جرايم به ارتكاب جرم تشويق شوند. به همين دليل توصيه مي‌شود انعكاس اين اخبار بايد با برخوردهاي قهرآميز تنبيه‌گرايانه سريع همراه باشد و تا زماني كه آثار جنايت از جامعه پاك نشده است، آثار تنبيهي قابل مشاهده باشد. اما متاسفانه ديده شده است كه پيگيري‌هاي قضايي آنقدر طول مي‌كشد كه جامعه حساسيت خود را نسبت به موضوع از دست مي‌دهد يا حتي افكار عمومي آن فراموش مي‌كند، به همين دليل مجازات اين افراد تاثيري كه لازم است را در جامعه نمي‌گذارد.

[ جمعه یازدهم شهریور 1390 ] [ ] [ ]

 

" مجدیه" نام شخصیت زن فیلم " اعتراض" به کارگردانی کیمیایی است برای من تا همین روزها  این نام یک اسم سینمایی برای زنی مستقل ومنتظر بود. اما " مجدیه " که تازگی دیدم کس دیگری است . یک زن سرپرست خانوار با چند میلیون بدهی که نشانی از همسر متواری اش است. زنی که  همین امروزهم بدون اذن مردان خانواده از خانه بیرون نمیرود وناچار است با مستمری بخور ونمیری که مردان قبیله اش وضع کردند روزگار بگذرانند ." مجدیه میگوید: همین که کمی به خودم میرسم پسرمیپرسد : میخوای دوباره عروس بشی... روزهاست که خانه مجدیه رنگ وبوی زندگی که نه رنگ وبوی یک غذای حسابی را ندیده .....

اما بیچاره عمو محسن که هرسال چندین بار به عتبات سفر میکند...بیچاره نازی که  هر سال دکور خانه اش را عوض میکند...بیچاره من که فکر میکنم اگر درس بخوانم ودورم هزار کتاب جمع کنم دانا وتوانا میشوم...بیچاره ما....

[ جمعه یازدهم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
 

آرزوی داشتن کشوری مقتدر وتوانا خواسته بسیاری از ماست.....


ادامه مطلب
[ دوشنبه هفتم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
از زبان  وادبیات  مردم این زمانه چیزی نمیفهمم .درک نمیکنم تعابیر ومصادیق زندگیشان را.اما بارها دیدم  خودشان به برگ ونوایی میرسند ومال ومنالی به هر شکلی جمع میکنند با افتخار میگویند : هذا من فضل ربی ویا خدا هرکه را بخواهد بی حساب روزی میدهد. اما وقتی کسی جز دارودسته خودشان صاحب جاه ومال شود میگویند: این سنت استدراجه  خدا اینقدر بهشون  میده که روبه خدا نکنن......

وقتی  پولی از این و آن  میگیرند میشود هدیه وهبه و ... ولی دیگران اگر بگیرند می شود زیر میزی .ربا و رشوه.... میشود گناه....

من زبان این مردم را نمیفهمم...

این هم داخل پرانتز

[ شنبه پنجم شهریور 1390 ] [ ] [ ]

 

*

دیگر برای اهل محل زمان حضور وغیاب آقای اتابکی اسان است از سرکوچه که میپیچد دوتا بوق مشتی با پدر ومادر میزند یعنی " آمدم." . درخانه که میرسد یک تک بوق میزند یعنی "درو بازکن" اگر اهل خانه تاخیر وتعللی دراین وظیفه خطیر داشته باشند .دستش را روی بوق میگذارد و بوقی ممتددبرای چند ثانیه وحتی چند  دقیقه میزند که معنای ومفهوم آن است که : "کدوم گوری بودی ......بجنب دست وپا چلفتی...."

این روزها ادبیات بوقی آقای اتابکی همسایه ما ، همه گیر شده ؛ به هرکوچه وخیابانی میروی همه شده اند آقای اتابکی ، حتی زمانی که پشت چراغ قرمز ایستاده اند بوق میزنند شاید این بیماری جدیدی است که گریبان شهر را گرفته است...

محمد رضا .ن: راننده با لبخندی منکر این بیماری شده وآن را عادت دانسته و میگوید: سالهاست مردم ما همین طوری رانندگی کرده اند .. . درواقع بوقها نوعی اظهار احساسات شده است .وقتی ناراحتند یک مدل بوق میزنند وقتی خوشحالند طور دیگر...

