تبليغاتX
آوای زن
آوای زن

فضای خانه که از خنده‌های ما گرم است

چه عاشقانه نفس می‌کشم! هوا گرم است

 

دوباره «دیده‌امت» زُل بزن به چشمانی

که از حرارتِ «من دیده‌ام ترا» گرم است

 

بگو دومرتبه این را که: «دوستت دارم»

دلم هنوز به این جمله‌ی شما گرم است

 

بیا گناه کنیم عشق را... نترس خدا

هزار مشغله دارد، سرِ خدا گرم است

 

من و تو اهل بهشتیم اگرچه می‌گویند

جهنم از هیجانات ما دو تا گرم است

 به من نگاه کنی؛ شعرِ تازه می‌گویم

که در نگاه تو بازارِ شعرها گرم است

 * نجمه زارع

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم بهمن 1388 توسط مریم |
به من بگو دوستت دارم

تا بیشتر باورکنم

که زنم

* به گمانم شاعر سعادالصباح است

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم بهمن 1388 توسط مریم |
اکثر مردان به همسر خود خیانت می‌کنند تا معشوقه داشته باشند. پدرم به مادرم خیانت می کرد تا زندگی خانوادگی خوبی داشته باشد

* آذر نفیسی .خاطرات یک دختر اشرافی

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم بهمن 1388 توسط مریم |
از اپیزودهای ضعیف فیلم دعوت همان قسمت مهناز افشار است.اما دراین اپیزود بازیگر دیالوگی دارد که خیلی زیبا وواقعی است .او میگوید:

" بیچاره شیدای بی خبر" .به گمان این دیالوگ به زندگی همه ما زنان مربوط می شود .ماهمه زنان بیچاره بی خبریم که حتی از برنامه ریزیهای ریزودرشت وخرد وکلان مردها درباره خودمان خبرنداریم فقط زمانی مطلع می شویم که ناچاریم آن را اجرا کنیم. مادر زندگی فقط عمله ایم نه بیشتر....

حتی حق تفکر درباره لحظه لحظه عمرمان یا ریال ریال در آمدمان  را نداریم.ما شیداهای بیچاره بیخبر حتی حق لذت بردن از شرایط عاطفی خودمان رانداریم.... مافقط عمله ایم....ابزاری که متولد می شویم تا خدمت بدهیم.....

نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم بهمن 1388 توسط مریم |
به چت روم می آیم .چراغت روشن است ....اما نه برای من... بگو کدام رفیق عسل گیرت کرده......
نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم بهمن 1388 توسط مریم |
دوستی که گاه برایم کتاب وفیلم می آورد.با احساس میگفت : اونقدر برای فیلم پاتو زمین نذار گریه کردم...

من ازاین همه تعریف وسوسه میشوم تافیلم راببینم تا آنکه یک روز  از خواهرم که کلوپ این فیلمهاست میخواهم فیلم را نشان بدهد. با تمسخر میگه: تو هم...

فیلم که تمام می شود......جلوی آینه به خودم می گویم:تو هم.....

* پ.ن:دوستم بعد گفت : برای زن جوان فیلم گریه کرده...این واقعیتی انکارناپذیر است که بسیاری از زنان مطلقه جوان- باتوجه وقوع طلاق در میان زوجهای جوان- مشکلات بی شماری دارند اما این فیلم نتوانست گویای این مشکلات باشد.

*پ.ن: از ایرج قادری فیلم" ناشناس "را از کودکیم به خاطر دارم

نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم بهمن 1388 توسط مریم |
سه دهه از پیروزی انقلاب می گذرد.طی این سالها زنان در کنار مردان حضور داشتند وبی تردید بیش از مردان  موثر بودند. از زنان ارزشمند در این سالها میتوان به " بانو فهیمه محبی " اشاره کرد.بانویی فرهیخته که این روزها جایش خالی است.

* درباره وی بخوانید

* درباره وی بخوانید

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 توسط مریم |
دیگه ازجمعیت کنسروشده خبر نیس  .برخلاف همیشه تمام مسافرا

آرام ونجیب روی صندلیها نشستن .اتوبوس  نرم نرمک حرکت می کرد .

 صدای زیر چند زن در اتوبوس پیچیده

خدا ذلیلش کنه... زنیکه اومد خونه دخترم رو خراب کرد....خونه اش خراب شه...

"خونه"."خونه من"..."خونه خراب" باانگشت روی شیشه اتوبوس می

کشم .دلم میخوادبه پیر زن بگم  اگه اون زنه سهم دخترت رو گرفته

پس سهم خودش از زندگی کجاس؟...

صدای موسیقی می پیچه  .تلفنم زنگ می زنه.

"...بله .امشب تنهام....میره خونه  میترا....امشب نوبته اونه..........."

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 توسط مریم |
در خبرها میخوانم " خانم طاهایی " از بنیانگذاران حوزه اسلامی بانوان در گذشته است .دوستی میگوید: سوژه امروز درباره زنان مجتهده است. ناراحت می شوم .بازهم حکایت نوشدارو بعد از مرگ سهراب است....
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سیزدهم بهمن 1388 توسط مریم |
می گوید: تو از خوشبخت ترین زنهای دنیا هستی....

من فکر میکنم......

نوشته شده در تاريخ شنبه دهم بهمن 1388 توسط مریم |
قالب وبلاگ