* تریپ صدا

هر روز گوشها بوقهای جدیدی را تجربه میکنند. بنابراین میتواند فرصت خوبی برای خلاقیت باشد. طه –م دانشجو نیز با تاکید به ورود احساسات به رفتارهای ترافیکی  میگوید:  گاهی فکر میکنم شاید روزی  وسایل نقلیه به گونه ای تولید شود  که به طور کلی برای همه گونه احساس  راننده ، بوق خاصی داشته باشد...

البته شاید این مساله برای خیلیها جالب باشداما گروهی نیز میانه چندانی با بوقها ندارند

 مریم –ف دراینباره می گوید:  من از بوقها متنفرم.. زیرا با شنیدنشان دچار ترس واضطراب می شوم وی   درادامه می افزاید : چند شب پیش که از سر کار به خانه برمیگشتم در یکی از کوچه های نه چندان روشن، صدای بوق بلندی را از پشت سر شنیدم . تصور کردم  کامیونی یا لودر است با ترس خودم را به دیوار چسباندم تا عبور کند اما بعد متوجه شدم  یک پی کی قراضه بود .

در جامعه ما دیگرانی نیز هستند که دل خوشی از بوقهاویا هرگونه صدای ناهنجار ندارند زیرا   هرگونه الودگی صوتی را خطرناک میدانند .

چنانکه یوسف رشیدی رئیس شركت كنترل كیفیت هوای شهر تهران در سیصد و نود و ششمین جلسه علنی شورای اسلامی شهر تهران با بحرانی دانستن آلودگی صوتی در 76 درصد  مراکز  درما نی  اظهارداشت: طی سه سال گذشته میزان الودگی صوتی دراین شهر تا 2 دسیبل   افزایش یافته است.

پیش از این نیز وی نسبت به افزایش الودگی صوتی هشدار داده واظهارداشت:       نتیجه پایش‌ها و بررسی‌ها نشان می‌دهد كه طی 10 سال گذشته یعنی از سال 80 تا 90 تراز صدای تهران 8 تا 9 دسیبل افزایش داشته است.

 

* ورود بوقها به برگه های معاینه فنی

 

گرچه نمیتوان نقش بوقها را در الودگی صوتی انکار کرد ، اما تلاش چندانی برای شناسای آثار آن نیز   نشده است.

مهندس حسین مهر آوران ،: کارشناس   شرکت کنترل کیفیت هوای تهران   درزمینه نقش بوقها درالودگی صوتی معتقد است:با توجه به انکه  منابع آلودگی صوتی بسیار متنوع هستند  و   بررسی جدی در خصوص  نقش بوق زدنها دراین مقوله انجام نشده است نمیتوان به طور قطع اظهار نظر کرد اما نمیتوان ان را نیز نادیده گرفت چراکه الودگی صوتی وجوددارد.

وی درادامه میگوید: برای کاهش اثار الودگی صوتی نزدیک به یک ماه پیش لایحه ای در شورای شهر تهران به تصویب رسید که طی آن مراکز فنی خودروها ملزم شدند میزان بوق ودود اگزوزها را نیز در برگه های معاینه فنی  محاسبه کنند. ودر صورت افزایش بیش از حد مجاز این موارد ؛ ازصدور تاییدیه خوداری کنند.  

* جای خالی تحقیقات  

دکتر نیما رضا زاده دکترای شنوایی سنجی نیز با اشاره به اینکه  به طور کلی در کشور ما شاخصی برای تعیین ومیزان آلئدگی صوتی نداریم تا مقایسه ای با استانداردهای جهان انجام دهیم . ا میگوید:  بنا بر برسیهای که انجام شده صداهایی که به خصوص در کلانشهرها میشنویم ازحد مجاز بالاتر است وبرای شنوایی آسیب تلقی میشود. از همین رو  دردهمین کنگره نوایی سنجی نیز که به تازگی داشتیم یکی از مباحث جدی مطرح شده همین مقوله بود تاراه حلی جدی برای این مساله به دست بیاوریم.

وی درادامه می افزاید: از آنجاکه عوارض  الودگیهای صوتی نظیر بوق زدن بیش از حد مجازبه یک باره  مشخص نمی شود توجه چندانی به ان نمی شود درحالیکه

حضور بیشتر دراینگونه  فضاها وبرای افراد ی که حساسیت بیشتریدارند میتواند ، آسیبهایی را به همراه داشته باشد  البته . اینگونه صدمات شنوایی از واکنش واسیب از   فرکانس بالا رخ میدهد وبه تدریج فرد نسبت به فرکانسهای پایین نیز واکنش نشان میدهد.

همچنین افرادی که خود از گذشته سابقه    مشکلات شنوایی همانند پیرگوشی  هستند الودگی صوتی این مسایل را تشدید میکند.

علاوه بر اسیبهای جسمی بوقهای نامناسب ،  این صداها عوارض روحی وروانی نیز دارند.چنانکه کارشناسان درخصوص الودگیهای صوتی  معتقدند :  حتی اگر عوارض این صداهای ناهنجار در ظاهر محسوس   نباشند اما در رفتارها ، به صورت  پرخاشگری ، کاهش آستانه تحمل فردو فراموشی بروز میکند همچنین منجربه  و اختلال یادگیری در کودکان می شود

 

*  فرهنگ بوق زدن

برای کاهش الودگیهای صوتی چه باید کرد؟

سالهاست که روشهای مختلفی برای کاهش الودگیهای صوتی اعمال شده که میتوان به بهره مندی از  تکنیکهای مهندسی تا برگزاری همایشها  اشاره کرد. اما هنوز هم این معضل به جاست.

مهندس مهر اوران در پاسخ میگوید: بهترین شیوه فرهنگ سازی است زیرا بسیاری از وسایل نقلیه که عامل عمده الودگی صوتی هستند. در کارخانه ها بوقهای استاندارد داشته اند اما شهروندان خود با بیتوجه به حقوق  دیگران بوقهای آسیب زا نصب میکنند و نسبت به نحوه استفاده از آنها نیز بی دقتی میکند. بنابراین باید فرهنگ ترافیکی را افزایشداد.

همچنین با بهره مندی از دیوارهاوعایقهای صوتی  از صدمات الودگی ها پیشگیری کرد.  

دکتر رضازاده نیز با تاکیدبرعنصر فرهنگ سازی    میگوید: طی 7-8 سال اخیر با اطلاع رسانی وفرهنگ سازی جامعه را نسبت به مزایای بستن کمربند آگاه کردند. حال میتوان با فرهنگ سازی نسبت به معضل بوقهای نامناسب که  سلامت جامعه را به خطر می اندازند نیز اقدام کرد. درادامه نیز با برخوردهای جدی قانونی وارد عمل شد ومتخلفان را ملزم به پرداخت جریمه کرد.

با وجود آنکه به طور صریح  در قوانین ما ،  نواختن بوقهای نامناسب جرم محسوب نمی شود اما بنابر    ماده ۲۷ آيين نامه مصوب سال ۷۴ هيئت وزيران در خصوص جلوگيري از آلودگي صوتي  که   بر اساس آن  ايجاد هر گونه آلودگي صوتي بيش از حد مجاز ممنوع است.. همچنین مطابق    اصلاحيه ماده ۳۲ اين قانون مصوب ۱۳۸۳ مسئولان آلودگي حاصل از منابع متفرقه و منابع خانگي و همچنين عاملان آلودگي صوتي به جزاي نقدي از ۳۰ هزار ريال تا ۳۰۰ هزار ريال و در صورت تکرار تا يک ميليون ريال محکوم خواهند شد.

 

لطفا بوق بزن

 

امروزه رفتارهای ترافیکی به عنوان نمودی از وضعیت فرهنگی جوامع  تعبیر می شود چنانکه در کشورهای پیشرفته استفاده از بوق های غیر عادی جریمه در پی دارد  حال آنکه در کشورهای درحال پیشرفته جز انکارناپذیر فرهنگ  ترافیکی  است. چنانکه  تجربه نشان داده بسیاری از رانندگان هندی   از زمانی که اتوموبیل خود را روشن میکنند تا زمانی که پیاده می شوند انگشتشان  روی بوق است  جالب اینجاست که درهمین کشور  پشت برخی اتوموبیلها به عنوان ادبیات ترافیکی نوشته است ؛ لطفا بوق بزن...

 

 

[ شنبه پنجم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
 دکتر اقلیما : براساس گزارش‌ها 30 درصد از دختران در پنج استان بزرگ در خانه‌های مجردی زندگی می‌‌کنند. سوالی که در این زمینه پیش می‌آید این است که چرا شاهد شیوع این روند هستیم و به کجا خواهیم رسید؟

در بررسی زندگی مجردی دختران باید به این نکته توجه داشت که این قضیه خود معلولی از علت‌‌هاست. یکی از مهم‌ترین علت‌هایی که در این زمینه می‌توان مورد توجه قرار داد این است که سال‌هاست تبلیغ‌هایی که صورت می‌گیرد روی ساختن خانه‌های کوچک است و تمام خانه‌های مهر و سایر ساختمان‌هایی که توسط دولت و نهادهای دولتی ساخته می‌شود 60 - 50 متری هستند. شهرداری نیز به ساختمان‌هایی که زیر 60 - 50 متر ساخته شوند مالیات‌های کمتری اختصاص می‌داد. از این رو می‌توان نقش سیاست و برنامه‌ریزی دولتی را در زندگی مردم در خانه‌های کوچک مشاهده کرد.

اما این قضیه تبعاتی هم دارد. یکی از تبعاتی که چنین سیاست‌های دولتی در پی داشته این است که فضا برای زندگی افراد کم است و علاوه بر این که روی میزان زاد و ولد تاثیرگذار بوده است، روی میزان حضور افراد در خانه و تعاملاتشان با بقیه نیز اثرگذار است. در این خانه‌‌ها فضا کافی نیست و افراد نمی‌توانند آزادانه و آنطور که دلشان می‌خواهد به فعالیت‌های خود بپردازند. از این رو، به محض دست یافتن به یک شغل که بتوانند درآمدی داشته باشند و اجاره‌خانه را بپردازند، سریعا دست به کار شده و به سراغ زندگی مجردی می‌روند یا با چند نفر از دوستانشان شریک شده و خانه‌ای را برای زندگی به دور از خانواده انتخاب می‌کنند. می‌توان منتظر بود که این روند در آینده‌ای نه چندان دور به سن‌های پایین‌تر سرایت کند و می‌توان گفت در 15 سال آینده، فرزندان خانواده‌ها از 15 سالگی به زندگی مجردی در خانه‌های جداگانه رو خواهند آورد و 60 درصد افراد در خانه‌های مجردی زندگی خواهند کرد.

اما نمی‌توان تنها به معایب چنین زندگی‌هایی نگاه کرد. از مزایای چنین زندگی‌هایی این است که از چند جهت باعث می‌شود طلاق‌ها کاهش پیدا کنند. یکی از دلایلی که این روش زندگی سبب کاهش طلاق می‌شود این است که افراد وابستگی‌های خانوادگی را نداشته و سال‌ها به تنهایی و با اتکا به توانایی خود با انواع مسائل و مشکلات دست و پنجه نرم کرده و راه و روش امرار معاش و زندگی کردن را یاد گرفته و تجربیات زیادی به دست آورده‌اند. دلیل دیگری که میتوان به آن اشاره کرد این است که ازدواج‌ها به اختیار صورت می گیرد و از همین رو شاهد کم شدن آمار طلاق خواهیم بود. وقتی افراد چنین زندگی را داشته باشند دیگر فقط به دلیل فشار خانواده و یا فرار از محیط خانوادگی به ازدواج کردن روی نخواهند آورد و فقط وقتی تمام جوانب را در نظر گرفته و با کمال میل حاضر به ازدواج باشند شروع به زندگی مشترک خواهند کرد. به این ترتیب، ازدواج‌ها با شناخت و از روی میل صورت گرفته و شاهد اتفاق افتادن طلاق‌های کمتر و آسیب‌هایی که پس از آن وجود دارد خواهیم بود.

باوجود این که این انتقاد وجود دارد که با رواج این شیوه زندگی آمار ازدواج نیز کاهش پیدا خواهد کرد و حدود 70 درصد دخترانی که زندگی مجردی دارند هرگز ازدواج نخواهند کرد، اما از سوی دیگر آمار طلاق نیز کاهش پیدا خواهد کرد که این خود نکته مثبتی است.

اما با تمام این‌ها باید گفت هنوز چنین قضیه‌ای خیلی در خانواده‌های ایرانی جا نیفتاده است و همانطور که برای خانواده‌ها انواع نگرانی‌ها را در پی دارد، برای خود این جوانان نیز ممکن است انواع مخاطرات و تهدیدهای روحی، جسمی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.

[ سه شنبه یکم شهریور 1390 ] [ ] [ ]

 

دکتر مصطفی اقلیما:در ساختارجامعه همه نهادها وموسسات  ، نقش وکارکرد مشخص وتعریف شده ای دارند . اما گاه دیده می شود این نهادها خواسته یا متاثر از نظرات دیگران به وظایفی فراتر از شرح وظایف  خود می پردازند .نظام آموزش وپرورش ما نیز درگیر همین افراط وتفریطها  است . چنانکه گاه شاهدیم درقالب برنامه هایی به شدت در زندگی خصوصی دانش آموزان دخالت میکند . زمانی نیز در برابر چالشهای آموزشی دانش آموزان منفعل است. درحالیکه وظیفه اساسی نظام آموزشی ما ؛ آموزش وپرورش دانش آموزان در قالب چارچوبهای مشخص وتعریف شده دراین نظام است. بنابراین نمی توان این ساختار را وادار کرد به مسایل فراتر از دیوارها وحوزه مدارس دخالت کند. چنانکه حدود وظایف آموزش وپرورش برای نظارت بر دانش آموزان محدود به مدارس می شود. چنانکه دانشگاهها نیزنمیتوانند  در برخورد با دانشجویان فراتر از حوزه  خود  عمل کند.

به هر روی ،مدتی است که با مطرح شدن ، مقوله  دوستی با جنس مخالف درمدارس واکنشهایی  ابراز شده است. چنانکه مسولان  نظام اموزشی کشور با نگاهی تردید آلود سعی درانکار ان داشتند که به اعتقاد من چنین مساله ای به لحاظ فراگیری فراتر از آمارهای ذکر شده است. اما معتقدم ،  این مساله در ذات خود همواره به عنوان یک آسیب تلقی نمی شود. چراکه انسان موجودی اجتماعی است ودرتعاملهای خود با گروههای متعددی سروکاردارد که میتوانند بخشی از آنها جنس مخالف باشند. از طرف دیگر ، ذکر " دوستی " در روابط به طورحتم به معنای داشتن روابط نامشروع نمی باشد. چنانکه اغلب افراد بزرگسال جامعه نیز تجربه ارتباط با جنس مخالف رادر چارچوبهای مشخص ؛ حرفه ای ، تحصیلی وخانوادگی و... دارند که از همه این روابط نمی توان تعبیر به روابط نامشروع داشت. بنابراین به آموزش وپرورش توصیه می شود ؛ درچارچوب وظایف خود به آموزش وپرورش صحیح دانش آموزان بپردازند و انها را برای ایجاد روابط انسانی سالم  پرورش دهد .تا فرزندان ما اگاهانه بدانند در مقابل چنین شرایطی به درستی عمل کنند. همچنین دغدغه این مسایل را به والدین و سازمانهای مربوط واگذار کند .چنان که نمی توان از اموزش وپرورش انتظار داشت برای رفع افسردگی یا خشونت دانش آموزی به تنهایی ومطابق برنامه های خود عمل کرد . نمیتوان از نظام آموزشی توقع داشت در تمام مسایل دخالت وحضورداشته باشد. بلکه این مساله به مراکز مشاوره و خانواده ها مربوط می شود که با تعیین حدود وشرایط  خانوادگی  ؛ فرزند را درچارچوب مشخص هدایت کنند.

[ سه شنبه یکم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
 

مدتی است که بحث عرفانهای نوظهور در جامعه گسترش یافته است.  حجه الاسلام شریفی دوست به بحث دراین زمینه پرداختند....


ادامه مطلب
[ سه شنبه یکم شهریور 1390 ] [ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

امکانات وب